-Motophile🇱🇧🇵🇸-
ذهن تو یه اتاق تاریکه. یه گوشه ازین اتاق تاریکِ ترسناکِ بی نور نشستی و با عجله دنبال یه نقشه قتل جدی
ذهن تو یه اتاق تاریکه. هنوزم دنبال یه چراغ میگردی تا روشنش کنی و بیشتر ازین تو تاریکیش یخ نزنی. ولی هیچ منبع نوری اطرافت پیدا نمیکنی. جز خودت که انقد رو روشنی درونت خاکستر ریختی که نورش دیگه پیدا نیست.مثل دفن کردن یه چراغ قوه زیر ده ها متر خاک. حقیقت اینه که فقط داری لقمه رو دور سرت میچرخونی و نمیخوای قبول کنی که دلیل این تاریکی تویی.
_من به من
#مقداریاراجیف
-Motophile🇱🇧🇵🇸-
ذهن تو یه اتاق تاریکه. یه گوشه ازین اتاق تاریکِ ترسناکِ بی نور نشستی و با عجله دنبال یه نقشه قتل جدی
ذهن تو یه اتاق تاریکه. هنوزم یه گوشه ازین اتاق تاریکِ ترسناکِ بی نور نشستی و به ته سیگارایی که فقط روشن کردی و نکشیدی نگاه میکنی. هنوزم اون لذت بیمارگونه ی گیر کردن توی مرز باریک بین نابودی و ازادی برات لذت بخشه. عین مواد می مونه. دوست نداری ازش دربیای و در عین حال هر لحظه ش عذابت میده. میخوای ترکش کنی ولی بازم بهش برمیگردی. دیگه برات عادی شده و ازش عصبی نمیشی. یا شایدم داری عصبانیتتو واسه یه طوفان بزرگ تر نگه میداری. با تردید زندگی میکنی و هر لحظه از خودت میپرسی "میشه بازم اون ادم خوبی باشم که تاریکی دیگه براش معنایی نداره؟"
_من به من
#مقداریاراجیف
-Motophile🇱🇧🇵🇸-
ذهن تو یه اتاق تاریکه. هنوزم یه گوشه ازین اتاق تاریکِ ترسناکِ بی نور نشستی و به ته سیگارایی که فقط ر
ذهن تو هنوزم یه اتاق تاریکه. بقیه میگن یکی هست که خیلی هواتو داره حتی اگه خودت ندونی یا نخوای که بدونی. این چیزیه که همیشه به خودت میگی. اینکه این سردی بالاخره یه روز تموم میشه. ولی واقعا یه روز تموم میشه؟ واقعا قرار نیست اوضاع همینجوری بمونه؟ این سوالیه که هر شب از خودت میپرسی. از صبر کردن انقد خسته ای که به خودت اسیب میزنی. بازم به اسمون نگا میکنی و حرفاتو میزنی ولی مطمئن نیستی که واقعا کسی هست که بشنوه یا نه. با خودت فکر میکنی مگه چکار کردی که این تاوانشه. انقدر این ماجرا پیچیدس که هیچوقت به جوابی که میخوای نمیرسی. شایدم جواب درست چیزی نیست که تو میخوای. بازم شروع میکنی به نوشتن و نگه داشتن این خاطرات واسه روزایی که شاید همچی درست شده باشه. بازم راجب این مینویسی که ذهنت یه اتاق تاریکه. هر دفعه که سعی میکنی تفنگو بذاری رو قلبت به این فکر میکنی که اون جایی که میخوای بری ام برات فرش قرمز پهن نکردن. دستات میلرزه و بین مرگ و صبر، صبرُ انتخاب میکنی. و فقط به این امیدواری که یه روز بین این دو راهی، فشار دادن ماشه ی تفنگی که خودشم دچار تردیده رو انتخاب نکنی.
_من به من
#مقداریاراجیف
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
معمولا تعداد کارایی که میخوام انجام بدم اینقدر زیاده که هیچ کاری نمیکنم.
Dorsa Hashemi
@farsitweets
چیه این سیاست ارتباطات؟
من بخوام به کسی بزورم لبخند بزنم از قیافم زیرنویس پخش میشه.
به قدری انتخاب آدمای دورت تو سرنوشت و حال و روزت تاثیر داره که اگه اهمیتشو میدونستی دیگه با هر کسی رفت و امد و حتی صحبت نمیکردی. خلاصه که در راستای سلامت روان بیشتر مراقب انتخاباتون باشید.
اینکه اصن نپذیری اطرافیانت روت اثر میذارن و انکارش کنی بدتر از اینه که بدونی و رفیق بد انتخاب کنی.
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
به نظرم کیسه بوکس مثل خوراک، پوشاک و مسکن، یه نیاز اولیه برای هر انسانیه. اگه از روز اول همه یه کیسه بوکس شخصی داشتن، الان هیچ اعصابی خورد نبود، هیچکی افسردگی نداشت، هیچکی دنبال جر و بحث نبود. آدم گاهی نیاز داره مشت بزنه. فقط مشت بزنه. انقدر مشت بزنه که از خستگی خوابش ببره.
》پیپرکات《
@farsitweets