ولی من دیگه حتی حوصله این رو هم ندارم که بخوام یبار دیگه خودم رو به کسی معرفی کنم، بگم چیام کیام، حوصله دیت ندارم، حوصله قرارهای عاشقونه توی این کافه اون کافه ندارم، حوصله اعتماد کردن به آدم اشتباهی و غصه خوردن براش رو ندارم، حوصله تا صبح چت کردن و ذوق کردن ندارم، من حوصله خیلی چیزها رو ندارم، انگاری تو من احساساتم مردن، انگاری خالی شدم از حس، از حوصله، از عشق.
اگه براتون مهمم بهم بگین، ثابت کنین، ابراز کنین، من نمیتونم با دوریهاتون دوستی کنم.