میخوام حالِ بدو از زندگی ادمای زندگیم دور کنم؛نمیتونم.
میخوام از ادمای زندگیم دور شم؛ نمیتونم.
میخوام ادمای زندگیمو از خودم دور کنم؛ نمیتونم.
میخوام از ادما کلا دور شم؛ نمیتونم.
میخوام از این روزمرگی لعنتی دور شم؛ نمیتونم.
میخوام به مدت زیادی بخوابم؛ نمیتونم.
میخوام به کنکور و درس و چه و چه فکر نکنم؛ نمیتونم.
میخوام از فکر تو دور باشم؛ نمیتونم.
میخوام آروم باشم؛ نمیتونم. نمیتونم. نمیتونم.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
واقعا ویویِ اینا فقط برای من اینقدر کمه؟
کاش من یه آدم فضایی بودم توی یه کهشان دیگه که نمیدونستم زمین چیه انسان کیه.
هیچ درکی از کسی که دم از امام حسین و امامِ زمان میزنه و حکومتِ مهدوی رو در حکومت اسلامی نمیبینه ندارم.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
دیشب چشمام بینِ چیزایی که تو ویترینِ مغازه ها بود رویِ چیزای زیادی زوم میشد که هدف خریدنشو نداشتم ول
میدونی جقدر چیزِ آبی دیدم؟ چقدر گردنبند؟ ولی نمیشد بخرم. خب تو نبودی.
کاش من واقعا یه برونگرای ابرازگر بودم ولی من فقط یه موجودم ک زیادی همه چیزو تعریف میکنه و حرف میزنه ولی درواقع هیچ چیزی رو بروز نمیده و اینقدر نگه میداره تا خفه شه.