مُحَلِّل
در آستانه سومین سالگرد عملیات ۷ اکتبر؛ 🇵🇸 محاسبات طوفان روایتی از دل میدان از بحثها، مکاتبات، ار
بسم الله الرحمن الرحیم
محاسبات طوفان
مقدمه
پیش از آغاز این پرونده نسبتاً طولانی، لازم است که برخی موارد ذکر شود تا بعداً سوء تفاهمی ایجاد نگردد:
۱. بعد از عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس که حیرت دوست و دشمن را واداشت، شاهد طوفانی از تحولات در منطقه بودیم؛ این تحولات، خصوصا پس از سال اول عملیات، البته به مذاق بسیاری از ما خوش نیامد: ویرانی غزه، شهادت تقریبا کامل کادر فرماندهی وقت حماس، حزبالله و جمهوری اسلامی ایران، سقوط سوریه، ضربات وارده به حزبالله و حمله به ایران، برخی از این تحولات بودند. این امر به زودی باعث طرح برخی پرسش ها با این محوریت شد: آیا طوفان الاقصی با این نتایج عقلانی بود؟ پاسخی که غالباً داده میشد، بررسی تحولات پسا طوفان و اشاره به دستاوردهای طوفان بود. اینبار اما ما قصد داریم که یک گام به عقب رفته و سیری که باعث شکلگیری این عملیات شد را واکاوی کنیم.
۲. اگر هدف شما از مطالعه این پرونده، رسیدن به این است که طوفان الاقصی درست یا نادرست بوده، بهتر است وقت خود را صرف مطالعه موارد دیگری کنید زیرا نه هدف پاسخ به این پرسش است و نه نهایتاً چیزی معلوم خواهد شد. ویژگی محیط آشوب زده امروزی این است که اساساً غیرممکن است که ما بگوییم اگر فلان چیز می شد یا نمی شد، قطعاً بعدش چه می شد! آیا اگر طوفان انجام نمی شد یا با هماهنگی رخ می داد، قطعا وضع بهتر بود؟ اگر بعد از شروع عملیات، محور تهاجمی کامل انجام می داد اکنون اسرائیل به پایان رسیده بود؟ حداقل در سطح معلومات و دانش من، پاسخ این سوالات نمیدانم است؛ زیرا وقتی با سیستمی آشوبناک مواجهیم که ۲ ضربدر ۲ لزوماً مساوی ۴ نیست و قواعد فیزیک کوانتوم، به جای فیزیک نیوتنی وجود دارد، صدور حکم اشتباه است و این تصمیمات در لحظه است که تعیین کننده است؛ اساسا هدف ما نیز همین است که با بررسی برخی روندها، درک کنیم که چه شرایطی حاکم بود و برادران فلسطینی چه تصمیمی را تحت چه شرایطی گرفتند.
۳. اسناد مورد بررسی در این پرونده، پیشتر و طی سالیان گذشته همگی توسط واحدهای مطالعاتی آمان (اطلاعات ارتش رژیم صهیونیستی) منتشر گردیده است، بنابراین این دغدغه احتمالی بسیاری که انتشار این موارد دادن اطلاعات به دشمن است، اساساً بلاموضوع است. با این حال ما فکر می کنیم که وقتی این مطالب توسط دشمن منتشر شده اولاً حتما مطالبی دیگر هم بوده که اساسا انتشار نیافته و ثانیاً مطالب فوق ابتدا در واحدهای تخصصی دشمن تجزیه و تحلیل شده است.
۴. اسناد فوق، حاوی اطلاعات ارزشمندی است که بسیاری از ابهامات را برطرف می کند اما تا به حال در سطوح دانشگاهی، رسانهای و تحقیقاتی کشورمان، حداقل در سطح عمومی، اثری از بررسی یافت نشده است. ما نیز مواردی که فکر می کنیم به موضوع ما بی ربط است و یا دشمن آنها را عمداً جهت هدفی خاص منتشر کرده، رد میکنیم.
۵. در بررسی این اسناد، ما سعی می کنیم بیشتر راوی باشیم و کمترین دخالت تحلیلی را صورت دهیم. این مطالب هیچ سوگیری له یا علیه شخص، اشخاص، جریان یا گروهی (در درون محور مقاومت) ندارد؛ هدف، کسب درک نزدیکتر پژوهشگران از میدان عمل و اجراست تا بتوانیم در تحلیلهای بعدی، به این موضوع مهم توجه کنیم و تجویزهایمان به میدان نزدیک شود.
@Muhallel
بیستم اردیبهشت ماه ۱۴۰۰ نقطه عطفی در تحولات منطقه است. صهیونیست ها با برگزاری راهپیمایی پرچم و هتک حرمت مسجدالاقصی، در حال جنایت علیه ساکنان فلسطینی محله شیخ جراح بودند. جوانان این محله اما در نامه ای به محمد ضیف از وی درخواست کمک کرده و ضیف نیز در پاسخ به این درخواست حمله ای راکتی را ترتیب داد که منجر به آغاز عملیات «نگهبان دیوارها» از سوی رژیم در پاسخ شد؛ جنگی که باز هم شروع کننده اش مقاومت حماس بود اما تنها ۱۱ روز به طول انجامید، اما در این ۱۱ روز اتفاقاتی در منطقه رخ داد که همه را به این نتیجه رساند که پیروز این جنگ، مقاومت است. واضح ترین پیامد این عملیات، کنار رفتن نتانیاهو و کوهن در زمانی کوتاه پس از پایان بود.
این نبرد نقطهعطفی در نگرش رزمی حماس به شمار میرفت. اگر تا آن روز دورههای درگیری با رژیم در پی رویدادهای محلی در نوار غزه آغاز میشد، در این نبرد، حماس پس از شلیک راکت به سوی قدس در واکنش به رویدادهای مسجدالاقصی، خود را به عنوان پاسدار قدس و اماکن مقدس اسلامی تثبیت کرد. گذشته از این، نبرد مذکور نگرش وحدت جبههها را تقویت نمود؛ چرا که حماس موفق شد فلسطینیان و اعراب داخل اسرائیل را در کنار حملات صورتگرفته از جهت لبنان و سوریه با خود همراه کند. از این رو، در میان رهبری حماس این درک پدید آمد که حملهای گسترده از نوار غزه میتواند جرقهبخش جنگی چندجبههای باشد که ثبات داخلی رژیم را متزلزل سازد.
اما در این ۱۱ روز چه شد؟ / ۱
@Muhallel
مُحَلِّل
بیستم اردیبهشت ماه ۱۴۰۰ نقطه عطفی در تحولات منطقه است. صهیونیست ها با برگزاری راهپیمایی پرچم و هتک ح
در نشست دفتر سیاسی حماس در غزه به ریاست شهید یحیی سنوار که در ۲۱ خرداد ۱۴۰۲ برگزار شد، سخنرانان تأکید ورزیدند که به لطف احیای اصول بنیادین و بهویژه اصل مبارزه بر سر قدس و مسجد الاقصی، و به سبب تثبیت جایگاه خود به عنوان مدافعان الاقصی، توانستهاند دگرگونی راهبردی را در پیوند با حزبالله و ایران پدید آورند. یکی از نتایج حاصله در این نشست، ادامه و حتی گسترش همکاری و هماهنگی با متحدان برای ترغیب آنان به مشارکت فعال در دورههای جنگ با اسرائیل بود:
«در موضوع سیاسی: تأکید بر مسیرهای راهبردی ترسیمشده توسط دفتر سیاسی، به شرح زیر:
رئیس جنبش:
۲.۱. تداوم احیا و بازنشر اصول بنیادین، بهویژه مبارزه بر سر قدس، الاقصی و مقدسات، به اعتبار اینکه ما رهبران طرح آزادسازی، مدافعان الاقصی و پاسداران اصول بنیادین هستیم.
دایره امور نظامی:
۲.۲. استمرار در ایجاد توانمندی و انباشت نیرو، و ارتقای همکاری و هماهنگی با متحدان برای مدیریت دورههای نبرد و رویارویی با دشمن در بالاترین سطوح هماهنگی، پشتیبانی و مشارکت فعال از طریق کثرت جبههها.
دایره رسانه:
۲.۴. بازتاب مسائل بزرگ ملی و بهویژه موضوع الاقصی، و بهکارگیری اصطلاح جنگ مذهبی که دشمن علیه قدس و مقدسات به راه انداخته است. / ۲
@Muhallel
مُحَلِّل
در نشست دفتر سیاسی حماس در غزه به ریاست شهید یحیی سنوار که در ۲۱ خرداد ۱۴۰۲ برگزار شد، سخنرانان تأکی
استاد ابراهیم الامین، سردبیر روزنامه الاخبار، در گفتگویی در ۸ خرداد ۱۴۰۰ با شبکه تلویزیونی المنارِ حزبالله به تشریح هماهنگیهای میان حماس و حزبالله در طول نبرد پرداخت. او یادآور شد که در جریان عملیات، یک اتاق عملیات مشترک در بیروت برپا شد که کادرهای نظامی حزبالله، افسران سپاه پاسداران، و نمایندگانی از حماس و دیگر سازمانهای فلسطینی در آن حضور داشتند. به گفته وی، این اتاق عملیات نه فقط مسئولیت تبادل اطلاعات تاکتیکی، بلکه مأموریتهای اطلاعاتی را نیز بر عهده داشت. به گفته امین، حزبالله فرماندهان میدانی حماس را با شیوههای ویژه به بیروت منتقل کرد و حتی توانست تجهیزاتی را به درون نوار غزه بفرستد. او افزود که سراسر محور، از جنوب لبنان تا صنعا پایتخت یمن، در حالت آمادهباش برای احتمال گسترش نبرد از سوی اسرائیل قرار داشت. وی یادآور شد که در روزهای نبرد، فرمانده نیروی قدس، سردار اسماعیل قاآنی، دو بار به بیروت سفر کرد.
شیخ نعیم قاسم در مصاحبه ای با المیادین در ۱۵ شهریور همان سال نیز خاطرنشان کرد که همکاری در انتقال اطلاعات میان حزبالله و حماس جریان داشت که بر روند نبردها اثرگذار بود. او توضیح داد که این دادهها از جمله شامل جزئیاتی از عملیات زمینی ارتش اسرائیل در نوار غزه بود که در واقع یک عملیات فریب پیش از حمله به شبکه تونلهای حماس به شمار میرفت. وی اظهار داشت که این هماهنگی در تراز لحظه به لحظه بوده و حزبالله که از این نقشه آگاهی داشت، اطلاعات را منتقل کرد. / ۳
@Muhallel
مُحَلِّل
بر پایه گزارش ۲ خرداد ۱۴۰۰ واحد نظامی خارج حماس به داخل قطاع، اتاق عملیات مشترک در بیروت از روز دوم نبرد تا یک روز پس از پایان آن فعال بود و شهید ایزدی برای برداشتن موانع پیشروی دستگاههای اطلاعاتی حزبالله و سپاه پاسداران جهت تضمین جریان دادهها تلاش میکرد:
«۳.اتاق عملیات از روز دوم نبرد تا یک روز پس از آن فعال بود و معاون حاج رمضان، سه تن از یاران نزدیک او، و افسران اطلاعاتی و فنی در آن حضور داشتند. از ما پرسیدند به چه دادههایی نیاز دارید، و ما موارد زیر را درخواست کردیم:
الف. اطلاعات پیرامون تقویت و کاهش آرایش [نظامی].
ب. اطلاعات درباره تحرکات اطلاعاتی هوایی.
ج. تحرکات هوایی جنگندهها
د. اهداف میدانی مناسب برای شلیک خمپاره.
هـ. ارزیابیهای آنی و فراگیر آنان از اوضاع.
۴. آنان پاسخ مثبت دادند و دادههای زیر را برای ما فرستادند:
و. انتقال اطلاعات پیرامون جابهجایی و تقویت نیروهای زمینی، از زمان حرکت آنها از بلندیهای جولان و جلیل تا رسیدن به نوار غزه.
ز. پایش ترافیک هوایی جنگندهها: آنها پروازها را در الگوهای انتظار هوایی و حرکت نیروهای هوایی از پایگاهها به سوی نوار غزه، بهویژه در هنگام بمبارانهای موسوم به کمربندهای آتش رصد میکردند؛ چنانکه ما در اتاق عملیات توانستیم ۱۵ تا ۲۰ دقیقه پیش از شروع حمله، آن را پیشبینی کنیم.
ح. پایش تحرکات اطلاعاتی هوایی در سطح عملیاتی (برخی از آنها پایش نمیشد زیرا پایینتر از ۸۰۰۰ پا پرواز میکردند و از سمت شمال قابل رصد نبودند) و فراتر از آن، و پایش پروازهای شنود الکترونیک؛ آنان در درازای نبرد ما را از نقاط تمرکز آگاه میساختند.
ط. مجموعهای از اهداف را در برد خمپاره در حومه نوار غزه در اختیار ما نهادند.
ی. تحلیلهای خود از مقاصد دشمن را به ما ارائه دادند، از قبیل:
(۱) ما را دو ساعت پیش از عملیات ترور فرمانده ابوانس الغندور (بدون بردن نام او) آگاه کردند؛ آنها تمرکز اطلاعاتی را برفراز اردوگاه جبالیا به همراه فعالیتهای زمینی رصد کرده و دریافتند که پای ترور شخصیتی برجسته در میان است یا آنکه نیرویی ویژه از شرق نفوذ خواهد کرد.
(۲) ارزیابی خود درباره عملیات زمینی را دو ساعت پیش از آغاز فرستادند و اشاره کردند که این حملهای فریبنده از سوی دشمن برای تشکیل بانک اهداف میدانی است (اما آنها نمیدانستند که این یک فریب بزرگ است).
(۳) اطلاعاتی پیرامون استقرار یگانهای جنگ الکترونیک مخابره کردند و یادآور شدند که این اقدام با هدف شنود ارتباطات بیسیم است (تحلیل این بود که دکلهای ارتباطی بمباران میشوند تا ما را به ناچار به بیسیم و GSM سوق دهند).
(۴) ۱۲ ساعت پیش از هدف قرار گرفتن برادرانمان در یگان دریایی، به ما خبر دادند که دشمن از مقاصد عملیات دریایی ما آگاه شده است، و ما نیز این را به شما اطلاع دادیم.
(۵) این ارزیابی مستمر را ارسال کردند که دشمن تمایلی به ورود زمینی ندارد و صرفاً از راه عملیات ترور در پی ثبت یک پیروزی نمادین است.
(۶) تمام کانونهای تمرکز هوایی را به همراه تحلیل ویژه هر منطقه در طول نبرد گزارش دادند.» / ۴
@Muhallel
مُحَلِّل
بر پایه گزارش ۲ خرداد ۱۴۰۰ واحد نظامی خارج حماس به داخل قطاع، اتاق عملیات مشترک در بیروت از روز دوم
در این گزارش همچنین قید شده که افزون بر اتاق عملیات، شورایی مشترک از نمایندگان نیروی قدس و حزبالله تشکیل شد که به گونهای منظم در درازای نبرد گرد هم میآمدند؛ به طوری که در پنج روز پایانی، فرمانده نیروی قدس، سردار اسماعیل قاآنی، که اختصاصاً به لبنان آمده بود نیز در آن شرکت جست.
این گزارش میافزاید که هر ۱۲ ساعت یک گزارش برای سیدحسن نصرالله، سردار حسین سلامی، حضرت آیت الله خامنهای و سایر مسئولان دستاندرکار، تدوین و فرستاده میشد.
همچنین مقامات ارشد ایرانی و حزبالله مرتباً با کادرهای حماس در لبنان در تماس بودند و از جمله درباره چرایی کاهش حجم آتش، علت توقف شلیک به تلآویو، یا کارایی برخی شیوههای ارتش اسرائیل پرسوجو میکردند.
در سند آمده است که کادر رهبری حزبالله و سپاه پاسداران حتی آمادگی داشتند تا چنانچه مقاومت در نوار غزه در معرض خطری جدی افتاد، مستقیماً وارد میدان شوند:
«ب. آنها [افسران ستاد حزبالله و سپاه] با تقاضای حاج رمضان موافقت کردند که چنانچه مقاومت در غزه با تهدیدی راهبردی روبرو شود، باید وارد نبرد شد و این مسئله به تأیید رهبری حزبالله و سپاه رسید.
ج. آنها به برادران شاخه نظامی حماس در لبنان اجازه دادند رگبارهای راکتی شلیک کنند، و بر این پایه، برادران شاخه نظامی در خارج تمامی شلیکهای راکتی از لبنان و بلندیهای جولان را به اجرا درآوردند.
د. هنگامی که پیام دوم شما درباره ضرورت اعمال فشار بیشتر رسید، آن را به حاج رمضان منتقل کردم. همان شب حاج رمضان مرا فراخواند و خواست پیامی برای کسب اجازه به برادر ابوالبراء [ شهیدمروان عیسی] بفرستم. او به من گفت سید حسن نصرالله به برادران شاخه نظامی در خارج اجازه داده تا دست به عملیاتی تهاجمی و بازدارنده علیه دشمن بزنند. او از من خواست: در صورت تأیید ابوالبراء، با برادر خالد دیدار کنم و تصمیم را ابلاغ نمایم. پیام را برای شما فرستادم و پس از موافقت شما، با خالد دیدار کردم و به او خبر دادم. برایم روشن شد که آنان از حیث نیروی انسانی آمادهاند، ولی آمادگی اطلاعاتی یا مقدمات اینچنینی نداشتند.
هـ. همچنین به حزبالله عراق دستور دادند پهپادی به سمت شمال فلسطین شلیک کند، و این پهپاد در روزهای پایانی نبرد به سوی فلسطین اشغالی پرواز کرد.» / ۵
@Mohallell
مُحَلِّل
در این گزارش همچنین قید شده که افزون بر اتاق عملیات، شورایی مشترک از نمایندگان نیروی قدس و حزبالله
۱۰. همچنین شهید حاج رمضان پنج دیدار با فرماندهانی از سپاه پاسداران و حزبالله برای ما(فرماندهان حماس در لبنان) هماهنگ کرد: دیدار اول با دستیار شهید سید حسن نصرالله در امور عملیات؛ دوم با خود حاج رمضان و افسران ستادش؛ سوم با مشاور نظامی سید حسن نصرالله و مسئول پیشین پرونده فلسطین، حاج خلیل حرب (حفظه الله)؛ دیداری با مسئول منطقه جنوب در حزبالله، شهید حاج ابوالفضل(علی کرکی)؛ و دیداری با سردار حاج اسماعیل قاآنی، فرماندهی نیروی قدس، و حاج ابومهدی(سردار شهید محمدرضا زاهدی)، فرمانده سپاه در لبنان.»
در این جلسات، خصوصا جلسه با ابوحسن، گرههای زیادی در خصوص کمکهای آنی و همکاری های متقابل باز میشود. / ۶
@Muhallel
مُحَلِّل
در نامه شهید اسماعیل هنیه در ۱۹ تیر ۱۴۰۰ به شهید محمد الضیف فرستاد. وی اشاره میکند:
«الف. سید حسن در پرتو آنچه بیان شد اشاره کرد که حزب در جریان نبرد سیفالقدس اقدامات زیر را به انجام رساند:
● تبادل دادههای اطلاعاتی با برادران در "داخل" از راه اتاق ویژه این امر.
● ارتقای آمادگی نیروها برای سرگرم ساختن دشمن و ایجاد اختلال در محاسباتش؛ این آمادهباش تا سه روز پس از پایان نبرد ادامه یافت.
● همکاری با برادران در لبنان، اعطای مجوز برای شلیک راکت از جنوب و دستیابی به تفاهم پیرامون امکان اجرای عملیاتهای مرزی از سمت ساحل و شرق؛ آنها (حزبالله) مشکلی نداشتند که دشمن این اقدامات را به حساب حزبالله بگذارد و آماده رویارویی با واکنشهایش بودند. تصمیم برای پاسخ به کنشهای دشمن مهیا بود، از راه شلیک موشک به سمت دشمن در مرز یا تکتیراندازی و غیره.
●شلیک به اهداف نظامی دشمن در جولان یا شمال فلسطین.
● آنها چند فروند پهپاد را برای پرتاب در دو مرحله آماده کردند: مرحله اول بدون کلاهک جنگی، برای درگیر ساختن دشمن؛ و مرحله دوم همراه با کلاهک جنگی (این امر در توافق با حاج اسماعیل بود، چنانکه در روزهای نخست دیداری ویژه داشتند).
ب. درباره یمنیها، آنان از حزبالله فهرست اهدافی درون خاک دشمن را با مختصات خواستند که ارسال شد. سید عبدالملک به سید حسن نصرالله پیام داد که آمادهاند و گفت: "تصمیم با شماست". مقرر شد در صورت ورودشان به میدان، کار با پهپاد و موشک علیه اهداف ویژه صورت گیرد و اهدافی در بابالمندب و دریای سرخ تعیین شود، با تمرکز بر این جبهه در زمانهای بعد.
ج. عراقیها: اقدامات از سوی سید حسن با گروههای عراقی به پیش رفت و توان فنی آنها بالاست، بهویژه: حزبالله عراق، عصائب اهل الحق، حشد و غیره.»
@Muhallel
مُحَلِّل
در نامه شهید اسماعیل هنیه در ۱۹ تیر ۱۴۰۰ به شهید محمد الضیف فرستاد. وی اشاره میکند: «الف. سید حسن
در دیداری میان شهیدان هنیه، نصرالله و ایزدی که هنیه در نامه ۱۹ تیر ۱۴۰۰ خود به یحیی سنوار بازگو کرد، دبیرکل حزبالله کامیابی حماس در این نبرد را پیروزی الهی خواند. ایشان گفت: آنچه رخ داد یک پیروزی الهی بود؛ نخست به این سبب که خداوند راه تصمیمگیری برای نبرد به خاطر قدس را هموار کرد، سپس پایمردی در اجرای آن، و آنگاه خداوند پیروزی ارزانی داشت. او افزود چهبسا خداوند با این نبرد آزمونی بزرگتر را از ما دور ساخت، با اشاره به مانورهای نظامی که با آغاز نبرد شکل گرفت و به تعویق افتاد. او همچنین گفت آنها قصد داشتند کاری بزرگتر در هر نبرد آتی انجام دهند و رایزنیهایی به سرکردگی خود سید جریان داشت. او گفت: ما میخواستیم نبرد را از همانجا که در جنگ تموز تمام کردیم بیاغازیم و تمرکز ما هدف قرار دادن تلآویو با حجم آتش گسترده بود، اما قسام پیشدستی کردند؛ او با خنده افزود: (این را از چنگ ما درآوردید).
اشاره سید به تحلیلی رایج در حزب الله در اوایل اردیبهشت ۴۰۰ اشاره داشت که در آن جمع بندی این بود که رژیم دیگر توانایی تاب آوری در خصوص پیشرفت موشک های نقطه زن حزب را ندارد و آنها ضربه ای ویژه در عمق خاک لبنان خواهند زد و رزمایشی که در آن زمان برگزار می شد پوششی برای این بود لذا حزب الله نیز آمادگی خود را به ۷۵ درصد رساند اما با شروع نبرد در غزه، این دو به یکدیگر پیوستند.
با پایان نبرد سیفالقدس که با نقش آفرینی موثر محور همراه است، اکنون فصل ارزیابی نتایج این عملیات و ترسیم مسیر پیش رو آغاز می شود. / پایان قسمت اول
@Muhallel