احساس میکنم اون جایگاهی که من برای دیگران تو زندگیم قائل میشم دیگران نمیشن. یهویی به خودم میام میگم یه لحظه صبر کن ببینم، من کجای زندگیتونم؟
درس خوندن نباید الویت آخر باشه، نباید. حانیه پا میشم میام بخداوندی خدا کتکت میزنم.
میدونی اون موقعی که دارم درباره پذیرفتن یک مسئولیت تصمیم میگیرم به این فکر نمیکنم که من موقع کار خودم، خودم رو به جای کارفرما تحقیر و تخریب خواهم کرد و همه علائم حیاتِ روح رو از خودم خواهم گرفت.
درسته، موافقم که مرد باید بوی خوب بده، ولی نه تا شعاع پونصد متریش. برای همون دوتا رفیق کنارش. اینهمه پول اون ادکلنو دادی مرد، برای یه مدت نگهش دار.
وقتی وسط حرفم میپری من بقیه حرفم رو یادم نمیره که دوباره با یادآوری تو ادامه بدم. من دیگه تو رو شنوندهیِ حرفام نمیبینم، و تا ابد یادم میمونه که وسط حرفم پریدی.
هفته پیش این موقع، داشتم بهترین ساعت های زندگیم رو در مشهد میگذروندم. واقعا یک روز قبل از تولد امام رضا، پذیرش این حجم از دلتنگی خیلی سخته.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
هفته پیش این موقع، داشتم بهترین ساعت های زندگیم رو در مشهد میگذروندم. واقعا یک روز قبل از تولد امام
واقعا الان هیچ چیز نمیتونه مقدار دلتنگیم رو توصیف کنه.