باید بگم ڪہ من موقع امتحان ریاضی پایان تࢪم نتونستم همشو بخونم😔،
شب امتحان هم نتونستم بخونم و چون خیلی خسته بودم خوابم بࢪد...
فرداش با استرس ڪہ به مدرسه ࢪفتم،
تو ࢪاه ڪلاس ڪہ صف بودیم نگاهم خوࢪد بہ عڪس شهید محسن حججی که تو دیوار سالن مدرسمون بود،بهش گفتم داداش محسن،خودت کمکم کن🙂!
البته با خدا قبلش دࢪمیون گذاشته بودم که همشون باهم به من کمک کنن😅؛
خوشبختانه برگه امتحان که اومد استࢪسم رفت،چون معلممون همون امتحان ریاضی میان تࢪم ࢪو گرفته بود،سوالاش دقیقا همون بود،به لطف ایشون و خدا منم جواباشون ࢪو یکی یڪی یادم اومد و همࢪو نوشتم و امتحانم ࢪو خوب دادم😍😍😍.
این ࢪو جزوی از کمک های داداش محسن میدونم😊:).
#عنایت_آقامحسن_بہ_شما