ماه من
10:10
دلتنگم و دیدار تو درمانِ من اَست..
بی رنگ رُخَت زَمانه زندان من اَست..!
ماه من
نهضت ادامه دارد...
بِنگر ای اَهریمنِ خون خوار و بد ذات و پَلید
این اَهریمن کُشان آخر شِکارَت میکنند
نَتْوان خوابی ببینی خوش تر از مَرگ و کفن
چون که باران های آتش را نِثارَت میکنند
ماه من
خلایق در تو حیرانند و جای حیرتست الحق؛ ك مه را بر زمینبینند و مه بر آسمانباشد
نسل آرش آمده از ریشــــه ویرانت کند
خواب شومت میشویم چون بچههای حیدریم
عاشق به فنا سیر ز معشوق نگردد
ماهی طلب آب کند، گر چه غذا شد
.
توضیح بیت: ماهی صید میشود، پخته و در تابه سرخ میشود، خورده میشود، ولی هنوز آب را دوست دارد! چرا؟ چون زمانی که ماهی میخوریم تشنهمون میشه در واقع این تشنگی مال ما نیست، مال ماهیه! رابطهی ماهی با آب رابطه عشقه وجودش وابسته به آبه بدون آب نمیتونه باشه و به همین دلیل حتی بعد از مرگ هم آب میطلبه!
همچون گلوله ای شلیک شده از تفنگ عشق بر قلبم فرود آمدی
و قطره قطره نام تو از تارو پودش بیرون چکید.