eitaa logo
مُطهّره 📚_🇮🇷
17 دنبال‌کننده
80 عکس
2 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
ای سـاربـان آهـسـته رو کـآرام جـانـم می‌رود وآن دل کـه بـا خــود داشـتم با دلستانم می‌رود
صبـر از وصـال یــار مـن برگشتن از دلدار من گــر چـه نبـاشد کـار مــن هـم کار از آنم می‌رود در رفـتـن جـان از بـدن گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون پـنـهان نـمی‌مـانـد که خـون بـر آستـانم می رود
محمل بـدار ای سـاروان تنـدی مکن با کاروان کـز عـشـق آن سـرو روان گـویــی روانـم می‌رود
از پرچمی که روی دوشت فخر میکرد معلوم شد که منصب تو فرق دارد مثل علی مرد خدا مرد دعایی در سجده یارب یارب تو فرق دارد
تا ماه را، عمود، هلالی نمود، ریخت بر دامن سپهر، ز چشم سحاب، آب تیری گذشت از سر شستی به سوی مشک عباس را نمود از این غم کباب آب
یا علی گفت و امان نامه ز دشمن نگرفت دین فروشی بری از ساخت عباس من است هی نگویید چرا ام بنین پیر شده سبب حالت من حالت عباس من است دستهای پسرم گشته قلم در لب آب صفحه سینه پر از محنت عباس من است
به یاد قامت سقا و دست و همت سقا رسا اگر چه نگویم ولی رسا بنویسم گهی ز پشت حسین و گهی ز فرق ابوالفضل یکی یکی بشنیدم دو تا دو تا بنویسم
عباس، این شرار عطش را کند خموش   در خیمه‌ها رساند اگر با شتاب، آب آن ماه هاشمی چو به دریا نهاد پای   الماس نور سفت از آن ماهتاب، آب در التهاب داغ عطش بر لب فرات   از حنجری فسرده شنید این خطاب، آب: ای روسیاه! حنجر خشکیده‌ی حسین   می‌سوزد از برای تو و، شد کباب آب! پژمرده نوگلان حسینی ز تشنگی   از روی تشنگان حرم رخ متاب، آب! این خیل تشنگان همه از آل کوثرند   فردا چه می‌دهی تو به زهرا جواب، آب!؟
مُطهّره 📚_🇮🇷
عباس، این شرار عطش را کند خموش   در خیمه‌ها رساند اگر با شتاب، آب آن ماه هاشمی چو به دریا نهاد پای
بیرون شد از فرات، ابوالفضل با شتاب   رو سوی خیمه‌هاست، بر او همرکاب، آب آنجا که تیر خصم، تن مشگ را درید   ساقی فسرده گشت و گرفت اضطراب، آب