شب گذشته هواپیماهای جنگی رژیم صهیونیستی موجی از حملات وحشیانه را در چند نقطه مسکونی بقاع بدون هشدار قبلی اجرا کردند که در آمار اولیه منجر به شهادت ۹ و زخمی شدن ۲۸ تن دیگر شد. در یک مورد کل اعضای یک خانواده به شهادت رسیده و برخی پیکرها و اجساد قابل شناسایی نبوده و لذا احتمال افزایش آمار وجود دارد. مطابق گزارش ها، در این حملات چند تن از نیروهای حزب الله و مقاومت اسلامی به شهادت رسیدند. برای مجروحان نیز دعا کنیم.
@Muhallel
با جمع آوری انبوه نشانهها و البته خط زدن انبوه اطلاعات فریب و انحرافی اکنون از میان تمام سناریوهای موجود که تقریبا همگی در کانال بررسی شدند، سه سناریوی نهایی در خصوص حمله دشمن به خاک کشورمان وجود دارد که با کمیت و کیفیت فعلی آرایش دشمن همخوانی دارد. زین پس این سناریوها و الزامات مدیریت نبرد ایران را بررسی خواهیم کرد.
@Muhallel
مجموع اقدامات فعلی دشمن را میتوان در قالب یک عملیات تضعیفکننده دانست که هدف آن متزلزل کردن نقاط قوت جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت با اجرای متعدد عملیاتهای رسانهای و شناختی، امنیتی، سیاسی و اقتصادی است تا بر نظامات تصمیمسازی و تصمیمگیری، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و نظامی کشور تاثیر گذاشته و آنها را از تعادل خارج کند. بنابراین تمام اقدامات دشمن از گسیل نیرو و محاصره، صحبتهای تبلیغاتی و متعدد ترامپ (اولتیماتومهای چندگانه و خواهیم دید چه خواهد شد) و رسانههای غربی تا اقدامات ایذایی امنیتی اخیر همگی در این چارچوب تحلیل میشود. این نیاز دشمن نیز هست زیرا هم فشار را در طول مذاکرات افزایش میدهد و هم زمینهساز و تسهیلگر سناریوهای جنگی آنها است. این مدل پیش از جنگ ۱۲ روزه نیز اجرا شده بود. دلیل اجرای آن نیز از حیث راهبردی، این است که ایران و محور مقاومت، بازیگرانی پیچیده و شبکه محور هستند، بنابراین اگر بتوانند تعادل روانی - رفتاری و انسجام شناختی خود را حفظ کنند، با اصل انعطافپذیری، با محیط پرآتش سازگار شده، سرعت و گستره نبرد را به مرور افزایش داده و باعث برهم زدن نظم محاسباتی دشمن میشوند. بنابراین از نظر اتاق فکر حریف اگر آن حلقه اول یعنی تعادل روانی - رفتاری و انسجام شناختی فرماندهی ایران بهم بخورد، زمان و فضا به سود آنها به جریان میافتد. در ماجرای حزبالله به وضوح دیدیم که دشمن با اجرای عملیات پیجری، بیش از هر چیز این تعادل روانی حزبالله را برهم زد و فرماندهی حزب نیز با جهد بسیار و کمکهای ویژه جمهوری اسلامی ایران و در راس آن، نیروی قدس، موفق شد به مرور تعادل خود را بازیابد. اگر به موقعیت فعلی برگردیم، احیای مجدد ناآرامیها در ایران که دشمن روی آن حساب ویژه باز کرده(نمونه: وقایع اخیر دانشگاهها) میتواند بخشی از همین طراحی برهم زدن تعادل درونی کشور باشد تا شاخص ضربهپذیری از خارج افزایش یابد. راهکار چیست؟
@Muhallel
مُحَلِّل
مجموع اقدامات فعلی دشمن را میتوان در قالب یک عملیات تضعیفکننده دانست که هدف آن متزلزل کردن نقاط قو
حضرت آیتالله خامنهای در دیدار ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ با گروهی از کارکنان وزارت اطلاعات فرمودند:
" یکی از ضررها در جنگ این است که دشمن روحیه پیدا کند. اگر روحیه پیدا کرد، حملاتش را تشدید میکند ............ باید به دشمن ضربه بزنید. ما دو نوع ضربه زدن داریم؛ یکی جلوگیری از ضربه مورد امید دشمن است، این مهم است که او بخواهد کاری کند؛ ولی ما مانعش بشویم. یکی هم این است که به خودش ضربه بزنیم و دست و پایش را قطع کنیم. دستگاه ما باید بسیار هوشیار باشد."
این دیدگاه در واقع می تواند به نوعی عملیات پیشدستانه بومی ایران باشد که در آن ما با شناسایی و پیشبینی طرحهای حریف، از پیاده شدن آنها پیشگیری میکنیم. سپس با قطع بازوان اجرایی و تهاجم به ساختارها و اهداف دشمن در قالب ضربات مرحلهبندی شده و هماهنگ در زمان مناسب، روحیه حریف را تضعیف و نبض توان عملیاتی آن را میگیریم. بدین ترتیب با طراحی و اجرای اقدامات متعدد تهاجمی روحیه و انسجام فکری طرف مقابل بهم خورده و می توانیم حریف را مدیریت کنیم.
@Muhallel
مُحَلِّل
حضرت آیتالله خامنهای در دیدار ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ با گروهی از کارکنان وزارت اطلاعات فرمودند: " یکی از ض
مفهوم محوری در این طراحی، حفظ و تداوم ضربآهنگ عملیات است. به نظر من، مشکل اصلی نظریات عملیات پیشدستانه کلاسیک صرفاً مشکلات ما در حوزه سیاست داخلی و خارجی، اطلاعات، ضداطلاعات، و عملیات نیست که باعث می شود پیادهسازی آن غیرممکن یا بسیار سخت شود بلکه مشکل اصلی این است که یک ضربه دفعتی احتمالا نه تنها منجر به آرام گرفتن دشمن نشده بلکه آن را جریتر می سازد(مطالعه موردی: عملیات طوفان الاقصی). در جمعبندی این بحث باز هم از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در همان دیدار استفاده می کنیم؛ ایشان فرمودند:
"نگاه تهاجمی باید داشت؛ یعنی حتماً بهترین دفاع همچنان که معروف است، هجوم است در قالب دفاعی. اگر کسی در لاک دفاعی رفت، شکست خورده، باید تهاجم کرد. تهاجم کردن معنایش این نیست که دفاع نکنیم، معنایش این است که ماوراءِ دفاع، یک حرکت تهاجمی باید انجام بگیرد به دشمن. آن وقت، دشمن آرام میگیرد. در همه این اقدامات باید این را در نظر داشت."
@Mohallell
یکی از بدترین آفات، عادیسازی حملات گاه و بیگاه به حزب الله است؛ گویی حملات متعدد به جنوب و شمال لبنان و شهادت فرماندهان و رزمندگان حزب الله به یک امر روتین تبدیل شده و دیگر برای همه عادی است. با این حال، باید به واقعیات میدانی نیز توجه کنیم. میتوان گفت آسیبهای زیرساختی که به حزب الله پس از آتشبس وارد شد، چه بسا بیشتر از جنگ ۶۶ روزه بود اما گزینههای عملیاتی حزب نیز محدود است. آرایش توازن قوا در منطقه و فرامنطقه به گونهای است که هیچکس نمی تواند به شکل تکی دفاع یا تهاجم کند (این امر برای اسرائیل و آمریکا نیز صادق است) بنابراین دو راه وجود دارد:
یا حزب الله باید وارد درگیری شده و در این زمینه حتما نیازمند کمک و پشتیبانی مستقیم سایر اضلاع مقاومت است وگرنه وارد مسلخی بزرگ میشود.
یا محور دوره بازیابی خود را ادامه داده تا ولو اندکی به نقشه پیشا ۷ اکتبر نزدیک شویم که در آن محور سپر بازدارندگی سرفرماندهی شده و با اولین حمله به آن، "معرکه کبری" از ۷ جهت مختلف آغاز گردد.
به نظر تحلیل دشمن نیز این است که نقشه دوم قطعی است و از همین رو به دنبال توسعه گستره و تشدید عملیاتهای چمنزنی در منطقه است.
@Muhallel