eitaa logo
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
2.5هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
618 ویدیو
1 فایل
هوالمعشوق؛ • و ما به زودی سبز خواهیم شد عزیزم، زیر سایه یک چنار. آن زمان که گنجشک‌ها رسیده باشند به مقصد و نامه‌هایِ من به دست‌ِ تو. وقتی بخوانیشان، آنگاه سبزخواهیم شد. • ده روز مانده به پایانِ تابستانِ چهارصد
مشاهده در ایتا
دانلود
امیدوارم فردا روزِ بهتری باشه.
اخجون فردا تخصصی داریم، روزِ خوبیه.
ولی بچه ها، به شرافتم قسم، روزِ آخری که تو مدرسه باشیم همه حرفایی که این کنجِ گلوم قلمبه شده رو میزنم و بعدش از اون مدرسه خراب شده و کلاسِ کوفتی میرم.
منی که هی بحث رو تموم میکنم باز دوباره: ولی بچه ها
فیلنامم کامل شد، دوسش دارم، اتفاقاتش رو میپسندم، و استوری بردِ ذهنیم رو هم همینطور. خیلی خوشحالم و این هفته سه شنبه سرِ کلاسِ جنگ اعصاب حتما راجع به سناریوم حرف خواهم زد:)
خب پنجشنبه که همش رو درس خوندم، ولی امروز، روزِ خوبی بود. اتاقم رو مرتب کردم، بعد از چندین هفته رفتم بالا و کُّلی مداحیِ وسط قلبی گوش دادم [از اونایی که نمیذاره آدم سر جاش بشینه] . نوشته های رویِ کمدم رو سر و سامون دادم، نقاشی هایِ این پاییز رو تایین کردم، راجع به نقاشی به صورت تخصصی با یه نقاش دیگه حرف زدم و موقع حرف زدن روحم داشت پرواز میکرد. رفتم تولد و یه چیچِ واگعیِ کاکائویی [خیلی خوشحالم بابتش درک نمیکنید شما] خوردم. لباسایِ قشنگ پوشیدم. برنامه‌یِ پاییزم رو نوشتم و از بابتِ این یه دونه به شدت خوشحالم. فیلمنامه‌م رو نوشتم، رفرنس برای کاراکترم جمع کردم، خندیدم، خوشحال بودم، سعی کردم خودم رو تویِ بحث کنترل کنم و واکنش ندم و در کُل امروز، روزِ پر دستاورد و خوشحال کننده ای برام بود.
دلم میخواد این پاییز یه بار برم شیراز ولی متاسفانه، نه پول دارم، نه وقت، نه شرایط، نه همراه. ممنونم از زندگی.
ی کارکتری زدم، ولی هیجوره دوسش ندارم بگید چرا؟ نمیدونم خودمم.
چند شبه ساعت خوابم از نُه و ده که به زور بهش رسیده بودم اومده رویِ دوازده دوباره. این شکست تاریخی رو چیکار کنم باهاش. ای وای بر من.
هدایت شده از [دُشمݩِ‌عزیز]
منظورتون چیه که فردا باید برم مدرسه؟