مُحَلِّل
در موضوع حمله رژیم صهیونیستی به فرودگاه ابوالظهور، هرچند پیام ها و نیاتی از سوی رژیم در مقابله با تر
اما فراتحلیل تحلیلگران ترک در خصوص حمله اخیر رژیم صهیونیستی، حاکی از سبک خاصی از محاسبه در خصوص رژیم است که با تحلیل های ما که در سال 97 وقتی دشمن به پایگاه های مقاومت در سوریه حمله می کرد شباهت زیادی دارد. تقلیل دادن ماجرا به تنش زایی در منطقه مرتبط با اهداف انتخاباتی نتانیاهو، تله بودن حملات برای پاسخ پدافندی و آفندی ترک ها جهت شعله ور کردن یک درگیری جدید و لزوم اولویت دادن به دیپلماسی با آمریکا جهت مهار اسرائیل و تهدید به پاسخ! هر چند ترکیه هیچگاه در سطح جمهوری اسلامی و محور مقاومت امکان و توانایی و اراده مقابله با اسرائیل را ندارد اما رواج این سبک تحلیل ها در ترکیه که بعدها برای ما مشخص شد اکثرا تقلیل گرایانه و یا اشتباه بوده نشان می دهد که لازم است یک نوع انتقال تجربه حداقل در سطوح میانی و نخبگانی میان دو کشور صورت گیرد.
@Muhallel
مُحَلِّل
نوع بازی فعلی آمریکا در منطقه شباهتی به مدل کمپین فشار حداکثری در سالهای ۹۷ و ۹۸ دارد. جایی که خود ا
📌 دبیر شورای عالی امنیت ملی:
🔹به همه کشورهای اطراف میگوییم در جنگ اقتصادی با آمریکا شریک نشوید وگرنه آن را دشمن تلقی میکنیم.
🔹دنبال توسعه جنگ نیستیم اما اگر کشورهای اطراف ایران در جنگ اقتصادی با آمریکاییها همراهی کنند منافعشان را میزنیم.
🔹اگر کشورهای اطراف ایران در جنگ اقتصادی با آمریکاییها همراهی کنند یک قطره نفت از خلیج فارس و تنگه هرمز بیرون نخواهد رفت و مسیرهای دیگری که نفت از خلیح فارس صادر می شود را هم هدف قرار میگیریم.
✍🏻 نکات:
۱. دکتر رضایی صریحاً از استراتژی جدید ایران پرده برداشت. مصاحبه امشب ایشان نیز موید این تحلیل بود. سردمدار این راهبرد نیز خود ایشان است.
۲. شروع یک کارزار تهاجمی علیه آمریکا و اعراب به جز آمادگیهای عملیاتی توسط یگانهای مهاجم، نیازمند هماهنگیهای سیاست داخلی و خارجی بود، خصوصاً در جایی که هنوز برخی عقیده داشتند و دارند که باید به دیپلماسی زمان داد و از سوی دیگر شروع حملات، ریسک بالای ورود به جنگ گسترده را به همراه دارد. به همین علت نیز اولتیماتومی مطرح شد.
۳. آمریکا با ارسال برخی پیام های تهدیدآمیز و یا تمایل به مذاکره مجدد به دنبال ایجاد تردید و چنددستگی در محاسبات و نظرات کشور است.
۴. کمپین های مقاومت فعال در سال های ۹۷ و ۹۸ تجارب موفقی محسوب می شوند اما همزمان باید از آنها درسهایی نیز گرفت. برای مثال در آن دوره، با اعطای برخی معافیتهای تحریمی و یا کانالهای مالی اقدامات متوقف میشد اما اکنون ما در شرایطی نیستیم که دشمن بخواهد به ما راه تنفس بدهد بلکه وضعیت باید عادی شود.
@Muhallel
هدایت شده از مُحَلِّل
یکی از سوالات یا بحث هایی که وجود دارد، این است که آیا وضعیت فعلی به سود آمریکا جریان دارد یا خیر؟ در صورت پاسخ مثبت، میتوان برخی تلاشهای آمریکا برای عدم ورود به جنگ گسترده را مبنایابی کرد؛ به عبارتی، این یک تحلیل جدی است که آمریکا به دلیل ریسکهای متعدد درگیری گسترده نظامی جدید در ابعاد مختلف سیاسی و اقتصادی و نظامی، وضعیت فعلی را بیشتر به سود خود میبیند زیرا با عملیات خشم اقتصادی، دشمن به دنبال بستن تمام منافذ تنفسی ما بوده و همزمان در جبهات خلیج فارس، عراق، لبنان و غزه، مشغول فرسایش یا انهدام اهرمهای راهبردی ایران است. پیش از هر چیز ذکر این نکته نیز مهم است که ما محاصره دریایی را یک اقدام، در قالب سلسله عملیات "خشم اقتصادی" که خزانه داری آمریکا آن را اعلام کرده بدانیم زیرا علاوه بر محاصره دریایی، در این مدت شاهد بودیم که دشمن فشار زیادی جهت ضربه به مسیرهای دورزنی تحریم ما با، بازداشت افراد موثر، تحریم شبکههای سایه، مصادره و انسداد اموال خصوصا تراستیها در امارات و ... داشته و شاهد برخی عملیاتهای مقدماتی علیه مسیرهای جایگزین تجارت دریایی جنوب کشور، از جمله علیه چین، پاکستان، ترکیه، روسیه و عراق و مطرح کردن تهدیداتی علیه ترانزیت هوایی کشور بودهایم. برای اینکه موضوع روشن تر شود، توجه به پیام های سفارت آمریکا به سران اطار التنسیقی، پیش از اجبار به انتخاب علی الزیدی جالب توجه است، جایی که به صراحت در این پیامها گفته شده بود که آمریکا به دنبال جداسازی کامل ایران از اقتصاد عراق به عنوان یک ریه تنفسی اقتصاد ایران است. البته در این بین، برخی جریانات در داخل کشور نیز معتقدند که هر چند وضعیت فعلی به دلیل مشکلات عدیده اقتصادی و زیرساختی بحرانزاست و تداوم وضع موجود میتواند باعث بروز بحرانهایی در اواخر مرداد و شهریور شود(دشمن نیز بر این ارزیابی ها حساب باز می کند) اما ورود به جنگ جدید نیز چه بسا وضع فعلی را بدتر نیز کند بنابراین فعلا باید کج دار و مریز حرکت کرد تا ببینیم چه می شود و آیا می توان توافقی داشت یا خیر!
با توصیف این دیدگاهها، نظر شخصی نگارنده این است که تداوم وضع موجود، به دلیل تلاشهای همه جانبه دشمن در جهت فریز، فرسایش و انهدام اهرمهای راهبردی کشور، قابل قبول نیست. ما، حتی اگر به دنبال توافقی به نفع خود باشیم، فقط از راه ممانعت از پیاده شدن نقشههای دشمن و افزایش هزینههای آن در نمودار طولی زمان میتوانیم آن را کسب کنیم. به عبارت دیگر، اگر اکنون در منطقه خاکستری درگیری قرار داریم، تنها با ساخت، تثبیت و تحمیل معادلات خود در حوزههای مختلف این منطقه، میتوانیم به توافقی پر سود و یا جنگی موفق فکر کنیم: ایجاد جنگ برای جلوگیری از جنگ!
@Muhallel
مُحَلِّل
یکی از سوالات یا بحث هایی که وجود دارد، این است که آیا وضعیت فعلی به سود آمریکا جریان دارد یا خیر؟ د
در سال ۱۳۹۷ و همزمان با آغاز کمپین فشار حداکثری، رهبر شهید انقلاب در دیدار با کارگران فرمودند که اتاق عملیات جنگ با ایران به وزارت خزانه داری آمریکا منتقل شده است. این اتاق عملیات البته دو ضلع دیگر نیز داشت که شامل وزارت خارجه آمریکا جهت اقناع سایرین جهت پیوستن به کارزار و همچنین سازمان سیا جهت جمع آوری، ارائه و گاه اقدام علیه اطلاعات اقتصادی و مالی ایران به دو نهاد دیگر بود. اکنون با وجود ساختار فوق، دستکم سه تغییر مهم را می توان شناسایی کرد:
۱. اضافه شدن پنتاگون به ساختار فوق با ماموریت اصلی محاصره دریایی و رایزنی با سیا جهت پیوند زمین و هوا
۲. نقش آفرینی شخص اسکات بسنت در مقام کارگزار عملیات سنگین رسانه ای و شناختی (دلار ۳۰۰ تومانی و ....) و نمادسازی از وی به عنوان فرمانده جنگ جدید به جای پیت هگست.
۳. نقشآفرینی موساد جهت ارائه ارزیابیها از نتایج کارزار و همکاری با سیا جهت زمینهسازی جنگ خیابانی.
@Muhallel
هدایت شده از تقویم محور
در بامداد چهارم شهریورماه ۱۴۰۳، حزب الله در پاسخ به ترور فواد شکر، فرماندهی نظامی حزب الله عملیات اربعین را اجرا کرد. عملیاتی که هرگز قرار نبود به آن شکل باشد، طرحی چندلایه، با اهداف برد بلند و تسلیحات خاص وجود داشت اما متاسفانه عملیات زودتر دشمن صهیو - آمریکایی باعث شد تا فرماندهی حزب الله مراحل پیشرفته عملیات را لغو کرده و به شلیک ۳۴۰ راکت و ۲۰ پهپاد انتحاری اکتفا شود. عملیاتی که در چارچوب جبهه پشتیبانی لبنان منطقی بود و باعث تداوم فشار و رعب بر جبهه شمالی و نمایش دسترسی حزب الله شد اما تاثیری بر مهار دشمن نداشت و باعث شد تا رژیم تصمیم خود را جهت اجرای پلن گسترده خود علیه مقاومت اسلامی بگیرد.
شهید هاشم صفی الدین بعدا در توضیح این عملیات گفت:
«میدانید، ما در انتخاب عملیات اقدامات بسیار دقیقی انجام دادیم و بر سر سازوکاری برای ارائه تصمیم اجرایی به طرفهای ذیربط توافق کردیم.»
ما همه چیز را به شیوهای خاص تنظیم کردیم، از جمله ساعت و دقیقه دقیق پرتاب موشکها و پهپادها. دایره کسانی که از زمانبندی واقعی مطلع بودند، محدود شد و سپس سازوکار جدیدی را برای ابلاغ تصمیم به مسئولان اجرا اتخاذ کردیم.
ما فرض کردیم که برای دشمن دشوار است که دقیقاً بفهمد چه اتفاقی دارد میافتد. درست است که دشمن قابلیتهای فنی نظارتی بسیار بالایی را نشان داد، که ما از ترور کادرها و رزمندگان در طول جنگ پشتیبانی فهمیده بودیم. با این حال، ما چیزی برای حل و فصل بحث در مورد نفوذ انسانی نداریم.» ناگهان، سید هاشم ساکت شد و افزود: «اما به نظر میرسد که دشمن زمان دقیق عملیات را میدانست... چطور این اتفاق افتاد؟»
در سخنرانی پس از عملیات که توسط سیدحسن نصرالله انجام شد، ایشان گفتند که پاسخ مشترک محور اجرا نشده و دلایل آن بعدها مشخص خواهد شد. اشاره سید مقاومت به اجرای یک عملیات توسط گروه های فلسطینی در کرانه باختری همزمان با شلیک موشک ها از لبنان بود که این طرح نیز اجرا نشد.
@taghvime_mehvar
مُحَلِّل
📌 دبیر شورای عالی امنیت ملی: 🔹به همه کشورهای اطراف میگوییم در جنگ اقتصادی با آمریکا شریک نشوید وگ
تبادل پیامها و رفت و آمدهای فعلی را میتوان به نوعی رایزنی برای احیای تفاهم نامه اسلام آباد تعبیر کرد. موضع و هدف جمهوری اسلامی ایران نیز بازگشت آمریکا به تفاهم و اجرای تعهدات است. با این حال مهمترین گره یا بحث، سازوکار بازگشت طرفین و راستی آزمایی تعهدات است که تنگه هرمز و محاصره دریایی در قلب این مباحث قرار دارد.
با این حال سفرهای عاصر منیر، البوسعیدی عبدالرحمن به تهران، که حامل پیامهای آمریکا نیز هستند، دو معنا دارد:
۱. نگرانی کشورهای عربی از اقدامات تقابلی ایران جهت شکستن محاصره اقتصادی که مستقیماً منافع آنها را هدف قرار خواهد داد و
۲. تلاش آمریکا در جهت ایجاد تردید در محاسبات مقامات ایرانی و همچنین حفظ کانالهای دیپلماتیک علی رغم لفاظیهای مکرر ترامپ و بسنت که مجموعاً میتواند به یک حالت فریز و فرسایش ایران منجر شود.
@Muhallel
مطابق گزارشات پراکنده مختلف، مقامات آمریکایی در سفرهای اخیر خود به کشورهای منطقه، یک درخواست ثابت داشته و آن قطع روابط تجاری و اقتصادی با ایران است. گفته می شود که در سفر اخیر هیئت کنگره آمریکا به قزاقستان، این درخواست نیز مطرح شده که اتصال ریلی چین به ایران که از مسیر این کشور می گذرد نیز متوقف شود. گزارش های رسانه ای نیز حاکی از درخواست های مشابه رتکلیف از روس ها بود و ادعا شده که بسنت در نشست هفته آینده وزرای دارایی جی 20 به دنبال اقناع کشورها در همراهی با تحریم هاست. امری که تاکنون از سوی تقریبا همه کشورها یا به دلیل وابستگی متقابل اقتصادی رد شده یا موکول به بررسی های آینده (که رد غیرمستقیم است) شده است.
@Muhallel
موساد در گزارشی به ارتش رژیم صهیونیستی اطلاع داده است که با توجه به تلاش های بازسازی مقاومت در غزه و لبنان و آمادگیهای آن، این رژیم در رویارویی بعدی (احتمالی در اکتبر) شاهد حملات شدیدی از سوی مقاومت خواهد بود. همچنین از احتمال وقوع ناآرامیهای ناگهانی در کرانه باختری نیز هشدار داده شده است. بر این اساس، میتوان دلایل تشدید حملات رژیم صهیونیستی به این جبههها را بهتر درک کرد.
@Muhallel
اگر ما فرض کنیم که در دوره «جنگ میان جنگها» قرار داریم، پس دو پیش فرض را همراه خود داریم:
۱. طرفین از نبردهای قبلی، درس ها و تجربه ها را فراگرفته اند.
۲. بر اساس این درس ها و تجربه ها، برای نبرد آتی کار می کنند.
در این بین، ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، هر دو سو، درگیر فرسایش زمانی شده اند و در فرسایش، اصل این است که زمان در حوزه های جزئی و صحنه کلی به سود کدام طرف در جریان است؟
بنابراین هر دو جبهه، تلاش میکنند تا بر سر اهرم های عملیاتی، تاکتیکی و راهبردی خود دو کار را انجام دهند:
۱. حفظ، تقویت و خلق اهرم های خودی
۲. فریز، فرسایش و انهدام اهرم های حریف
اهرم می تواند یک کارت (تنگه هرمز، محاصره دریایی، یک معادله (ضاحیه - شمال، نفتکش در برابر نفتکش، صادرات نفت همه یا هیچکس) و یا یک ابزار (یک موشک، یک ناو) باشد.
@Muhallel
با این صورت بندی کلی، در حال حاضر دشمن ما چند محور را به صورت همزمان به پیش می برد:
اول. عملیات «خشم اقتصادی»: که مبتنی بر ۱.شناسایی مسیرها، افراد و ابزارها توسط سرویس های حریف،
۲. رایزنی با طرف های ثالث توسط دیپلماسی رسمی، عمومی یا پنهان از سوی حریف و نهایتا
۳. اقدام نرم (تحریم)، نیمه سخت (بازداشت، ترور، مصادره و انسداد اموال و...) و سخت (محاصره، عملیات نظامی یا تروریستی) خواهد بود.
ضلع چهارم یا مکمل این ساختار، اجرای یک عملیات شناختی علیه جامعه ایران است.
از نظر آمریکا، این عملیات باید سه خروجی داشته باشد:
۱. تسلیم جمهوری اسلامی ایران در برابر خواستههای آمریکا: خواسته سیاسی جدید آمریکا، باز کردن تنگه هرمز یا بازگشت به اسلام آباد نیست بلکه آنها خواهان لغو بند ۱۳ اسلام آباد و مذاکره و توافق جامع و کلی با باز کردن تنگه هرمز و تعیین تکلیف پرونده هسته ای باشد. از نظر ایران این مدل مذاکراتی، عین تجارب پیش از ۱۲ و ۴۰ روزه است.
۲. فروپاشی درونی نظام
۳. وقوع یک شورش درونی که قطعا جنس آن نه تنها متفاوت با سالیان قبل، که حتی متفاوت با دی ماه خواهد بود. بر خلاف اغتشاشات قبلی که دشمن نیروی آماده به عملیات در منطقه نداشت، اینبار سنتکام سعی کرده نیروی خود را حفظ کرده و حتی آن را تقویت کند.
همانگونه که محاسبه دشمن پیش از جنگ ۱۲ روزه، تضعیف و ببر کاغذی بودن ایران و وقوع شورش با اصابت اولین موشک به تهران بود، و در جنگ ۴۰ روزه تصور بر این بود که حجم آتش ۱۲ روزه کم بوده و با افزایش حجم آتش با آمریکا و ترور رهبری با سوءاستفاده از فضای دی، باز هم شورش آغاز خواهد شد، به نظر دال مرکزی و محوری محاسبه حریف این شده که با این عملیات اقتصادی، ایران از درون دچار هرج و مرج و فروپاشی خواهد شد و آنها فقط باید این مرحله را مدیریت یا تشدید و ربایش کنند.
@Muhallel