از زیادی فکر کردن به این همه چیزِ کوچیک و بی ارزش و کوه ساختن ازشون، خستم. از خودم خستم، از تو، از همه.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
کاش ادامه امروز شبیهِ صبحش پیش میرفت. ابری، خنک، خوشحال.
برونگرا؟
یکصدمِ پارسال همین موقع برونگرا نیستم.
یک هزارمِ دوسال قبل همین موقع هم نیستم.
برونِ چه گرایی؟