eitaa logo
ازاینجا‌که‌مَنم ؛
515 دنبال‌کننده
139 عکس
43 ویدیو
0 فایل
حال من بد نیست و یعنی هیچ جای بدنم درد نمی‌کند ولی اگر بخواهی حالم را عمیق‌تر جویا شوی اینجا میان ِحرف‌هایم ، حال‌درونم پرسه میزند . همون مُنیب / کپی؟خیر
مشاهده در ایتا
دانلود
انگار هرشب به انفجار نزدیک تر میشد وسیله ای برای نجات نبود دلیلی برای ماندن نبود راهی برای برگشتن نبود فقط باید میپذیرفت که تمام شده باید با همه وجودش این مسئله را میپذیرفت ته مانده های امید را زیر پا له میکرد تا برای همیشه تمام میشد تا برای همیشه کار را تمام میکرد ! بی‌قراری /
اگه تا الان بهم ثابت نشده بود امروز به طور قطعی بهم ثابت شد منشی ها بیشتر از دکترا قیافه میگیرن💆🏻‍♀
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷 رهبر معظم انقلاب: ما داغدار و عزادار خون‌های ریخته شده در فتنه دی‌ماه هستیم 💬 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای صبح امروز در دیدار مردم آذربایجان شرقی: ✏️ خونهایی بر زمین ریخته شد. ما داغداریم. من عرض میکنم ما عزاداریم به خاطر خونهایی که ریخته شد. یک عدّه‌ای خود آن مفسدین و فتنه‌گران و کودتاچی‌ها بودند، یک عدّه‌ای آنها بودند که اجل مهلتشان نداد و به درک واصل شدند و سر و کارشان با خدا است. با آنها کاری نداریم. لکن یک عدّه‌ای دیگر بودند که جزو آنها نبودند. سه گروه بودند، سه دسته. من کشته‌ها و جانباخته‌ها را به سه دسته تقسیم میکنم: ✏️ یک دسته نیروهای مدافع امنیّت و مدافع سلامت نظام بودند، چه نیروهای انتظامی، چه نیروهای بسیجی و سپاهی و چه کسانی که در کنار اینها حرکت میکردند. شهید شدند. اینها جزو برترین شهدایند. یک دسته اینهایند. ✏️ یک دسته رهگذرها هستند؛ وقتی که فتنه‌گر در داخل شهر فتنه برپا میکند، فقط افرادی که مواجه با او هستند از بین نمیروند، مردم بی‌گناه در خیابان دارد راه میرود طرف محل کسبش و طرف خانه‌اش، یک عدّه هم از اینها شهید شدند. اینها هم شهیدند به خاطر اینکه در فتنه‌ی دشمن به شهادت رسیدند. این گلوله از هر جا آمده باشد در فتنه‌ی دشمن این اتّفاق افتاده است و اینها شهیدند. دسته‌ی دوم هم شهیدند. ✏️ دسته‌ی سوم آن کسانی هستند که فریب خوردند، سادگی به خرج دادند، بی‌تجربه بودند، با فتنه‌گرها همراه شدند، من میخواهم بگویم آنها هم از ما هستند؛ آنها هم بچه‌های مایند، آنها هم یک عده‌ای‌شان پشیمان شدند، بعضی‌شان به من نامه نوشتند که ما آن روز آمدیم در خیابان و چه و چه و چه، ما را حلال کن. در زندان هم نبودند، آزاد بودند. پشیمان شدند، اشتباه کردند. آن کسانی که از اینها کشته شدند آنها را هم مسئولین شهید محسوب کردند، خوب کردند. ✏️ بنابراین دایره‌ی جانباختگانمان که به عنوان شهید اینها را حساب میکنیم دایره‌ی وسیعی است. به جز آن اصحاب فتنه و سردسته‌ها و کسانی که از دشمن پول گرفتند، اسلحه گرفتند، به غیر آنها بقیه چه عناصر مدافع امنیت، چه رهگذرها و چه حتی کسانی که با فتنه‌گرها چند قدمی حرکت کردند اینها فرزندان ما هستند؛ ما برای اینها طلب رحمت میکنیم، طلب مغفرت میکنیم، اشتباه کردند، خدای متعال از اشتباه اینها درگذرد ان‌شاءالله. ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ 💻 Farsi.Khamenei.ir
امروز متوجه شدم من دل نازک تر از این حرفام که با حال بد یه نفر نزدیک بود ۳۰ لیتر از سرانه اشک کشور رو تامین کنم ولی جلو خودمو گرفتم✨
واسه ایتا یه باگ‌شکن اختصاصی بزنید لطفا .
ما از همان اول عزادار بودیم ، ولی نه عزادار مجازی! عزادار تک تک مدافعان امنیت بودیم عزادار تمام رهگذرهایی که به ناحق کشته شدند بودیم عزادار فرزندان فریب خورده ی این کشور بودیم برای احیای فرهنگ اسلامی نیمه شعبان را برگزار کردیم و برای نشان دادن اتحاد مردم در ۲۲ بهمن راهپیمایی کردیم و به یاد تک تک شهدای جان باخته این حوادث هم بودیم بعد از تمامی این حوادث ، بعد از ۴۰ روز نه آمریکا در دفاع از جانباختگان حمله کرد و نه آن بخت برگشته فراخوانش را گردن گرفت و حتی به پر پر شده های این وطن لقب تلفات داد! با تمام این آشوب ها در آخر تنها کسی که تمام این جانباختگان را فرزندان همین کشور دانست و عزادارشان ماند همان کسی بود که او را دیکتاتور خواندند ! ما از همان اول عزادار بودیم ، اما عزادار واقعی! مُنیب /
بر طبق همون شعارهای دیروز[هریه‌نفرکشته‌ شه،هزارنفر‌پشتشه] یک حکومت در آشوب فقط درصورت اینکه بخواد به خودش پایان بده و قصد خودکشی داشته باشه باید آشوب گر رو بکشه وگرنه کشتن اونها فقط به تعدادشون اضافه میکنه!
سه تا کلمه ، خوابم برد . کسی صدام نزد . جا موندم انگار یکی زندگیمو طلسم کرده رو این دور باطل ، انگار از ریز و درشت زندگیم خیلی وقته جا موندم ...
ازاینجا‌که‌مَنم ؛
*
خیلی وقت بود به اتمام رسیده بودم حوصله و انرژی قبل را نداشتم ثانیه هایم بیهوده میگذشتند افکارم هرلحظه زجرکشم میکردند تمام نمیشد باید تمام میکردم اما دلبستگی هایی عمیق این اجازه را صادر نمیکردند منتظر یک‌جرقه بودم برای بریدن از انها جرقه ای که وجودم را از خشم به آتش بکشد بند دلبستگی هارا بسوزاند خاکستر من را هم در گوشه کناری دفن کند . نمیدانم /