eitaa logo
مُحَلِّل
31.2هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
128 ویدیو
16 فایل
محلل: تحليلگر، مفسر، ناقد، منتقد 📌اینستا: https://www.instagram.com/muhallell 📌 تلگرام: https://t.me/Mohallell 📌 بله: https://ble.ir/Mohallell 📌روبیکا: https://rubika.ir/Mohallell 📌سروش: https://splus.ir/Mohallell
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی از سوالات رایج این روزها، دلیل کنش های دولت و وزیر خارجه پس از افزایش قیمت نفت است. البته قیمت نفت خود تابع عوامل متعددی است که یکی از آنها نیز اخبار مثبت و منفی مهم سیاسی و اقتصادی است. در گذر از احتمالات بدبینانه و همچنین بی توجهی برخی از مسئولان نسبت به تاثیر برخی صحبت هایشان، ما به موضوع خودمان، یعنی نوع تحلیل از وقایع جاری می پردازیم. ما قبلا نیز اشاره کردیم که تحلیل و تلاش تیم دولت و وزیر خارجه این است که جنگ نشده یا به تعویق افتد تا زمان بخریم، بنابراین تجویزی که صادر می شود و حتی اعلام نیز شده، تعبیه یک راه فرار یا خروج برای ترامپ است تا وی در بن بستی قرار نگیرد که منجر به صدور دستور جنگ شود. بنابراین به نظر می رسد یکی از دلایل برخی کنش های دیپلماتیک، وجود این تحلیل باشد که در اینجا دو نقد به آن وارد است: اول. این تحلیل هر چند شاید بتواند باعث شود که در کوتاه مدت و یا به صورت یومیه، جنگ رخ ندهد اما سایه جنگ را در بلند مدت از سر کشور رفع نمی کند. دوم. نکته اساسی اینجاست که در موارد قبلی مانند جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، آیا قرارگیری ترامپ در بن بست منجر به چراغ سبز یا صدور فرمان حمله شد یا نگرانی از مدل بازدارندگی جدید ایران، بازسازی کشور و همچنین آمادگی اطلاعاتی و عملیاتی مانند در دسترس بودن اهداف ترور؟ با همین خط نیز می توان این پرسش را ارزیابی کرد که آیا تعبیه راه خروج برای ترامپ راهکار رفع تهدید اوست و اگر هم قصد تعبیه راه فرار برای ترامپ داریم، باید آن را در چه زمانی، کجا و چگونه ایجاد کنیم؟ البته لازم به ذکر است که در برخی موارد، لزوما توییت یا سخن مقامات کشور منجر به اثرگذاری نشده و یک تماس تلفنی، یک سفر دیپلماتیک و یا موضوعی مانند نشست دوشنبه عمان منجر به آن می شود. این موارد نیز که همواره مطرح بوده، لازمه آن بستن برخی کانال های مجازی و حضوری دیپلماتیک است. این کانال‌ها نیز یا بر اساس روندهای چندماهه اند، یا بر اساس وقایع فوری که باعث می شود فقط متغیر انرژی در آنها مطرح نباشد. ضمن اینکه تصمیم گیری بستن این کانال‌ها و روندها نیز در سطح تصمیمات کلان کشور است. @Muhallel
در خصوص نشست روز دوشنبه و توافق ایران و عمان پیرامون تنگه هرمز، همانطور که قبل تر ذکر شد، راهبرد اعلامی کشور، وادار کردن آمریکا به بازگشت و اجرای بندهای تفاهم نامه اسلام آباد است. با این حال نوع بازگشت تفاوت دارد و ایران خواستار اجرای بسیاری از تعهدات آمریکا و سپس بازگشایی تنگه هرمز است. در بحث تنگه هرمز، مطابق ماده 5 تفاهم نامه عبور و مرور باید بر اساس ترتیبات ایرانی باشد و برهم خوردن تفاهم نامه نیز در واقع بر سر همین بند و عدم پایبندی آمریکا به آن بود. ما در دور قبل ابتدا با آمریکا توافق کردیم و سپس گفتگوها با عمان جهت تعیین ترتیبات آغاز شد که آمریکا وارد ماجرا شد و بحث کریدور عمانی را پیش کشید. اکنون تلاش ایران است این است که پس از توافق با عمان بگوید ما این مسئله را حل کردیم و ترتیبات ولو به صورت موقت این است و پشتوانه آن نیز توافق با عمان به عنوان کشور ساحلی جنوبی تنگه و حضور کشورهای خلیج فارس و بیانیه پایانی است و حالا توپ در زمین شماست که پس از رفع حصر و اجرای برخی تعهدات دیگر، ما نیز ترتیبات را اجرایی کنیم. با این حال همچنان چالش عمده این است که آیا آمریکا نهایتاً این مسیر طی شده و ترتیبات را می پذیرد و حاضر به برداشتن گام های متقابل هست؟ @Muhallel
ایمان و شجاعت یمنی ها زبانزد است و این روزها تنها جلوه های کوچکی از آن را شاهد هستیم، چه بسیار اقدامات یمنی ها خصوصا مقاومت تاریخی آنها در بندر الحدیده، وقتی ائتلاف عربی و مزدوران با حداکثر قوای زمینی و هوایی خود و با پشتیبانی حداکثری آمریکا و انگلیس در تابستان 97 به حدیده یورش بردند و درگیری های تاریخی که در تحیتا و ... اتفاق افتاد که خود نیازمند بازخوانی است و اگر این ایمان و شجاعت آنها در آن مقطع که نیروهای مسلح یمنی به اندازه امروز پیشرفت نداشتند و قوای دشمن نیز منسجم تر و با انگیزه تر بودند، نبود قطعا مسیر تحولات تفاوت می کرد. با این حال، تقلیل بازنمایی دلایل این دستاوردها به دمپایی پوشی رزمندگان یمنی که می تواند ناخودآگاه این معنا را در ذهن متبادر سازد که طرح ریزی های راهبردی و تاکتیکی جنگی در کنار نظام تسلیحاتی خلاقانه ای که دشمنی که هیچگاه از حیث مادی با آن برابر نخواهیم شد، اهمیتی ندارد، یک خطایی است که ما مسیرش را در سالیانی طی کردیم و منجر به وقایع تلخی در جنگ 12 روزه برای خودمان شد که با درس گیری ها و مجاهدت های شهیدان پاکپور و موسوی و شمخانی به مرحله شکست اهداف دو قدرت نظامی بزرگ در جنگ 40 روزه رسیدیم. بنابراین لازم است که علاوه بر نمایش دمپایی یا به عبارتی سادگی رزمندگان یمنی در برابر دشمن تا بن دندان مسلح، از طرح ریزی های راهبردی و عملیاتی جنگی نامتقارن، اشراف اطلاعاتی بالا و حفاظت اطلاعات پیشرفته، نوع پیشبرد سیاست داخلی، اقتصادی آنها نیز سخن گفت. @Muhallel
مُحَلِّل
در خصوص نشست روز دوشنبه و توافق ایران و عمان پیرامون تنگه هرمز، همانطور که قبل تر ذکر شد، راهبرد اعل
انعقاد تفاهمی در صلاله عمان پیرامون تنگه هرمز به دلیل توافق دو کشور بر سر یک آبراهه راهبردی، بدون حضور آمریکا و با همراهی کشورهای منطقه (در صورت حضور و تنظیم بیانیه ای که ایران مدنظر داشت)، می توانست باب گفتگوهای آتی با منطقه را نیز باز کند، دقیقا پس از آزادسازی باب المندب، انهدام پترولاین، افزایش فشار بر کریدور جنوبی هرمز و ضربات سرنوشت ساز به ناوگان آمریکایی و پایگاه های اردن، به نوعی ضلع پنجم یا تثبیت سیاسی - حقوقی پیروزی های ایران و مقاومت در منطقه بود و این امری بود که به هیچ وجه مورد قبول آمریکا، رژیم و برخی کشورهای منطقه نبود لذا از طریق بحرین، سعودی و امارات، اخلال و لغو این روند آغاز شد. اکنون دو مسئله وجود دارد: اول. موضع جدید طرف های مقابل این است که آمریکا تا پیش از توافق ایران با این کشور، هیچ توافقی بین ایران و منطقه را قبول نخواهد کرد. لذا کشورهای منطقه هم می گویند آمریکا قبول نمی کند و فشار می آورد. آمریکا نیز از قبل نیز گفته که اینبار به دنبال حل همزمان تنگه و هسته ای است. دوم. همانطور که در بند اول اشاره شد، به جز برخی رخدادها در لبنان، در کل وزیر خارجه ایران امروز با دست برتر در صلاله حاضر می شد و یکی از انگیزه های لغو نیز همین بود. بنابراین این احتمال وجود دارد که آمریکا، رژیم، عربستان سعودی و حتی امارات، به دنبال اقداماتی در سطح منطقه برای برگشت این موازنه باشند. برخی تحرکات مانند سفر فرماندهی سنتکام به ریاض نیز موید این است. @Muhallel
در آزادسازی ساحل غربی، به جز جنبه های ژئوپلتیکی آن، یکی از دستاوردهای مهم انصارالله، تصرف صدها نقطه و موضع حساس نظامی از تجهیزات نظامی مدرن آمریکایی و سعودی و اماراتی، فرودگاه ها و باندهای پرواز نظامی و غیرنظامی، اسکله ها و بنادر نظامی و غیرنظامی، مراکز امنیتی، دیده بانی، راداری، پدافندی، ده ها پادگان عظیم که به عنوان مراکز فرماندهی و کنترل مزدوران و ارتش عربستان عمل می کردند، است. به عبارت بهتر تمام سرمایه گذاری های ۱۱ ساله سعودی و اماراتی در ساحل غربی یا منهدم و یا تصرف شد و نیروهای یمنی به تازگی متوجه شده اند که سعودی به دنبال چه عملیات نظامی عظیمی بود. طبیعتاً دشمن نیز این موارد را به بانک اهداف خود اضافه می کند و مزدوران عدن نیز به دنبال سیاست زمین سوخته در این منطقه هستند که البته به طور کامل پیاده نشده و باید دید طرح کلی حریف چیست. با این حال سعودی از پنجشنبه به طور ساعتی تعداد حملات هوایی خود به استان های مختلف یمن را افزایش داده که محوریت آن با پرواز اف ۱۵ ها از پایگاه ملک خالد خمیس مشیط و پرواز تایفون ها از پایگاه ملک فهد طائف است. بنابراین موشکی و پهپادی یمنی نیز با تشدید شلیک، توسعه دایره هدف گیری به کل جنوب و از جنوب به جنوب شرق، توسعه بانک اهداف خصوصا هدف قرار دادن پایگاه نظامی شروره که مرکز فرماندهی عملیاتی عربستان سعودی علیه یمن است به دنبال بازدارندگی و همچنین از دور خارج کردن دو پایگاه اصلی یعنی ملک خالد و ملک فهد هستند. @Muhallel
اخیراً آرون وای زلین از پژوهشگران موسسه واشنینگتن در مطلبی قابل تامل در الحره نوشته بود که سازمان سیا در طول تاریخ خود همواره بر روی شوروی تمرکز داشت اما با فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد و وقوع ۱۱ سپتامبر، هم اولویت امنیت ملی و هم تخصص کارشناسان سیا از شوروی به سمت کار بر روی تروریسم و گروه های جهادی مانند نحوه شکل گیری، تامین مالی، زنجیره عملیات محلی و جهانی آنها شیفت پیدا کرد و در واقع دولت با انباشت دانش نهادی، یک اکوسیستم از افسران اطلاعاتی، تحلیلگران و متخصصان دانشگاهی، دیپلمات‌ها، مقامات اجرای قانون، متخصصان خزانه داری و ... را پیرامون این موضوع ایجاد کرد. همین تغییر تمرکز بر گروه ها باعث شد تا آمریکا بار دیگر از روسیه غلفت کرده و حمله به اوکراین رخ دهد و اکنون نیز مجددا اولویت های امنیتی آمریکا به روسیه، چین، ایران و قاره آمریکا رفته و همزمان نیروهای متخصص گروه های جهادی و تروریسم نیز در حال بازنشستگی هستند و این می تواند در آینده آمریکا را در برابر انواع به گفته او تروریسم جدید آسیب پذیر کند. اگر بخواهیم از این یادداشت بهره‌ای برای خود بگیریم، می‌توان اشاره کرد که در حال حاضر اصلی ترین و اولین چالش امنیتی کشور ما و محور ما رژیم صهیونیستی است با این حال با وجود این درگیری گسترده که خصوصاً طی ۳ سال گذشته وارد جدی‌ترین، وجودی ترین و سرنوشت‌سازترین فازهای خود شده است، پرسش این است که آیا اکوسیستم مشابهی در کشور ما شکل گرفته است؟ البته در این قضیه ما نهادهای اطلاعاتی را فاکتور می‌گیریم زیرا این امری در حوزه پنهان است، چه، رژیم در هر دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه شدیداً به دنبال ترور متخصصان و کارشناسان اطلاعاتی حوزه رژیم در ایران در هر سه نهاد وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه و نیروی قدس بود. با این حال پرسش اساسی این است که آیا برای مثال در اکوسیستم رسانه‌ای‌(، اندیشکده‌ای، دانشگاهی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور ما ظرفیت‌سازی‌ انسانی برای تسلط نرم و سخت بر دشمن وجودی ما صورت گرفته؟ در اینجا وقتی از رسانه صحبت می‌کنیم منظور کار رسانه‌ای یا به عبارتی تولید محصولات مختلف نیست(که در جای خود دارای اهمیت بسیار است) بلکه موضوع، دشمن شناسی و اقدامات واقعی پدافندی یا آفندی علیه آنهاست. مثال دیگر در حوزه دانشگاه است که در کل کشور ایران، به جز دانشگاه‌های خاص و وابسته به نهادها، شاید بخش‌هایی از ۲ یا ۳ دانشگاه عادی باشند که به صورت واقعی علیه رژیم گام برمی‌دارند و شما می توانید آن‌ها را در اهداف مورد اصابت در جنگ نیز جستجو کنید. البته ما می دانیم که افراد مجاهدی نیز وجود دارند که خارج از نهادهای رسمی نیز در حال مجاهدت در این عرصه هستند اما این مسئله ای است که جای کار فراوان، انسجام و توسعه دارد. شواهدی نیز وجود ندارد که جنگی که ما با دشمنمان داریم به این زودی تعیین تکلیف شود؛ گاهی نقدهای نسبتا درستی به این می‌شود که مثلا چرا برای مقابله با رژیم وزارت و نیرو و سازمان و حزب الله دوباره اقدام به ترورها و انفجارهای برون مرزی نمی‌کنند؟ فارغ از اینکه خود این مسئله چه ابعاد پیچیده‌ و یا جدیدی دارد اما مسئله اصلی این است که برون سپاری محض مسائل به نهادها(هر نوع نهادی) می‌تواند نوعی رفع تکلیف تلقی شود. این یک آسیب شناسی در حوزه نیروی انسانی انقلاب است. @Muhallel
من چه غم دارم که عالم، آتش است سوختن گر خواهد او، بر ما خوش است کاش جان بسیار بود، آتش مدام کان درو می‌سوخت با شوق تمام عشق با دشوار ورزیدن خوش است چون خلیل از شعله، گل چیدن خوش است
هدایت شده از مُحَلِّل
در آستانه سومین سالگرد عملیات ۷ اکتبر؛ 🇵🇸 محاسبات طوفان روایتی از دل میدان از بحث‌ها، مکاتبات، ارزیابی‌ها، محاسبات، طراحی‌ها و  تصمیم‌گیری‌هایی که همگی ختم به ۱۵ مهر ۱۴۰۲ شد: ۱. ایده اصلی طوفان از کجا آمد؟ ۲. نقش ایران و حزب الله و سایر اضلاع محور غیر از حماس در طراحی‌های قبل از عملیات چه بود؟ ۳. طراحان عملیات چه کسانی بودند و دقیقاً چه اهدافی در سر داشتند؟ ۴‌. طراحی‌ اصلی عملیات و سناریوهای جایگزین چه بود؟ و پاسخگویی به چندین سوال رایج دیگر که احتمالاً بسیاری از ارزیابی‌ها، سوالات و قضاوت‌ها در خصوص ۷ اکتبر را دگرگون خواهد کرد. بزودی... @Muhallel
مُحَلِّل
در آستانه سومین سالگرد عملیات ۷ اکتبر؛ 🇵🇸 محاسبات طوفان روایتی از دل میدان از بحث‌ها، مکاتبات، ار
بسم الله الرحمن الرحیم محاسبات طوفان مقدمه پیش از آغاز این پرونده نسبتاً طولانی، لازم است که برخی موارد ذکر شود تا بعداً سوء تفاهمی ایجاد نگردد: ۱. بعد از عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس که حیرت دوست و دشمن را واداشت، شاهد طوفانی از تحولات در منطقه بودیم؛ این تحولات، خصوصا پس از سال اول عملیات، البته به مذاق بسیاری از ما خوش نیامد: ویرانی غزه، شهادت تقریبا کامل کادر فرماندهی وقت حماس، حزب‌الله و جمهوری اسلامی ایران، سقوط سوریه، ضربات وارده به حزب‌الله و حمله به ایران، برخی از این تحولات بودند. این امر به زودی باعث طرح برخی پرسش ها با این محوریت شد: آیا طوفان الاقصی با این نتایج عقلانی بود؟ پاسخی که غالباً داده می‌شد، بررسی تحولات پسا طوفان و اشاره به دستاوردهای طوفان بود. اینبار اما ما قصد داریم که یک گام به عقب رفته و سیری که باعث شکل‌گیری این عملیات شد را واکاوی کنیم. ۲. اگر هدف شما از مطالعه این پرونده، رسیدن به این است که طوفان الاقصی درست یا نادرست بوده، بهتر است وقت خود را صرف مطالعه موارد دیگری کنید زیرا نه هدف پاسخ به این پرسش است و نه نهایتاً چیزی معلوم خواهد شد. ویژگی‌ محیط آشوب زده امروزی این است که اساساً غیرممکن است که ما بگوییم اگر فلان چیز می شد یا نمی شد، قطعاً بعدش چه می شد! آیا اگر طوفان انجام نمی شد یا با هماهنگی رخ می داد، قطعا وضع بهتر بود؟ اگر بعد از شروع عملیات، محور تهاجمی کامل انجام می داد اکنون اسرائیل به پایان رسیده بود؟ حداقل در سطح معلومات و دانش من، پاسخ این سوالات نمی‌دانم است؛ زیرا وقتی با سیستمی آشوبناک مواجهیم که ۲ ضربدر ۲ لزوماً مساوی ۴ نیست و قواعد فیزیک کوانتوم، به جای فیزیک نیوتنی وجود دارد، صدور حکم اشتباه است و این تصمیمات در لحظه است که تعیین کننده است؛ اساسا هدف ما نیز همین است که با بررسی برخی روندها، درک کنیم که چه شرایطی حاکم بود و برادران فلسطینی چه تصمیمی را تحت چه شرایطی گرفتند. ۳. اسناد مورد بررسی در این پرونده، پیشتر و طی سالیان گذشته همگی توسط واحدهای مطالعاتی آمان (اطلاعات ارتش رژیم صهیونیستی) منتشر گردیده است، بنابراین این دغدغه احتمالی بسیاری که انتشار این موارد دادن اطلاعات به دشمن است، اساساً بلاموضوع است. با این حال ما فکر می کنیم که وقتی این مطالب توسط دشمن منتشر شده اولاً حتما مطالبی دیگر هم بوده که اساسا انتشار نیافته و ثانیاً مطالب فوق ابتدا در واحدهای تخصصی دشمن تجزیه و تحلیل شده است. ۴. اسناد فوق، حاوی اطلاعات ارزشمندی است که بسیاری از ابهامات را برطرف می کند اما تا به حال در سطوح دانشگاهی، رسانه‌ای و تحقیقاتی کشورمان، حداقل در سطح عمومی، اثری از بررسی یافت نشده است. ما نیز مواردی که فکر می کنیم به موضوع ما بی ربط است و یا دشمن آنها را عمداً جهت هدفی خاص منتشر کرده، رد می‌کنیم.  ۵. در بررسی این اسناد، ما سعی می کنیم بیشتر راوی باشیم و کمترین دخالت تحلیلی را صورت دهیم. این مطالب هیچ سوگیری له یا علیه شخص، اشخاص، جریان یا گروهی (در درون محور مقاومت) ندارد؛ هدف، کسب درک نزدیک‌تر پژوهشگران از میدان عمل و اجراست تا بتوانیم در تحلیل‌های بعدی، به این موضوع مهم توجه کنیم و تجویزهایمان به میدان نزدیک شود. @Muhallel
بیستم اردیبهشت ماه ۱۴۰۰ نقطه عطفی در تحولات منطقه است. صهیونیست ها با برگزاری راهپیمایی پرچم و هتک حرمت مسجدالاقصی، در حال جنایت علیه ساکنان فلسطینی محله شیخ جراح بودند. جوانان این محله اما در نامه ای به محمد ضیف از وی درخواست کمک کرده و ضیف نیز در پاسخ به این درخواست حمله ای راکتی را ترتیب داد که منجر به آغاز عملیات «نگهبان دیوارها» از سوی رژیم در پاسخ شد؛ جنگی که باز هم شروع کننده اش مقاومت حماس بود اما تنها ۱۱ روز به طول انجامید، اما در این ۱۱ روز اتفاقاتی در منطقه رخ داد که همه را به این نتیجه رساند که پیروز این جنگ، مقاومت است. واضح ترین پیامد این عملیات، کنار رفتن نتانیاهو و کوهن در زمانی کوتاه پس از پایان بود. این نبرد نقطه‌عطفی در نگرش رزمی حماس به شمار می‌رفت. اگر تا آن روز دوره‌های درگیری با رژیم در پی رویدادهای محلی در نوار غزه آغاز می‌شد، در این نبرد، حماس پس از شلیک راکت به سوی قدس در واکنش به رویدادهای مسجدالاقصی، خود را به عنوان پاسدار قدس و اماکن مقدس اسلامی تثبیت کرد. گذشته از این، نبرد مذکور نگرش وحدت جبهه‌ها را تقویت نمود؛ چرا که حماس موفق شد فلسطینیان و اعراب داخل اسرائیل را در کنار حملات صورت‌گرفته از جهت لبنان و سوریه با خود همراه کند. از این رو، در میان رهبری حماس این درک پدید آمد که حمله‌ای گسترده از نوار غزه می‌تواند جرقه‌بخش جنگی چندجبهه‌ای باشد که ثبات داخلی رژیم را متزلزل سازد. اما در این ۱۱ روز چه شد؟ / ۱ @Muhallel
مُحَلِّل
بیستم اردیبهشت ماه ۱۴۰۰ نقطه عطفی در تحولات منطقه است. صهیونیست ها با برگزاری راهپیمایی پرچم و هتک ح
در نشست دفتر سیاسی حماس در غزه به ریاست شهید یحیی سنوار که در ۲۱ خرداد ۱۴۰۲ برگزار شد، سخنرانان تأکید ورزیدند که به لطف احیای اصول بنیادین و به‌ویژه اصل مبارزه بر سر قدس و مسجد الاقصی، و به سبب تثبیت جایگاه خود به عنوان مدافعان الاقصی، توانسته‌اند دگرگونی راهبردی را در پیوند با حزب‌الله و ایران پدید آورند. یکی از نتایج حاصله در این نشست، ادامه و حتی گسترش همکاری و هماهنگی با متحدان برای ترغیب آنان به مشارکت فعال در دوره‌های جنگ با اسرائیل بود: «در موضوع سیاسی: تأکید بر مسیرهای راهبردی ترسیم‌شده توسط دفتر سیاسی، به شرح زیر:  رئیس جنبش: ۲.۱. تداوم احیا و بازنشر اصول بنیادین، به‌ویژه مبارزه بر سر قدس، الاقصی و مقدسات، به اعتبار اینکه ما رهبران طرح آزادسازی، مدافعان الاقصی و پاسداران اصول بنیادین هستیم. دایره امور نظامی: ۲.۲. استمرار در ایجاد توانمندی و انباشت نیرو، و ارتقای همکاری و هماهنگی با متحدان برای مدیریت دوره‌های نبرد و رویارویی با دشمن در بالاترین سطوح هماهنگی، پشتیبانی و مشارکت فعال از طریق کثرت جبهه‌ها.  دایره رسانه: ۲.۴. بازتاب مسائل بزرگ ملی و به‌ویژه موضوع الاقصی، و به‌کارگیری اصطلاح جنگ مذهبی که دشمن علیه قدس و مقدسات به راه انداخته است. / ۲ @Muhallel
مُحَلِّل
در نشست دفتر سیاسی حماس در غزه به ریاست شهید یحیی سنوار که در ۲۱ خرداد ۱۴۰۲ برگزار شد، سخنرانان تأکی
استاد ابراهیم الامین، سردبیر روزنامه الاخبار، در گفتگویی در ۸ خرداد ۱۴۰۰ با شبکه تلویزیونی المنارِ حزب‌الله به تشریح هماهنگی‌های میان حماس و حزب‌الله در طول نبرد پرداخت. او یادآور شد که در جریان عملیات، یک اتاق عملیات مشترک در بیروت برپا شد که کادرهای نظامی حزب‌الله، افسران سپاه پاسداران، و نمایندگانی از حماس و دیگر سازمان‌های فلسطینی در آن حضور داشتند. به گفته وی، این اتاق عملیات نه فقط مسئولیت تبادل اطلاعات تاکتیکی، بلکه مأموریت‌های اطلاعاتی را نیز بر عهده داشت. به گفته امین، حزب‌الله فرماندهان میدانی حماس را با شیوه‌های ویژه به بیروت منتقل کرد و حتی توانست تجهیزاتی را به درون نوار غزه بفرستد. او افزود که سراسر محور، از جنوب لبنان تا صنعا پایتخت یمن، در حالت آماده‌باش برای احتمال گسترش نبرد از سوی اسرائیل قرار داشت. وی یادآور شد که در روزهای نبرد، فرمانده نیروی قدس، سردار اسماعیل قاآنی، دو بار به بیروت سفر کرد. شیخ نعیم قاسم در مصاحبه ای با المیادین در ۱۵ شهریور همان سال نیز خاطرنشان کرد که همکاری در انتقال اطلاعات میان حزب‌الله و حماس جریان داشت که بر روند نبردها اثرگذار بود. او توضیح داد که این داده‌ها از جمله شامل جزئیاتی از عملیات زمینی ارتش اسرائیل در نوار غزه بود که در واقع یک عملیات فریب پیش از حمله به شبکه تونل‌های حماس به شمار می‌رفت. وی اظهار داشت که این هماهنگی در تراز لحظه به لحظه بوده و حزب‌الله که از این نقشه آگاهی داشت، اطلاعات را منتقل کرد. / ۳ @Muhallel