مُحَلِّل
جوهره فریب، تحریک است نه دروغ. @Muhallel
قسمت دوم:
بیشتر گلهای ارکیده در درون جنگل آنقدر پراکندهاند که باد نمیتواند با آنها گردهافشانی کند پس آنها برای این امر حیاتی به حشرات یا پرندگان متکی هستند اما از آنجایی که ارکیدهها برای این حشرات مادهای مقوی ندارند، مجبورند برای جاودانی کردن تیرههای خود آنها را فریب دهند. پس یک نوع خاص ارکیده در ابتدا عطری از خود بیرون میدهد که شبیه شهدی است که پشه از آن تغذیه میکند. بعد پشه به دنبال بو، به دام افتاده، وارد لوله باریک گُل میشود. در اینجا او به نیام حاوی گردههای ارکیده برمیخورد. گردهها در چشمهایش جمع میشوند و کور میگردد. پس پشه کور ارکیده را ترک و پرواز میکند تا به یک ارکیده دیگر از همین نوع برسد و بوی همان عطر دروغ را بشنود. این بو دوباره او را به داخل لوله باریک ارکیده کشانده، اما این بار برعکس، گرده هایی را که به چشمش چسبیده از خود جدا میسازد. این روند باطل ادامه دارد و ارکیده به شیوههای مختلف اما با یک "روند تحریک"، پشه ها را فریب میدهد. پشهها در اینجا گول میخورند چون برای واکنش نشان دادن به اطلاعات خاصی آفریده شدهاند و توانایی تمییز واقعی و مصنوعی را ندارند.
@Muhallel
برخی تحلیلگران عقیده دارند، اساسا نوک پیکان حملات احتمالی بر عهده رژیم اسرائیل و در حوزه موشکی است؛ بطوریکه آمریکا تلاش میکند تا با گسیل نیرو به منطقه با ایجاد ارعاب، اهرم هستهای را صرفاً با امتیازِ عدمِ تهاجمِ خودِ آمریکا از ایران گرفته و سپس پشتیبانی مناسبتر تدافعی و تهاجمی از عملیات رژیم داشته باشند. با این حال چند نکته قابل ذکر است:
۱. واضح است که به هیچ نمیتوان یک توافق صرفاً هستهای مانند چارچوبهای قبلی برجام و احیای آن داشت و لاجرم باید معادلات امنیتی در آن وجود داشته باشد. از همین رو یک مطالبه اساسی، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه است. از این رو هر گاه آمریکاییها در مذاکرات صرفاً بحث هستهای را مطرح میکنند باید با دیده شک و تردید نگریست و پرسید که برنامه آنها در حوزه موشکی چیست؟
۲. در هر نوع عملیاتی، به هیچ وجه نمیتوان میان آمریکا و رژیم اسرائیل تفکیک قائل شد. کما اینکه رایزنیهای کنونی عملیاتی میان واشیگتن و تلآویو نشان میدهد که آنها بر روی یک کمپین مشارکتی تمرکز کرده و در حال بحث بر روی موارد تاکتیکی هستند. از این رو دستور کار مهم، انهدام زیرساختهای رژیم در ۴۸ ساعت اول درگیری با شلیک چندین دسته از موشکهای سنگین است هر چند آنها نیز به دنبال سرکوب زنجیره آتش ما تا پایینترین سطوح هستند که خود مستلزم اجرای نوع خاصی از عملیات است، از همین رو ایران به دنبال جهش کمی و کیفی روزانه قدرت آفندی و پدافندی خود است.
@Muhallel
مُحَلِّل
برخی تحلیلگران عقیده دارند، اساسا نوک پیکان حملات احتمالی بر عهده رژیم اسرائیل و در حوزه موشکی است؛
اما همین تحلیل قابل تعمیم به سطح منطقهای نیز هست. بطوریکه کارشناسان منطقهای این سناریو را طرح کردهاند که در یک معامله میان آمریکا و رژیم صهیونیستی، آمریکا تلاش میکند با ایران به توافق رسیده اما در ازای آن، دست رژیم صهیونیستی را برای انجام هر نوع عملیات در منطقه علیه غزه، لبنان، عراق، یمن و حتی خود ایران باز بگذارد و به دلیل توافق قبلی، آمریکا سعی خواهد کرد ایران را از هرگونه ورود به درگیری بازدارد. این کارشناسان تشدید اخیر رژیم صهیونیستی در حملات به غزه، جنوب لبنان و سیاستهای تهاجمی تل آویو در کرانه باختری و سکوت کامل آمریکا را نشانه ای کوچک از این توافق بزرگ می دانند. از همین رو و در مقابله با این سناریو، باید معادلات امنیتی و اقتصادی مشخصی در توافق وجود داشته باشد. افزایش پشتیبانی از نیروهای مقاومت، طرح معادلات نظامی مستقیم در صورت تعرض به محور مقاومت و نهایتاً طراحی سناریوهای میانه (یعنی کمک به محور در صورت توافق) از گزینه های پیشنهادی جهت خنثی سازی این طراحی احتمالی است.
@Muhallel
وقایع میدانی در غزه شامل دورهای تشدید تنش توسط اسرائیل به بهانه شناسایی و فعالیت گروه های رزمنده مقاومت در نقاط مختلف نوار است. این تشدید همراه با چند زمینه و معنای روشن است:
1. حملات فوق نشان دهنده تفاهم ضمنی بین تل آویو و واشنگتن در مورد یک مکانیسم امنیتی است که به ارتش اسرائیل آزادی حرکت در نوار غزه را میدهد، اما با سرعتی کمتر آشکار - یعنی مدیریت نسلکشی جاری به گونهای که مانع از بازگشت بحران غزه به صدر اخبار بینالمللی شود. در این زمینه، مشاهده شده است که نیروهای اشغالگر اسرائیلی از مهمات کالیبر کوچک برای هدف قرار دادن افراد و تجمعات و موشکهایی با تأثیر محدود، متناسب با هدف کشتار، استفاده کردهاند. نکته قابل توجه این است که در طول دورهای اخیر تشدید تنشها، برخلاف قبل، از هیچ بمب بزرگ و کشندهای برای ترور حتی یک نفر در چادر استفاده نشده است. با این حال گلوله باران های کوادکوپتری و توپخانه ای، مانع از شهادت بسیاری از غیرنظامیان نشده است.
2. نتانیاهو تلاش می کند تا با حفظ حملات فوق و تحمیل یک واقعیت در صحنه، برای گفتههای خود در خصوص نمادین بودن گام دوم و همچنین در برابر بازگشایی گذرگاه رفح در سال انتخابات اعتبار جلب کند.
3. مسئله بعدی مربوط به در دسترس بودن اطلاعات در مورد اهدافی است که همچنان در صدر فهرست ترور رژیم قرار دارند، اهدافی که دشمن آن ها را از دست نمی دهد و در هر دور تشدید، شاهد شهادت افراد مختلف از رزمندگان و فرماندهان مقاومت هستیم.
4. در حوزه سیاسی، دسترسی کمیته تکنوکرات اداره نوار غزه توسط رژیم مسدود شده است. با این حال عقیده ای وجود دارد که معتقد است احتمالا این کمیته و حتی شورای صلح بهتر از طرح های آوارگی و حاکمیت نظامی اسرائیل بر غزه است و حتی می تواند آزادی عمل فعلی را محدود کند، جایی که شعار پیروزی مطلق نتانیاهو محقق نشده است. از این رو تل آویو نیز دائما در روند اجرای آن اختلال ایجاد کرده، با تحریکات به دنبال پاسخ مقاومت، عملیات بزرگ تر رژیم تا رسیدن به فروپاشی طرح صلح است.
5. با این حال، مسئله سلاح مقاومت همچنان یک بهانه جدی برای شروع دوباره جنگ است. در حالی که میانجیها، در درجه اول مصریها، فرمولهای انعطافپذیرتری را ارائه میدهند که بحثها در مورد مسئله سلاح را به پیشرفت در طرح بیست مادهای ترامپ مرتبط میکند - با استفاده از اصطلاحاتی که ممکن است در را برای مقاومت باز کند تا مثلاً محدودیت یا توقف سلاحها را بپذیرند - نتانیاهو اصرار دارد که با این بند به عنوان چاشنیای رفتار کند که میتواند برای از بین بردن کل روند آتشبس استفاده شود.
6. روند زندگی در غزه نیز در تعلیق میان توافقی است که کاملا اجرا نمی شود و جنگی است که کاملا پایان نیافته است. در این زمینه نیاز به گزارش مفصل تری است.
7. دستور کار اصلی مقاومت، حفظ مقاومت، شریک کردن سایرین در بن بست های سیاسی و تقویت تسلیحاتی جهت برتری موضع مذاکراتی و آمادگی برای دور جدید درگیری است.
@Muhallel
وجود بسته شفاف و عملیاتی ایران در دو موضوع هستهای و تحریم در ژنو در کنار سوالات پیرامون ایدههای آمریکایی که در عمان و قطر مطرح شد، به همراه دیدار با گروسی و سفر قنبری به دوحه پیش از ژنو، نشان دهنده جدیت ایران است. با این حال باید دید آمریکاییها چقدر جدی هستند که در صورت آمادگی و جدیت آنها، فرایند مذاکرات مخصوصا به دلیل وجود این بسته سرعت می گیرد. با این حال همانطور که قبلا گفته شد ما در شرایط عادی نیستیم و هر توافقی باید در تراز معادلات امنیتی منطقهای و بینالمللی باشد(این به معنای بحث در خصوص موضوعات منطقه ای که حریف مطرح می کند مانند قطع حمایت از مقاومت و ... نیست).
@Muhallel
مُحَلِّل
تصاویری که ویتکاف و کوشنر سعی در ارسال آن داشتند، برای ما قدیمی است. شاید یادتان باشد، دقیقا بهمن ما
فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ
● سخنان امروز پاسخ محکمی به صحبتهای ترامپ و نمایشهای ویتکاف و کوشنر بر روی ناوهواپیمابر آمریکایی است. پس پیامها به ژنو میرسد.
@Muhallel
مُحَلِّل
فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ ● سخنان امروز پا
✍🏻پس از دریافت ایدههای مشخص آمریکایی در عمان و قطر توسط علی لاریجانی، آمریکا یک سیاست تهاجمی جدید در سطح رسانه و میدان اعمال کرد، جایی که شاهد سخنان مکرراً تهدیدآمیز ترامپ و ازسرگیری اعزام نیروهای نظامی آمریکا به منطقه من جمله ناو جرالد فورد و جنگندههای جدید بودیم. ایران نیز سه موضوع را در دستور کار قرار داده است:
اول. در عرصه سیاسی، تدوین سوالات و پاسخهای جزئی یک بسته دو محوره و رایزنی با طرفهای ذیربط جهت حضور جدی در ژنو.
دوم. اتخاذ سیاست متقابل تهاجمی با شروع رزمایش کنترل هوشمند تنگه هرمز و هشدارهای صریح مقام معظم رهبری که حاوی سه پیام و در نتیجه سه سیاست کلی جمهوری اسلامی ایران است:
۱. عدم پذیرش تحمیل و تسلیم در مذاکرات ولو آمادگی برای نبرد عاشورایی
۲. عدم موفقیت هر تهاجم دشمن به ایران با عدم سرنگونی و شکست تجهیزات آمریکایی
۳. منطقهای شدن جنگ در صورت تهاجم(این در سخنرانی قبلی اعلام شد)
سوم. آمادگی امنیتی و تدافعی در روزها و ساعات جاری جهت مقابله با هرگونه آشوبآفرینی جدید در درون کشور که میتواند راه را برای تجاوز خارجی و وارد کردن کشور به ورطه آشوب دائمی باز کند. این آمادگی هم در سطح میدان و در میان نیروهای امنیتی و انتظامی، هم در سطح دولتی و با برگزاری مراسم بزرگداشت چهلم شهدا و هم در سطح رسانهای خصوصا با بیانات امروز رهبر انقلاب مبنی بر داغدار بودن و تفکیک جانبختگان حوادث اخیر وجود دارد.
@Muhallel
مُحَلِّل
✅ تصویر کلی 🔹 آمریکا نیروهایش را با پژواک بلند به منطقه گسیل کرده و میکند. هدف آنها نیز ایجاد دوگ
در واقع مشکلات دشمن در خصوص عملیات علیه ایران، به ۴ دسته تقسیم میشود:
۱. دسته اول مربوط به مشکلات عملیاتی مانند لزوم تامین قدرت آتش سنگین و گسترده، پدافند متکثر، متنوع و گسترده، وجود و سلامت شبکههای آماده داخلی، اطلاعات لحظهای از بانک اهداف به روز و سایر جنبههای مربوط به اطلاعات و عملیات نبرد بسته به سناریوی مورد نظر.
۲. دسته دوم مربوط به تبعات و آثار هر نوع عملیات است مانند تاثیرات بر بازار و اقتصاد جهانی، آسیب به کشورهای عربی، ضربه به زیرساختهای اسرائیل، کشته شدن سربازان آمریکایی و خسارات ماشین جنگی دشمن و حتی گسترش درگیری به منافع دشمن در اروپا و آمریکا.
دسته سوم شامل تبعات شکست عملیات است؛ مانند افزایش و تثبیت قدرت نرم و سخت جمهوری اسلامی ایران در جهان و لزوم پذیرش آن، شکست هیمنه دشمن و اعتماد به نفس چین و روسیه و سایر رقبای آمریکا جهت مقابله با آن و حتی وقوع سناریوی فرار اتمی ایران.
چهارمین و آخرین دسته نیز مربوط به تبعات و پیامدهای موفقیت سناریوی عملیات وسیع است مانند تجزیه، آوارگی احتمالی، مدیریت پیامدهای سیاسی داخلی و احتمال درگیری داخلی خصوصا با وجود میلیونها نفر از مردم مخالف آمریکا و اسرائیل و حامی سخت انقلاب اسلامی.
🔹 بنابراین بخش مهمی از تحرکات میدانی و رایزنیهای سیاسی و امنیتی دشمن در همین خصوص است. از این رو ارزیابی و چراغ سبز سیا به سران دشمن بسیار اهمیت دارد. رژیم نیز در همین زمینه تمام توان اطلاعاتی خود را پای کار آورده است.
@Muhallel
بارها دیدهاید که در کانال در مذمت پافشاری بر تحلیلها و قواعد خطی صحبت شده که در جهان کنونی، حساب کردن روی قواعد فوق، تا چه حد خطرناک است. اما این مدل تحلیلی یک اشکال اساسی دیگر نیز دارد و آن متوقف شدن است. این را با مثالی توضیح میدهیم. یکی از گزارههای پرکاربرد این است که "آمریکا وقتی قصد دارد تهاجم کند، تجهیزاتش را در نزدیکی دشمن نگه نمیدارد و آنها را عقب میبرد". طبعاً این گزاره بر مبنای برخی تجربیاتی است که صحت این گزاره را اثبات کرده اما نقطه خطرناک این است که ما روی این قاعده متوقف شویم در حالی که در یک تفکر چرخهای باید حتی به جای دشمن گام به گام پیش رفت، سناریوهای مختلف را تا چند مرحله جلوتر کشف و آنها را خنثی کرد. حال در مثال، جلو میرویم. ما میدانیم که آمریکا پیش از عملیات در ونزوئلا نیز ناوگان خود را به کارائیب گسیل کرد اما عملیات خود را به شیوه متفاوتی انجام داد به گونهای که هیچ کار خاصی از دست طرف مقابل برنیامد پس شاید آنها نیز به دنبال عملیات مشابه قطع راس و سپس بمباران محدود باشند و محاسبهشان این باشد که ما فرصت پاسخ نخواهیم داشت. پس ما چگونه میتوانیم این محاسبه را خنثی کنیم طوریکه نقشه آنها بهم بخورد؟ حال سناریوی دومی را خلاف اولی فرض میکنیم، شاید هدف از گسیل تجهیزات این است که دشمن تصور میکند میتواند با اعمال حداکثر آتش، قدرت پاسخ ما را بگیرد پس تجهیزات آن نیز آسیبی نمیبیند پس ما چگونه میتوانیم با این مقابله کرده و آن را خنثی سازیم؟ دشمن چگونه پاسخ ما را مهار کرده و سپس دوباره ما چطور آن را حل میکنیم؟ این شیوه باعث پویایی تحلیل شده و ما را همواره چند قدم از دشمن جلوتر میبرد. اما در شرایط اولی، ما صرفا با طرح برخی قواعد، به نوعی خیال خودمان را راحت کرده و از آن بدتر، تحرکات حریف را به سناریوهای رسانهای تقلیل میدهیم! در مثالی واقعی و عملی، تصورِ اینکه دشمن صهیونیستی از ترس موشکهای حزبالله به لبنان هجوم نمیآورد، باعث شد تا انبوه نشانههای تهاجم گسترده به لبنان نادیده گرفته شده و یا به سناریوهای انحرافی همچون عملیات روانی، آمادگی دفاعی یا فریب سیاسی تقلیل یابد.
پینوشت: منظور از گزارههای بالا این نیست که نیروهای مسلح چنین برنامههایی ندارند چه، در اتاق جنگ ایران روی بسیاری از سناریوهای این چنینی کار شده و آمادگی بدتر از آن هم وجود دارد. این صرفاً تاملی بر یک خطای رایج در میان مفسرین است که خودمان نیز از آن مبرا نیستیم.
@Muhallel
مُحَلِّل
آکسیوس، به نقل از مقامات آمریکایی: ● ژنرال شلومی بایندر، رئیس اطلاعات نظامی اسرائیل روزهای سهشنبه
تحلیل تحرکات دشمن صرفا بر اساس نقشه پروازهای نظامی نیست. برای مثال همین پروازها گاهی تکراری است زیرا شیوه اینگونه است که تانکرها، جنگنده ها را به پایگاه های حوزه یوروکام در بریتانیا، آلمان، اسپانیا، بلغارستان، یونان و قبرس منتقل کرده، در مرحله بعدی به پایگاه های منطقه وارد می شوند. سپس همان تانکرها از منطقه و اروپا به اروپا و آمریکا برگشته و دسته دیگری را منتقل می سازند. لذا تصاویر انبوه پروازها بر روی نقشه را باید موشکافی کرد سنجید. البته باز هم همین تحلیل دارد که چه تعداد و چه نوع هواپیما در کدام پایگاه مسقرها می شوند. مثلا رصد E3 ها و E11 حتی می تواند اهمیت بیشتری نسبت به جنگندهها داشته باشد. یا اگر تمرکز بر پایگاه های جنوب شرقی یوروکام باقی بماند یک معنای عملیاتی دارد و ورود به هر پایگاه منطقه نیز یک معنا. تا کنون اکثر ورودها به خاورمیانه به موفق سلطی اردن، امیرسلطان عربستان و علی السالم کویت صورت گرفته است. موضوع دیگر اینکه نباید بر روی یک نوع تحرک مثل ناوهای هواپیمابر یا پروازهای لجستیک تمرکز کرد و باید همه تحرکات آشکار و پنهان دشمن را مورد رصد قرار داد. برای مثال یک چیزی که در روزهای اخیر مکرر دیده شده، جلسات متعدد فرماندهی آمان با فرماندهان سنتکام است که خود حاوی بیش از یک معنا است.
@Muhallel
مُحَلِّل
✍🏻پس از دریافت ایدههای مشخص آمریکایی در عمان و قطر توسط علی لاریجانی، آمریکا یک سیاست تهاجمی جدید د
امتداد این سیاست در سایر اقدامات نیروهای مسلح همانند تستها و آزمایشات و ... خود را نشان میدهد.
@Muhallel