مُحَلِّل
نهم. اهرم های راهبردی و طرح های آتی: در این زمین خصوصا در حوزه تنگه هرمز و محاصره دریایی قبلا توضیحا
دهم. آخرین موضوع مهم دیگری که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، تلاش دشمن در جهت مدیریت شدت، زمان و مکان درگیری است. ما نباید اجازه دهیم که دشمن این چارچوب را مدیریت کند. تجربه نشان داده رویکرد کاهشی در این زمینه نیز چندان کارساز نیست و حداقل نمایش عملی اراده گسترش شدت، توسعه جغرافیایی و اطناب دوره زمانی درگیری، می تواند باعث بازنگری در محاسبات دشمن و کسب ابتکار عمل از سوی ما گردد.
@Muhallel
با گذشت زمان، این افق که نبرد جاری تبدیل به حالت تمام عیار و کامل جنگ شود، بیشتر میشود. هر چند برخی بر این باورند که آمریکایی ها و اسرائیلی ها نقشه اصلی خود را در تایمی پیاده خواهند کرد که حداکثر فراغت را داشته باشند، اما این گزینه که شرایط باعث شود تا چارچوب نبرد ارتقاء یابد نیز دور از ذهن نیست. مهم ترین متغیر این شرایط این است که آنها نتوانند به موفقیتی راهبردی نائل آمده،کلیت بازی چه در عرصه راهبردی و چه در عرصه تاکتیکی (تخلیه پدافند و انهدام ابزارهای تهاجمی) به ضرر آنها پیش رود و اینجا مجدد دو گزینه پیش روی کاخ سفید خواهد بود؛ بازگشت مجدد به میز مذاکره و یا تصاعد درگیری. در این میان، سوال مهم این است که دشمن چه ابزاری را وارد بازی خواهد کرد تا این تصاعد را رقم بزند؟ ورود رژیم صهیونیستی به عرصه، هدف قرار دادن تهران و شهرهای مرکزی و شمالی کشور، ترور غافلگیرانه مقامات، عملیات غافلگیر کننده هلیبرن یا آبی خاک جهت تصرف یکی از جزایر یا سواحل، حمله ای خاص به تاسیسات کرکس یا تهاجم به تاسیسات انرژی؟ از سوی دیگر به وضوح شاهد بوده ایم که دشمن در روزهای اخیر بر انهدام قوای زمینی و زرهی ایران خصوصا در استانهای خوزستان و سیستان و بلوچستان تمرکز کرده است، اما نکته اینجاست که حملات فوق نیز با استفاده از تسلیحات سنگین صورت میگیرد. برخی عقیده دارند که استفاده از موشکهای سنگین برای برخی مواضع جهت ارعاب از سوی آمریکاست تا عقب نشینی کنیم اما برخی دیگر بر مقدمه سازی جهت تهاجم زمینی متفق القولند. موارد فوق همگی بر روی میز دشمن قرار داشته و گذشت زمان روشن کننده است. در این میان برخی محافل خبری از طرحی خبر میدهند که از سوی دشمن در حال اجراست و موارد قبل را نیز شامل میشود:
۱. ایجاد آتش تهیه و زمین سوخته در ۵ محور محتمل ورود زمینی
۲. انهدام تاسیسات حیاتی(انرژی، ارتباطی، پلها و ...) تا عمق ۲۰۰ کیلومتری محورهای مدنظر
۳. هدفگیری سنگین و از دور خارج کردن شهرهای موشکی غرب و جنوب کشور
@Muhallel
با توجه به اقدامات دقیق اخیر جمهوری اسلامی ایران در منطقه خلیج فارس در پاسخ به کریدور جنوبی هرمز و درگیریهای جاری، حزب الله لبنان نیز در حال بررسی و تصمیم گیری پاسخ به نقض های متعدد رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان است. مقاومت معتقد است که نمی توان و نباید به وضعیت پیش از ۲ مارس یا پسا اولی الباس بازگشت که دشمن یکطرفه نقض کند و این را به مقامات داخلی لبنان نیز اطلاع داده. همچنین با توجه به وحدت میدان ها و اقدامات ایران، مقاومت نیز همراستا حرکت می کند. پاسخ مستقیم به ارتش دشمن در اراضی اشغالی لبنان و هدف گیری دشمن در شمال اراضی اشغالی، دو گزینه مهم مقاومت است که با ریسک ها و پیامدهای مهمی همراه است. رژیم صهیونیستی نیز خود را برای سناریویی آماده می کند که در پاسخ به حزب الله، بیروت را هدف قرار داده، ایران نیز ورود کرده و رژیم نیز در صورت چراغ سبز آمریکا به حملات متقابل علیه ایران بپیوندد از این رو، ارتقای هماهنگی های حزب الله و ایران نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است. به جز این، گروههای مقاومت عراق و لبنان نیز آمادگی خود را برای گسترش درگیری افزایش دادهاند.
@Muhallel
حملات نیروهای مسلح کشورمان به اقلیم کردستان عراق به درگیری های جنوب کشور نیز متصل است زیرا اگر یکی از اهداف حملات آمریکاییها را زمینهسازی حمله زمینی بدانیم، این حملات حتما یک پیوست از غرب کشور از سوی تروریست ها دارند خصوصا که اخیرا رژیم صهیونیستی مجددا در حال شارژ تسلیحاتی آنها بوده و سایر تحرکات مانند جلسات برنامه ریزی، تلاش برای ورود به کشور و ... نیز افزایش یافته است بنابراین فلجسازی جناح غربی نیز میتواند بر طرح کلی حریف در محاور جنوبی نیز اثرگذار باشد.
@Muhallel
مُحَلِّل
با گذشت زمان، این افق که نبرد جاری تبدیل به حالت تمام عیار و کامل جنگ شود، بیشتر میشود. هر چند برخی
طرح سه مرحله ای فوق که در این پیام ذکر شد به نظر تا شب گذشته در حال اجرا بود. افزایش حملات به پایگاههای موشکی در شب گذشته نیز موید مرحله سوم است که این گامها میتوانند کماً و کیفاً توسعه یابند. البته تفسیر موازی بخش دوم، یعنی هدفگیری خطوط مواصلاتی جنوب کشور، معکوس تحلیل ایزولهسازی جنوب است. به عبارتی برخی تحلیلگران عقیده دارند که این اقدام با هدف تنگ تر کردن حلقههای محاصره و فرسایش مرکز کشور با قطع ارتباط بنادر و کالاهای ورودی به داخل کشور است که اگر آن را در کنار برخی شواهد و رخدادهای دیگر قرار دهیم، تاییدات زیادی برای آن وجود دارد. این طرح یک امضای اسرائیلی در زیر آن دارد. رژیم نیز از آمریکا درخواست کرده که به جز چراغ سبز، زمینه را برای ورود آسان تر خود به معرکه با فشار به شهرهای موشکی ایران تسهیل کند و لذا ما باید به دنبال عملیاتهای ویژه در این فرصت باشیم، امری که تا کنون نیز نسبتاً محقق شده و بسیاری از حملات دقیق و موثری که به پایگاه موفق سلطی و پرنس حسن اردن انجام میشود از پایگاه های غربی بوده که غالبا در طی جنگها از دسترس خارجاند و نتایج آن را نیز در کشته شدن سربازان آمریکایی و دقت بالای اصابتها میتوان مشاهده کرد. هر چند قرائن و شواهد حملات زمینی روز به روز در حال افزایش است و بحثها پیرامون آن نیز وجود دارد، این سوال نیز در درون آمریکا مطرح شده که نقطه قلهزنی این کمپین(خصوصا با محرک کشته شدن سربازان آمریکایی) کجاست و آیا ممکن است ترامپ پس از یک دور تصاعدی فشار چند روزه با گسترش به شهرهای مرکزی و تاسیسات انرژی، یا هدفگیری کرکس یا ازسرگیری پروژه آزادی یا یک عملیات زمینپایه باز هم به دنبال اعلام آتش بس یکطرفه باشد؟ این یکی از نقاطی است که ما می توانیم با مدیریت آن مانع از تحمیل چارچوب مدنظر حریف شویم.
@Muhallel
🔺گروههای مقاومت عراقی نیز همانند سایر گروههای مقاومت آمادگی خود برای ورود به یک درگیری تمام عیار را دارند. خصوصا در صورت زمینی شدن درگیریها، نقش آنها از اهمیت دو چندانی در جبهات کردستان، کویت، اردن و بغداد برخوردار خواهد بود. از ماههای گذشته نیز در سفرهای حاج قاآنی به عراق، به فصائل تاکید شده بود که باید خود را برای یک رشته درگیری جدید و سنگین آماده کرده و برای همین از ورود به درگیریهای فرسوده داخلی نیز حدالامکان پرهیز کنند. در جنگ رمضان، نوع ورود و مدیریت حزبالله در هماهنگی با ایران، باعث شد تا حزباللهی که بسیاری آن را نابود شده می دانستند تبدیل به یک متغیر کلیدی در سطح منطقه ای شود. اکنون هم ورود مقاومت عراق، لبنان و یمن دلالتهای بسیاری برای تغییر معادلات داخلی این کشورها در برابر دولتهای عون، زیدی و سعودی خواهد داشت، این امر خصوصا در عراق برجستهتر است و گروهها میتوانند با نقشآفرینی موثر در این عرصه، آن مهندسی که کاخ سفید به دنبال اعمال آن در عراق است را خنثی کنند.
@Muhallel
مُحَلِّل
طرح سه مرحله ای فوق که در این پیام ذکر شد به نظر تا شب گذشته در حال اجرا بود. افزایش حملات به پایگاه
اکنون عملیاتهای نیروهای مسلح کشورمان به پایگاه های و منافع آمریکایی در منطقه، ۲۴ ساعته شده و فارغ از حملات دشمن صورت میگیرد. حمله به بندر عقبه نیز پیامی واضح به رژیم صهیونیستی با تحریک و فعالسازی خط اول پدافندی رژیم است.
@Muhallel
مُحَلِّل
🔹از میان محورهای محتمل تهاجم زمینی دشمن، یکی از جدیترین محورها، تلاش دشمن برای نفوذ به استان خوزستان از مبداء کویت است. تجمع شدید نیروهای آمریکایی در این کشور به همراه استقرار بالگردهای MH60 و سامانه های هایمارس و ...، همگی نشانههای عملیاتی این موضوع هستند. از سوی دیگر این نقطه تنها منطقهای است که آمریکا عقبه و لجستیک یا پای عقب خود را در چند خط مستقر کرده است. آنها اینگونه فکر می کنند که با یک سرپل در بوبیان و سایر نقاط، میتوانند با عبور از خور زبیر و ام الخصیب، خرمشهر و آبادان را دور زده و به سمت دارخوین حرکت کنند. البته تهاجم به محور خارک و بوشهر وابسته به عقبه همین نقطه نیز هست. این سناریو اما چند مشکل اساسی به جز دفاع ما خواهد داشت:
۱. در این سناریو، هر چند آنها یک پای خود را بر روی زمین نگه داشته اند اما خطر قیچی شدن از سوی نیروهای مقاومت عراق از جناح شرقی جدی است.
۲. اکنون نیروهای مسلح نیز با درک این نقشه احتمالی، به دنبال حداکثر تخریب و انهدام تجهیزات آمریکایی، خصوصا محل استقرار بالگردها و سامانههای موشکی زمین به زمین و زدن تحرکات سربازان آنها هستند. در جنگ رمضان نیز این تاکتیک اجرا میشد و آتش بر کویت هرگز قطع نمیشد. رسیدن اطلاعات لحظهای مبنی بر تجمع سربازان آمریکایی در بوبیان و احتمال یک تاخت آبی - خاکی به آبادان و خرمشهر و هدف گیری محل این تجمعات ضربات زیادی به دشمن زد. همچنین هدفگیری زیرساختهای مختلف کویت نیز وارد دستور کار شده تا قابلیتهای سرزمینی این کشورک نیز تضعیف گردد.
۳. گزینه حمله پیش دستانه تهاجمی به پایگاههای آمریکایی در کویت و یا اجرای یک ضدحمله که منجر به ورود ارضی نیروهای ما و برادران عراقی به کویت میشود یک گزینه مهم است و دشمن نیز متقابلا در محورهای جزیره وربه، خورالصبیه و زبیر به عبدلی احساس خطر می کند.
@Muhallel