اینجا دیوارها سخن میگویند !
* موزه عبرت 💥/
اینجا دیوار ها سخن میگفتند . .
اینجا قدم از قدم که برداری انگار تاریخ برایت تکرار میشود ، متوجه میشوی انگار تا قبل از این هیچ چیزی از تاریخ این انقلاب نمیدانستی ، مقدس بودنش را تازه میفهمی ، سیلی محکمی میخوری از عقب ماندنت از ندانستنت از تاریخ نخواندنت از بیهوده بودنت و حسرت میخوری از استقامت و پاکی و مجاهد بودن آن مبارزانی که در آن زمانه با این جنایت آشکار بر سر عهد و پیمان خود ماندند! با تک تک سلول هایت درک میکنی که واقعا این انقلاب با خون شهدا انقلاب شد و از برکت و مجاهدت آنها و یاری خداست که هنوز جمهوری اسلامی ایران پا برجاست و حتی افتخار میکنی که از کوچک ترین پیروان کسانی هستی که این چنین بر سر عقاید خود ایستادگی کردند و لحظه ای را هدر ندادند و مقابل ظلم و جنایت ایستادگی کردند ! فکر میکردم با تفاسیر این موزه قرار است بعدازین شب ها به خاطر وحشت ،خواب درستی نداشته باشم ولی اینجور نبود .. الان هم بهم ریخته بودم حیران بودم وحشت زده بودم ولی نه بخاطر ترس از این جنایت ، بلکه انگار کسی بلند در گوش هایم فریاد زده بود بعد از این دیگر بهانه گیری هایت و نمیتوانم هایت اثری ندارد چون کسانی بودن که نقض این هارا ثابت کردند !
موزه عبرت /
بحث دقیقا اینجاست که با دلار ۱۶۰ هزار تومن
نمیشه گاری خرید چه برسه موتور برای بانوان !
و بله به جای اولویت بندی این مسائل میان گواهینامه رو
آزاد میکنن یه موج واهی خوشبختی فرو میکنن به ملت
درحالی که طرف تو نون شبش مونده
باید الان به اینم فکر کنه
با این نوسان قیمت یه موتورم بخره ..
مسئله اینه که همیشه صورت مسئله حذف میشه ..
به قول همون جمله معروف :
کنسرت را مطرح میکنند تا از کرسنت نام برده نشود!
هیچکس نمیداند که دارم چه زحمتی میکشم،
تا امیدهایم را زنده نگه دارم.
معین دهاز /