تصاویری که ویتکاف و کوشنر سعی در ارسال آن داشتند، برای ما قدیمی است. شاید یادتان باشد، دقیقا بهمن ماه ۱۳۹۰ بود که کسری ناجی از روی همین ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن که در حال عبور از تنگه هرمز بود، گزارش های پرهیجان و مفصلی میگرفت که در آن مقطع، مشخصاً هدفی جز ارعاب ایران نداشت. در آن مقطع آنها نتوانستند اراده خود را تحمیل کنند و اکنون نیز انتشار چنین تصاویری، هر چند حاوی پیام اما بیتاثیر است. همچنان که لازم است تا پیامهای نمادین محکمی به طرف مقابل ارسال شود.
@Muhallel
۱۸ بهمن سالروز تاسیس نیروی قدس بود. نیرو در طی سالیان به برسازی استراتژیک ایران پرداخت. جان بر کفان آرمان قدس با تشکیل هستههای مسلح در سراسر منطقه و اطراف آن، امکان همکاری بین این مراکز ثقل چندگانه را ایجاد کردند تا دشمن از تمرکز بر همه آنها ناتوان شود. هر یک از مراکز قدرت ایجاد شده دارای گرهها و ارتباطات در هر یک از هستههای خود بودند. هر یک از این مراکز نیز تحت تاثیر شرایط و ویژگیهای خاص خود بودند. بنابراین مقاومت با ایجاد شرایطی مبهم، اولا توان شناسایی و شناخت تمامی مراکز قدرت و اجزای آنها را از دشمن گرفت؛ ثانیاً حتی در صورت اشراف کامل، دشمن توانایی تجمیع نیرو برای حمله موثر را نداشت و ثالثاً در بدترین شرایط، این به حمله ناموفقی ختم شد که نه تنها قادر به نابودی آن مرکز ثقل نشد بلکه باعث فعالسازی مکانیسم عمل سایر مراکز ثقل شبکه گردید. از سال ۹۷ و با شناسایی اهمیت این ستون امنیت ملی، ترامپ مستقیماً دستور حمله به نیرو را صادر کرد و جز با ضربات مداوم به آن نبود که دشمن جسارت حمله مستقیم را به خود داد. استقامت این نیروی الهی که خود را در حفظ حزبالله و حماس نشان داد با طرحی نو پیوند خواهد خورد.
@Muhallel
۱۹ بهمن ماه، سالروز بیعت همافران با حضرت امام خمینی(ره) و روز نیروی هوایی بود. اهمیت نهاجا را تنها در جایی میتوان دید که با وجود وضعیت فرسوده ناوگان خود و در حالی که بسیاری تصور نمیکردند که این نیروی دلاور نقش خاصی داشته باشد، با این حال برخی پایگاههای مهم شکاری نیروی هوایی از جمله تهران و تبریز در صدر اهداف رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ روزه بود؛ هر چند این نیروی شجاع در حد وسع خود اقدام کرد که یکی از نمونههای آن، کنسل شدن برخی از پروازهای دشمن و همچنین آسیب دیدگی جنگنده F15 رژیم بود که در حال خروج از کشور بود و بعدا رسانههای رژیم نیز اعلام کردند تنها یک جنگندهشان دچار نقص فنی شده است! ابعاد فداکاریهای عقابان نیروی هوایی در حفاظت از ستون کشور، مبارزه با داعش و... بسیار است با این حال جنگ ۱۲ روزه باعث شد تا به مرور ققنوس از خاکستر برخیزد و دید جدیدی به لزوم تقویت آن با هواپیماهای نو از سوخو ۳۵ و سوخو ۲۷ تا یاک ۱۳۰ و میگ ۲۹ و J10 و آواکس شکل گیرد، امری که خود باید با سایر اضلاع تکمیل شود. در صورت تداوم و تقویت این روند، حتماً در هرگونه جنگ بعدی، نیروی هوایی متفاوتی را شاهد خواهیم بود.
@Muhallel
اکنون که تحولات سیاسی پرشدت و عمیقی جریان دارد، جنگ اطلاعاتی نیز برجسته است. ترامپ یک ماه پیش در آستانه یک فریب اطلاعاتی با آمارسازی از کشتههای ایران قرار گرفته بود و همین باعث بازنگری در برخی محاسباتش شد. اکنون نتانیاهو در مسیر واشینگتن است تا با ارائه اطلاعات عملیاتی و تاکتیکی، ارزیابیهای راهبردی آمریکا را تحت تاثیر قرار دهد. در واقع اینجا یک جنگ بزرگ میان سرویسهای منطقهای و فرامنطقه ای بر سر تعیین کمیت و کیفیت هر سه دسته اطلاعات عملیاتی، تاکتیکی و راهبردی بر روی میز ترامپ وجود دارد. اکنون مردم ایران میتوانند با خلق مشهودترین نوع داده که مورد رصد سفارتخانههای غربی و عربی قرار دارد، جلسه اتاق بیضی را تحت تاثیر قرار دهند. باید توجه کرد که در عملیات پیشدستانه، ما در زدن یک ضربه سراسری نظامی به دشمن محدودیت داریم اما در نوع بومی آن و با اجرای جنگهای سیاسی، اطلاعاتی و امنیتی میتوان و باید منطق، ترتیب بندی و اجزای پازل حریف را تحت ضربه قرار داد تا کل نقشه فرو بپاشد. با این منطق، حضور ملی در ۲۲ بهمن پس از ضربه به شبکه برانداز داخلی در ۱۹ بهمن بخشی از یک عملیات پیشدستانه به حساب میآید.
@Muhallel
سامانه پیامکی Khabar بنا به دلیل مشخصی کاملا به جا و به موقع ایجاد شده است. البته نقدهایی که در خصوص جبران مرجعیت خبری از دست رفته و ... وجود دارد برای شرایط عادی صدق میکند نه موقعیت بحران. پیشنهاد میشود تلاش گردد تا جنبه رسمیتری به این سامانه داده شده تا اعتماد افزایش یابد و حتی تدابیری برای توسعه استفاده از رادیو به صورت دستی یا روی گوشیهای موبایل صورت گیرد.
@Muhallel
✅ تصویر کلی
🔹 آمریکا نیروهایش را با پژواک بلند به منطقه گسیل کرده و میکند. هدف آنها نیز ایجاد دوگانه تسلیم یا جنگ است. طبعا این حجم نیرو نیز نمیتواند در بلندمدت مستقر باشد و باید دستاوردی شامل تسلیم ایران یا جنگ را کسب کند زیرا عقب نشینی این نیرو بدون کسب دستاورد خاصی، شکست بزرگی برای ترامپ محسوب میشود.
🔹 در جنگ، آنها طرح سنگینی را روی میز خود قرار دادهاند که حداقل ۴ مشکل و پیامد اساسی دارد که باید تعیین تکلیف و برطرف شود و اجرای آن صرفاً پس از چراغ سبز سرویسهای اطلاعاتی خواهد بود، از این روست که آنها نیز ترجیح دادهاند تا گزینه مذاکره را امتحان کنند تا یا ایران بدون شلیک تسلیم گردد و یا در غیر این صورت، در پوشش مذاکرات سیاسی، مشکلات فوق را(که جداگانه اشاره خواهیم کرد) حل کنند.
🔸اکنون در حوزه گزینه اول یعنی مذاکره دستکم سه طرح وجود دارد:
۱. طرح آمریکایی - صهیونیستی: در این طرح دشمن خواستار تحویل اورانیومهای ۶۰ درصد، بازرسی فوری از تاسیسات و غنیسازی ۰ است. مشخصاً کاهش تعداد و برد موشکها و همچنین قطع حمایت از مقاومت نیز همانطور که مکرر شنیدهاید وجود دارد. آمریکاییها در برخی پیامهای خود گفته بودند که اینها نیز پیش شرط است زیرا ما میتوانیم همه این ها را در یک جنگ نابود کنیم و شما باید در موضوعات سیاست داخلی خود نیز امتیاز دهید که قلم کوتاه آنها آزادی اغتشاشگران است که قبلاً اشاره کردیم. مکمل این طرح، افزایش دائمی فشار با گسیل نیرو و محاصره است.
۲. طرح میانجیها: این طرح بر یک معامله در حوزه هستهای و اقتصادی، صدور پیمان عدم تعرض و جملات شفاهی یا کتبی در حوزه موشکی و منطقهای استوار است.
۳. طرح ایران: جمهوری اسلامی ایران نیز با هدف بستن راه بهانهجوییهای داخلی و خارجی و متقابلاً تکمیل آمادگیها در مذاکرات حاضر شده است. البته این دو دلیل باعث نشده که عملگرایی وجود نداشته باشد زیرا ایران حتما به دنبال جلوگیری از جنگ خانمان سوز و البته رفع تحریم است(البته نقدهای به جایی در خصوص همین رویکرد نیز وجود دارد که جداگانه باید پرداخت) بنابراین موضع ایران این است که چارچوب مذاکرات باید صرفاً هستهای بوده، برای سه مرحله یعنی رقیقسازی ۶۰٪، انتقال ۲۰٪ و تعیین تکلیف آینده پرونده هستهای کشور مانند کنسرسیوم با تاکید بر حفظ حق غنی سازی در داخل خاک ایران، سه امتیاز متناسب دریافت کنیم. ضمن اینکه فضای تخاصم و تهدید در منطقه نیز باید رفع شده و البته به برخی ویژگیهای شخصیتی ترامپ توجه شده، از آنها بهره برداری و مدیریت گردد تا راه عقبنشینی آمریکا نیز باز شود.
🔹 بنابراین در این زمینه رژیم صهیونیستی دو نگرانی تاکتیکی دارد:
۱. بر سر هر طرحی به جز طرح اول توافق گردد. بنابراین تاکید مجدد نتانیاهو بر اجرای تسلیم کامل است.
۲. در صورت عدم توافق و رفتن همه به سمت جنگ، ترامپ طرحی به جز حمله گسترده را اجرایی کند. در این مرحله، نتانیاهو در تلاش است تا هر طور شده با مدیریت و حل ۴ مسئله عملیاتی جنگ گسترده، طرح فوق اجرایی گردد. در غیر این صورت باید پلن B فشار، چه در حالت توافق و چه عدم توافق که شامل تشدید محاصره پیرامون ایران، ارتقای جنگ ترکیبی و تهاجم به گروههای مقاومت است، تدوین و اجرایی گردد.
🔸 همانطور که گفته شد در گزینه مذاکره، مطلوب ایران، توافقی بر مبنای طرح کشور و سپس در حالت بد، میانجیها است اما طرح تسلیم دشمن را نمیپذیریم. در خصوص جنگ نیز حالت مطلوب مدیریت میدان جنگ توسط ایران در هر سناریویی است و در غیر این حالت، آمادهسازی برای بدترین سناریو.
@Muhallel
مُحَلِّل
جوهره فریب، تحریک است نه دروغ. @Muhallel
قسمت دوم:
بیشتر گلهای ارکیده در درون جنگل آنقدر پراکندهاند که باد نمیتواند با آنها گردهافشانی کند پس آنها برای این امر حیاتی به حشرات یا پرندگان متکی هستند اما از آنجایی که ارکیدهها برای این حشرات مادهای مقوی ندارند، مجبورند برای جاودانی کردن تیرههای خود آنها را فریب دهند. پس یک نوع خاص ارکیده در ابتدا عطری از خود بیرون میدهد که شبیه شهدی است که پشه از آن تغذیه میکند. بعد پشه به دنبال بو، به دام افتاده، وارد لوله باریک گُل میشود. در اینجا او به نیام حاوی گردههای ارکیده برمیخورد. گردهها در چشمهایش جمع میشوند و کور میگردد. پس پشه کور ارکیده را ترک و پرواز میکند تا به یک ارکیده دیگر از همین نوع برسد و بوی همان عطر دروغ را بشنود. این بو دوباره او را به داخل لوله باریک ارکیده کشانده، اما این بار برعکس، گرده هایی را که به چشمش چسبیده از خود جدا میسازد. این روند باطل ادامه دارد و ارکیده به شیوههای مختلف اما با یک "روند تحریک"، پشه ها را فریب میدهد. پشهها در اینجا گول میخورند چون برای واکنش نشان دادن به اطلاعات خاصی آفریده شدهاند و توانایی تمییز واقعی و مصنوعی را ندارند.
@Muhallel
برخی تحلیلگران عقیده دارند، اساسا نوک پیکان حملات احتمالی بر عهده رژیم اسرائیل و در حوزه موشکی است؛ بطوریکه آمریکا تلاش میکند تا با گسیل نیرو به منطقه با ایجاد ارعاب، اهرم هستهای را صرفاً با امتیازِ عدمِ تهاجمِ خودِ آمریکا از ایران گرفته و سپس پشتیبانی مناسبتر تدافعی و تهاجمی از عملیات رژیم داشته باشند. با این حال چند نکته قابل ذکر است:
۱. واضح است که به هیچ نمیتوان یک توافق صرفاً هستهای مانند چارچوبهای قبلی برجام و احیای آن داشت و لاجرم باید معادلات امنیتی در آن وجود داشته باشد. از همین رو یک مطالبه اساسی، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه است. از این رو هر گاه آمریکاییها در مذاکرات صرفاً بحث هستهای را مطرح میکنند باید با دیده شک و تردید نگریست و پرسید که برنامه آنها در حوزه موشکی چیست؟
۲. در هر نوع عملیاتی، به هیچ وجه نمیتوان میان آمریکا و رژیم اسرائیل تفکیک قائل شد. کما اینکه رایزنیهای کنونی عملیاتی میان واشیگتن و تلآویو نشان میدهد که آنها بر روی یک کمپین مشارکتی تمرکز کرده و در حال بحث بر روی موارد تاکتیکی هستند. از این رو دستور کار مهم، انهدام زیرساختهای رژیم در ۴۸ ساعت اول درگیری با شلیک چندین دسته از موشکهای سنگین است هر چند آنها نیز به دنبال سرکوب زنجیره آتش ما تا پایینترین سطوح هستند که خود مستلزم اجرای نوع خاصی از عملیات است، از همین رو ایران به دنبال جهش کمی و کیفی روزانه قدرت آفندی و پدافندی خود است.
@Muhallel
مُحَلِّل
برخی تحلیلگران عقیده دارند، اساسا نوک پیکان حملات احتمالی بر عهده رژیم اسرائیل و در حوزه موشکی است؛
اما همین تحلیل قابل تعمیم به سطح منطقهای نیز هست. بطوریکه کارشناسان منطقهای این سناریو را طرح کردهاند که در یک معامله میان آمریکا و رژیم صهیونیستی، آمریکا تلاش میکند با ایران به توافق رسیده اما در ازای آن، دست رژیم صهیونیستی را برای انجام هر نوع عملیات در منطقه علیه غزه، لبنان، عراق، یمن و حتی خود ایران باز بگذارد و به دلیل توافق قبلی، آمریکا سعی خواهد کرد ایران را از هرگونه ورود به درگیری بازدارد. این کارشناسان تشدید اخیر رژیم صهیونیستی در حملات به غزه، جنوب لبنان و سیاستهای تهاجمی تل آویو در کرانه باختری و سکوت کامل آمریکا را نشانه ای کوچک از این توافق بزرگ می دانند. از همین رو و در مقابله با این سناریو، باید معادلات امنیتی و اقتصادی مشخصی در توافق وجود داشته باشد. افزایش پشتیبانی از نیروهای مقاومت، طرح معادلات نظامی مستقیم در صورت تعرض به محور مقاومت و نهایتاً طراحی سناریوهای میانه (یعنی کمک به محور در صورت توافق) از گزینه های پیشنهادی جهت خنثی سازی این طراحی احتمالی است.
@Muhallel
وقایع میدانی در غزه شامل دورهای تشدید تنش توسط اسرائیل به بهانه شناسایی و فعالیت گروه های رزمنده مقاومت در نقاط مختلف نوار است. این تشدید همراه با چند زمینه و معنای روشن است:
1. حملات فوق نشان دهنده تفاهم ضمنی بین تل آویو و واشنگتن در مورد یک مکانیسم امنیتی است که به ارتش اسرائیل آزادی حرکت در نوار غزه را میدهد، اما با سرعتی کمتر آشکار - یعنی مدیریت نسلکشی جاری به گونهای که مانع از بازگشت بحران غزه به صدر اخبار بینالمللی شود. در این زمینه، مشاهده شده است که نیروهای اشغالگر اسرائیلی از مهمات کالیبر کوچک برای هدف قرار دادن افراد و تجمعات و موشکهایی با تأثیر محدود، متناسب با هدف کشتار، استفاده کردهاند. نکته قابل توجه این است که در طول دورهای اخیر تشدید تنشها، برخلاف قبل، از هیچ بمب بزرگ و کشندهای برای ترور حتی یک نفر در چادر استفاده نشده است. با این حال گلوله باران های کوادکوپتری و توپخانه ای، مانع از شهادت بسیاری از غیرنظامیان نشده است.
2. نتانیاهو تلاش می کند تا با حفظ حملات فوق و تحمیل یک واقعیت در صحنه، برای گفتههای خود در خصوص نمادین بودن گام دوم و همچنین در برابر بازگشایی گذرگاه رفح در سال انتخابات اعتبار جلب کند.
3. مسئله بعدی مربوط به در دسترس بودن اطلاعات در مورد اهدافی است که همچنان در صدر فهرست ترور رژیم قرار دارند، اهدافی که دشمن آن ها را از دست نمی دهد و در هر دور تشدید، شاهد شهادت افراد مختلف از رزمندگان و فرماندهان مقاومت هستیم.
4. در حوزه سیاسی، دسترسی کمیته تکنوکرات اداره نوار غزه توسط رژیم مسدود شده است. با این حال عقیده ای وجود دارد که معتقد است احتمالا این کمیته و حتی شورای صلح بهتر از طرح های آوارگی و حاکمیت نظامی اسرائیل بر غزه است و حتی می تواند آزادی عمل فعلی را محدود کند، جایی که شعار پیروزی مطلق نتانیاهو محقق نشده است. از این رو تل آویو نیز دائما در روند اجرای آن اختلال ایجاد کرده، با تحریکات به دنبال پاسخ مقاومت، عملیات بزرگ تر رژیم تا رسیدن به فروپاشی طرح صلح است.
5. با این حال، مسئله سلاح مقاومت همچنان یک بهانه جدی برای شروع دوباره جنگ است. در حالی که میانجیها، در درجه اول مصریها، فرمولهای انعطافپذیرتری را ارائه میدهند که بحثها در مورد مسئله سلاح را به پیشرفت در طرح بیست مادهای ترامپ مرتبط میکند - با استفاده از اصطلاحاتی که ممکن است در را برای مقاومت باز کند تا مثلاً محدودیت یا توقف سلاحها را بپذیرند - نتانیاهو اصرار دارد که با این بند به عنوان چاشنیای رفتار کند که میتواند برای از بین بردن کل روند آتشبس استفاده شود.
6. روند زندگی در غزه نیز در تعلیق میان توافقی است که کاملا اجرا نمی شود و جنگی است که کاملا پایان نیافته است. در این زمینه نیاز به گزارش مفصل تری است.
7. دستور کار اصلی مقاومت، حفظ مقاومت، شریک کردن سایرین در بن بست های سیاسی و تقویت تسلیحاتی جهت برتری موضع مذاکراتی و آمادگی برای دور جدید درگیری است.
@Muhallel