چه کردی با جهانم که
به دور از یاد تو قلبم
نمیلرزد ، نمیکوبد ، نمیخندد ، نمیرقصد...
ماه من
رفته هنوزم نفسم جا نیامده است عشقِ کنارِ "وصل" به ماها نیامده است
معشوق آنچنان تویی که دیده روزگار
عاشق چو من هنوز به دنیا نیامده است
ماه من
معشوق آنچنان تویی که دیده روزگار عاشق چو من هنوز به دنیا نیامده است
یک عمر سوختم به تمنای وصل او
یکبار هم برای تماشا نیامده است
ماه من
یک عمر سوختم به تمنای وصل او یکبار هم برای تماشا نیامده است
دلخوش به آنم از سر خاکم گذر کند
گیرم، برای فاتحه ما نیامده است ...
امشب همه برا من ...... شده بودن
خیلی خودم رو نگه داشتم جواب یک سری کار ها و حرف رو ندم