eitaa logo
رویای نیمه شب:)
165 دنبال‌کننده
85 عکس
25 ویدیو
0 فایل
«همهٔ حقیقت‌هایی که در سکوتِ شب، میانِ نفس‌های دیروز و فردا زندانی شدند؛ اینجا، قابی است برای رها شدنشان.» کپی:لا فور بزن اگه خیلی واجب بود اشکالی ندارد 💔 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_m3pq1pm&btn=گوشه‌ی.سکوت:)))
مشاهده در ایتا
دانلود
اگه بخوام توضیح بدم خیلی قانع کننده نیست ولی برای خودم... جوریه که میتونم سالها بخاطرش، بی وقفه گریه کنم.
می‌گن سرنوشت تویِ نیمه‌شب نوشته می‌شه. ولی من فکر می‌کنم سرنوشت همون لحظه‌ایه که تو تصمیم می‌گیری به کسی پیام بدی یا ندی. همین.
رویا نوشت #۲ — «آن شب که ماه را بوسیدم» بعضی شب‌ها، سرنوشت آن‌قدر مهربان است که ماه را نزدیکت می‌آورد. نشسته بودم روی پشت‌بام، و ماه آن‌قدر پایین بود که فکر کردم اگر دست دراز کنم، می‌توانم لبه‌اش را لمس کنم. آن شب، برای اولین بار بعد از مدت‌ها، دلم نگرفت. فقط نگاه کردم و لبخند زدم. گاهی سرنوشت همین است: لحظه‌ای کوتاه، یک ماهِ نزدیک، و قلبی که برای اولین بار بعد از مدت‌ها، آرام می‌گیرد. آن شب، ماه را بوسیدم. از همان دورها. با نگاه.
✉️ فرمت جدید: «نامه‌های نانوشته»
نامه شماره ۱ — «به کسی که نمی‌شناسمش» نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نشد: سلام. نمی‌دونم کی هستی، کجایی، یا حتی چرا داری اینو می‌خونی. ولی یه چیزی رو می‌دونم: تو هم مثل من، یه شبی بیدار موندی و به یه آدم فکر کردی که نیست. می‌خواستم بگم تنهایی. نه از اون تنهایی‌های شیک و روشنفکرانه. از اون تنهایی که وقتی چای رو تموم می‌کنی، تازه می‌فهمی کسی نبود که بگه «یکی دیگه هم بخوریم؟» اگه تو هم امشب همین حس رو داری، بدون که منم همین‌جام. یه جای این شهر، پشت همین پنجره، با همین چای سرد.
از پاییز، ی بارون به ما نمیرسه؟