یاسهاسبزخواهندشد ؛
اینکه باور دارم شهید نمیشم دو جنبه داره. جنبه خوشحالکننده و جنبه ناراحتکننده. خوشحال از اینکه ترس
من حتی درباره شهید شدن هم حسودم. مثلا دارم به فلان آدمی که شهید زندهاست حسودی میکنم که نکنه زودتر از من شهیدشه؟ اِی حانیه، کی اصلاح میشی بنده فلوکِ خدا؟
یاسهاسبزخواهندشد ؛
از اینا.
بدترین آدم زندگیم یه دونه از اینا بگیره میبخشمش.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
بارِ غمت این چندروزه اینقدر سنگین شده که با خودم فکر کردم شاید بهتر باشه برم با درختِ جلو ایوون صحبت
بار غمت رو ندادم به درخت جلو ایوون. همه گفتن بلاخره باید یهجا پیادهش کنم. بذارمش زمین یه نفسی بکشم. گوش نکردم، حالا صدای شکستن استخوانهایِ سینم رو میشنوم. حالا فکر میکنم که شاید دیگه نخوام تا آخر تابستون صبر کنم. مثلِ بهار که قرار بود معجزه کنه و نکرد، تابستونهم نمیکنه. هیچ فصل و ماهی و روزی و هفتهای معجزه نمیکنه وقتی تو نمیخوای.
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
_ خداروشکر جنگ تموم شد؛ جوونهامون کشته نمیشن.
+ اولا جوونهامون کشتهنشدن. شهید شدن. دوما ما اینهمه رفیقامون بچههاشون یتیم شدن که تو خداروشکر کنی؟ جنگ نعمت بود تو نمیفهمی!
دیالوگی از سینمایی ماجرای نیمروز!
دولتی که تنها دستاوردهاش در یک سال گذشته، رفع فیلتر واتساپِ جاسوس، ایجاد جنگ و شهادت ۶۱۲ تا هموطنم بوده، دولتِ من نیست و تصمیمش، تصمیمِ منِ ایرانی نیست.
رئیسی خدا رحمتت کنه.
امیرعبدالهیان خدا رحمتت کنه.
و لعنت خدا به هرکسی که جای این شهدارو با یک مشت بی وطنِ بزدل پر کرد. لعنت!
خدایا کاش مارو اینقدر آدمهایِ گندهای کنی که فقط از یه گوشه برای مولامون غصه نخوریم و دستمون به یه جایی برسه.