من دوباره اومدم درس بخونم
بابام: پخش کردنِ شدالثامه
من: بلند شدن و دیگر آرام نگرفتن
یاسهاسبزخواهندشد ؛
پس زمینهیِ این یه سبز خوشرنگی بود که تویِ عکس اصلا مشخص نشده، بی ادب.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
این استاد اگر الان بود و آثار انیمیشن و فضای تخیلی هنر رو میدید سکته میکرد.
اصلا چه معنی میده هنرمند تخیل کنه؟ جمع کنید این مسخره بازیا رو.
ولی من فهمیدم هنر از همون اول دستِ آدمایِ ادایی ای بوده. این هنرمندایِ جدید خیلی تقصیری ندارن اجدادشونم ادایی بودن.
پوستِ کنارهیِ اگشتام رو یه جوری کندم که فقط از یه بیمارِ فوق روانی بر میاد، من شاید فقط یه بیمار روانی خالی باشم.
بعد از اونور وقتی یه کاری میکنم حواسم نیست دارم با انشگتان چیکار میکنم، یه وسطای یه بند رو کندم اصلا یه وضعی، حس میکنم تا آخرِ سال کنکورم بتونم تا وسطایِ شیکمم رو فتح کنم.