سَمیح🕊
روز های رفته که برنگشت
دعاها که اثر نکرد,فاصله ها
که پر نشد,خوابها که تعبیرنشد
تو که مهربان نشدی-!
حتی نگران هم نشدی اما...
این مدت اموختم دیگر منتظر نباشم
منتظر هیچ قولو هیچ حرفی...
اندوه نداشتنت اموخت انقدر قدرتمند هستم...که از نبودنها و نشدنها,نخواهم مرد!که با اعتماد به خودم جلو بروم...
نه با وابستگی-!و این بزرگترین هدیه تو بود...هدیه ای که نتوانست مرا به تو نزدیک کنداما توانست مرا به خودم نزدیک کند.!ان زمانها ارزویم تو بودی و اکنون ارزویم خودم هستم!زمانی همه چیز به تو ختم میشد چه روزهای غم انگیزی اما خوشحالم ان روزها تمام شده...راضی ام از نبودنت و از بودنم!از اینکه تصمیم گرفتم برای بی تفاوتی ات تلاش نکنم از اینکه اجازه دادم زندگی فرصتهای دیگری را نشانم دهدو خداحافظی را شروع کنم! : )تصویرت هنوز همراهم است اما این فقط یک تصویر است....و من قبول کردم تصویر تو هرگز شبیه به خودت نبوده!حالا چقدر حتی بی تفاوتی ات را دوست دارم! : )اری,نشد و نخواهد شد اما انچه شد,به تمام زندگی و روابطم کمک کرد! از تو ممنونم....
سَمیح🕊
روز های رفته که برنگشت دعاها که اثر نکرد,فاصله ها که پر نشد,خوابها که تعبیرنشد تو که مهربان نشدی-! ح
توضیحِ تلخ به روایت تصویر...💔
سَمیح🕊
ولی بیشتر که فکر میکنم؛ الان بیشتر از هرچیزی دوست داشتم رو کاشی هایِ بین الحرمین نشسته باشم.. هی سم
خودمونی که بگم:
دارم میمیرم از دوری
میبینی منو؟!..💔
#ارباب