این روزها یادم میرود که زندگی همیشه تلاقی
لحظه های شیرین و تلخ بوده
یادم می رود همیشه پایان شب سیَه سپید است ..
انگار ناامیدی بر شدت امیدواری ام غلبه کرده است
فراموش کرده ام اگر این تلاقی را فراموش کنم
آن وقت است که دیگر نمیخواهم زندگی را ادامه بدهم
از ازل تا به ابد همین بوده و خواهد بود نمیشود منکر شد
اگر تلخی نبود شیرینی به چشممان نمیآمد
فقط باید یاد میگرفتم در اینلحظاتی که
ظلمات تمام وجودم را فرا میگیرد
درست انتخاب کنم ،
یادآوری کنم هنوز نوری بر زندگی ام میتابد
یعنی زندگی همین است .. !
زندگانی /
حسینستوده.نماهنگ العجل 320 (1).mp3
زمان:
حجم:
9M
تعجیل کُن به خاطر صدها هزار چشم ؛
ای پاسخ گرامی اَمَن یُجیب ها !💚
این مملکت ، مملکت امام زمانه .. !
* اطلاعی ندارم 🇮🇷/
پذیرش دین تاوان دارد !
وقتی از خبر سوختن زنی در تاریخ میسوزی
وقتی ذوب میشوی در علی (ع) ..
باید منتظر باشی مثل آنها غربتت به چشم آید
دیوانگی مجنون سهم عشق به لیلی بود
محرومیت هم سهم عشق به علی !
دم زدن از علی(ع) ،
جگری چون جگرحمزه میخواهد
دلی به پهنای آسمان ،
صبری به اندازه صبر علی در اُحد
وقتی چشمش به شهدا افتاد
در مقابل سوختن گلش وقتی دوره اش کرده بودند
در آن شب تاریک وقتی با دستان خیبر گشا
تکه دیگری از خودش را در دل خاک پنهان کرد
شیعه بودن تاوان دارد !
شیعه تافته جدابافته است ، تقدیرش با همه فرق میکند
مثل دهسالگی علی عقایدش را به سخره میگیرند
بوی خطر که مشموم شود
تنهایش میگذراند
و تنهایش میگذراند
و تنهایش میگذراند ...!
تکههاییازکتابحیدر /