مُحَلِّل
چهارم. وضعیت اقتصادی - اجتماعی (تاب آوری): حقیقت این است که یکی از اصلی ترین متغیرهایی که دشمن بر رو
پنجم. نقش کشورهای عربی: در این زمینه، محاسبه کشورهای عربی این است که با دو ابزار میانجی گری و یا پرداخت پول به ایران، می توانند خود را از حملات ما در امان نگه داشته و در زمین آمریکا نیز بازی کنند. سه کشور اردن و کویت و بحرین که در این زمینه معاف هستند اما با حملات اخیر به پایگاه العدید قطر و بندر دقم عمان، این پیام صریحا صادر شد که میانجی گری نیز نمی تواند پوشش امنی برای آنها فراهم کند. از سوی دیگر با خطای محاسباتی عربستان سعودی در یمن، دست محور مقاومت برای زیر ضربه بردن این کشور نیز باز شده است.
@Muhallel
مُحَلِّل
پنجم. نقش کشورهای عربی: در این زمینه، محاسبه کشورهای عربی این است که با دو ابزار میانجی گری و یا پرد
ششم. فشار حداکثری به محور مقاومت: این پرونده ای است که باید در هر کشور جداگانه بررسی گردد اما به طور کلی، رویکرد آمریکا در منطقه به سوی شکستن پیوندهای سیاسی و امنیتی و جغرافیایی محور مقاومت حرکت کرده و آنها به نوعی به دنبال بازآرایی محیط منطقه ای از طریق مهندسی موازنه های منطقه ای و داخلی هر کشور هستند تا امکان نفوذ جدید برای آمریکا فراهم گردد. سپردن پرونده سه کشور عراق، سوریه و لبنان یه یک نفر یعنی تام باراک به عنوان سفیر آمریکا در ترکیه، خود نشانه ای از نوع مدنظر مدیریت واشینگتن بر پرونده های منطقه ای است. رژیم صهیونیستی نیز به جد مشغول ایجاد مناطق حائل و توسعه ارضی در هر 4 جهت جغرافیایی است.
@Muhalel
مُحَلِّل
ششم. فشار حداکثری به محور مقاومت: این پرونده ای است که باید در هر کشور جداگانه بررسی گردد اما به طور
هفتم. کارزارهای دیپلماتیک: همزمان با همه رویکردهای فوق ما شاهدیم که آمریکا تلاش می کند با کارزارهای دیپلماتیک با تک کشور یا چند کشور، همراهی کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای را در نقشه های ضدایرانی جلب کند. بخشی از آن در قالب همان طرح فشار بر محور بوده و بخش دیگر نیز مختص جمهوری اسلامی است. طبیعتا جمهوری اسلامی ایران نیز باید ابزار دیپلماسی خود را به کشورهای مختلف در قالب روابط دو جانبه گسترش دهد.
هشتم. کارزارهای رسانه ای: در این مورد خاص نیز شاهدیم که هم رسانه های آمریکایی خصوصا آکسیوس و هم اداره تاثیرگذاری موساد، با شناسایی شکاف های سیاسی ایجاد شده در داخل کشور، با روایت سازی و یا انتشار اخبار ناقض، جهت دار یا کذب به دنبال تعمیق شکاف های فوق هستند که هوشیاری بالایی از سوی همه می طلبد.
@Muhallel
مُحَلِّل
هفتم. کارزارهای دیپلماتیک: همزمان با همه رویکردهای فوق ما شاهدیم که آمریکا تلاش می کند با کارزارهای
نهم. اهرم های راهبردی و طرح های آتی: در این زمین خصوصا در حوزه تنگه هرمز و محاصره دریایی قبلا توضیحاتی ارائه کردیم و نیاز به تکرر مکررات نیست. اما در سطح عملیاتی، حفظ برگه ها و اهرم های خاص اهمیت دو چندانی دارد زیرا این تحلیل نیز صادق است که دشمن با عملیات های جاری، به دنبال تخلیه برگه ها و ظرفیت های ما باشد. از سوی دیگر، مقدمه چینی در جهت حملات زمینی نیز از سوی دشمن در حال انجام است که آن را هم در انتخاب اهداف و هم در لجستیک آن مشاهده می کنیم که خود نیازمند تحولات ادراکی در گام اول نسبت به حملات زمینی از سوی ماست.
@Muhallel
مُحَلِّل
نهم. اهرم های راهبردی و طرح های آتی: در این زمین خصوصا در حوزه تنگه هرمز و محاصره دریایی قبلا توضیحا
دهم. آخرین موضوع مهم دیگری که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، تلاش دشمن در جهت مدیریت شدت، زمان و مکان درگیری است. ما نباید اجازه دهیم که دشمن این چارچوب را مدیریت کند. تجربه نشان داده رویکرد کاهشی در این زمینه نیز چندان کارساز نیست و حداقل نمایش عملی اراده گسترش شدت، توسعه جغرافیایی و اطناب دوره زمانی درگیری، می تواند باعث بازنگری در محاسبات دشمن و کسب ابتکار عمل از سوی ما گردد.
@Muhallel
با گذشت زمان، این افق که نبرد جاری تبدیل به حالت تمام عیار و کامل جنگ شود، بیشتر میشود. هر چند برخی بر این باورند که آمریکایی ها و اسرائیلی ها نقشه اصلی خود را در تایمی پیاده خواهند کرد که حداکثر فراغت را داشته باشند، اما این گزینه که شرایط باعث شود تا چارچوب نبرد ارتقاء یابد نیز دور از ذهن نیست. مهم ترین متغیر این شرایط این است که آنها نتوانند به موفقیتی راهبردی نائل آمده،کلیت بازی چه در عرصه راهبردی و چه در عرصه تاکتیکی (تخلیه پدافند و انهدام ابزارهای تهاجمی) به ضرر آنها پیش رود و اینجا مجدد دو گزینه پیش روی کاخ سفید خواهد بود؛ بازگشت مجدد به میز مذاکره و یا تصاعد درگیری. در این میان، سوال مهم این است که دشمن چه ابزاری را وارد بازی خواهد کرد تا این تصاعد را رقم بزند؟ ورود رژیم صهیونیستی به عرصه، هدف قرار دادن تهران و شهرهای مرکزی و شمالی کشور، ترور غافلگیرانه مقامات، عملیات غافلگیر کننده هلیبرن یا آبی خاک جهت تصرف یکی از جزایر یا سواحل، حمله ای خاص به تاسیسات کرکس یا تهاجم به تاسیسات انرژی؟ از سوی دیگر به وضوح شاهد بوده ایم که دشمن در روزهای اخیر بر انهدام قوای زمینی و زرهی ایران خصوصا در استانهای خوزستان و سیستان و بلوچستان تمرکز کرده است، اما نکته اینجاست که حملات فوق نیز با استفاده از تسلیحات سنگین صورت میگیرد. برخی عقیده دارند که استفاده از موشکهای سنگین برای برخی مواضع جهت ارعاب از سوی آمریکاست تا عقب نشینی کنیم اما برخی دیگر بر مقدمه سازی جهت تهاجم زمینی متفق القولند. موارد فوق همگی بر روی میز دشمن قرار داشته و گذشت زمان روشن کننده است. در این میان برخی محافل خبری از طرحی خبر میدهند که از سوی دشمن در حال اجراست و موارد قبل را نیز شامل میشود:
۱. ایجاد آتش تهیه و زمین سوخته در ۵ محور محتمل ورود زمینی
۲. انهدام تاسیسات حیاتی(انرژی، ارتباطی، پلها و ...) تا عمق ۲۰۰ کیلومتری محورهای مدنظر
۳. هدفگیری سنگین و از دور خارج کردن شهرهای موشکی غرب و جنوب کشور
@Muhallel
با توجه به اقدامات دقیق اخیر جمهوری اسلامی ایران در منطقه خلیج فارس در پاسخ به کریدور جنوبی هرمز و درگیریهای جاری، حزب الله لبنان نیز در حال بررسی و تصمیم گیری پاسخ به نقض های متعدد رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان است. مقاومت معتقد است که نمی توان و نباید به وضعیت پیش از ۲ مارس یا پسا اولی الباس بازگشت که دشمن یکطرفه نقض کند و این را به مقامات داخلی لبنان نیز اطلاع داده. همچنین با توجه به وحدت میدان ها و اقدامات ایران، مقاومت نیز همراستا حرکت می کند. پاسخ مستقیم به ارتش دشمن در اراضی اشغالی لبنان و هدف گیری دشمن در شمال اراضی اشغالی، دو گزینه مهم مقاومت است که با ریسک ها و پیامدهای مهمی همراه است. رژیم صهیونیستی نیز خود را برای سناریویی آماده می کند که در پاسخ به حزب الله، بیروت را هدف قرار داده، ایران نیز ورود کرده و رژیم نیز در صورت چراغ سبز آمریکا به حملات متقابل علیه ایران بپیوندد از این رو، ارتقای هماهنگی های حزب الله و ایران نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است. به جز این، گروههای مقاومت عراق و لبنان نیز آمادگی خود را برای گسترش درگیری افزایش دادهاند.
@Muhallel
حملات نیروهای مسلح کشورمان به اقلیم کردستان عراق به درگیری های جنوب کشور نیز متصل است زیرا اگر یکی از اهداف حملات آمریکاییها را زمینهسازی حمله زمینی بدانیم، این حملات حتما یک پیوست از غرب کشور از سوی تروریست ها دارند خصوصا که اخیرا رژیم صهیونیستی مجددا در حال شارژ تسلیحاتی آنها بوده و سایر تحرکات مانند جلسات برنامه ریزی، تلاش برای ورود به کشور و ... نیز افزایش یافته است بنابراین فلجسازی جناح غربی نیز میتواند بر طرح کلی حریف در محاور جنوبی نیز اثرگذار باشد.
@Muhallel
مُحَلِّل
با گذشت زمان، این افق که نبرد جاری تبدیل به حالت تمام عیار و کامل جنگ شود، بیشتر میشود. هر چند برخی
طرح سه مرحله ای فوق که در این پیام ذکر شد به نظر تا شب گذشته در حال اجرا بود. افزایش حملات به پایگاههای موشکی در شب گذشته نیز موید مرحله سوم است که این گامها میتوانند کماً و کیفاً توسعه یابند. البته تفسیر موازی بخش دوم، یعنی هدفگیری خطوط مواصلاتی جنوب کشور، معکوس تحلیل ایزولهسازی جنوب است. به عبارتی برخی تحلیلگران عقیده دارند که این اقدام با هدف تنگ تر کردن حلقههای محاصره و فرسایش مرکز کشور با قطع ارتباط بنادر و کالاهای ورودی به داخل کشور است که اگر آن را در کنار برخی شواهد و رخدادهای دیگر قرار دهیم، تاییدات زیادی برای آن وجود دارد. این طرح یک امضای اسرائیلی در زیر آن دارد. رژیم نیز از آمریکا درخواست کرده که به جز چراغ سبز، زمینه را برای ورود آسان تر خود به معرکه با فشار به شهرهای موشکی ایران تسهیل کند و لذا ما باید به دنبال عملیاتهای ویژه در این فرصت باشیم، امری که تا کنون نیز نسبتاً محقق شده و بسیاری از حملات دقیق و موثری که به پایگاه موفق سلطی و پرنس حسن اردن انجام میشود از پایگاه های غربی بوده که غالبا در طی جنگها از دسترس خارجاند و نتایج آن را نیز در کشته شدن سربازان آمریکایی و دقت بالای اصابتها میتوان مشاهده کرد. هر چند قرائن و شواهد حملات زمینی روز به روز در حال افزایش است و بحثها پیرامون آن نیز وجود دارد، این سوال نیز در درون آمریکا مطرح شده که نقطه قلهزنی این کمپین(خصوصا با محرک کشته شدن سربازان آمریکایی) کجاست و آیا ممکن است ترامپ پس از یک دور تصاعدی فشار چند روزه با گسترش به شهرهای مرکزی و تاسیسات انرژی، یا هدفگیری کرکس یا ازسرگیری پروژه آزادی یا یک عملیات زمینپایه باز هم به دنبال اعلام آتش بس یکطرفه باشد؟ این یکی از نقاطی است که ما می توانیم با مدیریت آن مانع از تحمیل چارچوب مدنظر حریف شویم.
@Muhallel
🔺گروههای مقاومت عراقی نیز همانند سایر گروههای مقاومت آمادگی خود برای ورود به یک درگیری تمام عیار را دارند. خصوصا در صورت زمینی شدن درگیریها، نقش آنها از اهمیت دو چندانی در جبهات کردستان، کویت، اردن و بغداد برخوردار خواهد بود. از ماههای گذشته نیز در سفرهای حاج قاآنی به عراق، به فصائل تاکید شده بود که باید خود را برای یک رشته درگیری جدید و سنگین آماده کرده و برای همین از ورود به درگیریهای فرسوده داخلی نیز حدالامکان پرهیز کنند. در جنگ رمضان، نوع ورود و مدیریت حزبالله در هماهنگی با ایران، باعث شد تا حزباللهی که بسیاری آن را نابود شده می دانستند تبدیل به یک متغیر کلیدی در سطح منطقه ای شود. اکنون هم ورود مقاومت عراق، لبنان و یمن دلالتهای بسیاری برای تغییر معادلات داخلی این کشورها در برابر دولتهای عون، زیدی و سعودی خواهد داشت، این امر خصوصا در عراق برجستهتر است و گروهها میتوانند با نقشآفرینی موثر در این عرصه، آن مهندسی که کاخ سفید به دنبال اعمال آن در عراق است را خنثی کنند.
@Muhallel