یاسهاسبزخواهندشد ؛
-تولد بیست سالگیش-
من عاشق این #ولاگ ام : )
تشکر زیاد از خانمی کارگردان..
یاسهاسبزخواهندشد ؛
چقدر نگاه کردن به آدمها و غصه خوردن جاشون سخته.
چقدر اینکه نمیتونی بری جلو بغلشون کنی و بار غمشونو سبک کنی سخته.
چقدر آدمها و ارتباط گرفتن باهاشون، دیدن غم و ناراحتیشون و هیچکاری نتونستن کردن سخته.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
امروز بعد از هفتهها رفتم نشستن پای تکالیف استاد حامدی.
برای یکی دو ساعت حداقل نجات پیدا کردم واقعا، از همه فکرهای منفی، اتفاقاتِ نا جالب، آدمهای دوستنداشتنی و... با چهارتا خط عبور کردم.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
برای یکی دو ساعت حداقل نجات پیدا کردم واقعا، از همه فکرهای منفی، اتفاقاتِ نا جالب، آدمهای دوستندا
هنر واقعا بعد از خودِ خدا، نجات دهنده واقعیه.
تموم شدن این ترمی که توش فقط کلاس استاد حامدی و یکم شعیب رو دوست داشتم. با علم اینکه دیگر با استاد حاندی کلاس نخواهم داشت خیلی غمگینه.
همیشه برای من آخر ترمها خیلی غمگینن. انگار یادم میاد که عه، یک ترم دیگههم از اون هشت ترمی که اول دانشگاه میگفتی اووو کو تا تموم شدنش، گذشت. و واقعا چه حکمتیست که همیشه در آغاز، نگاهِ من به سرانجام است و بابتش هزار هزار غصه میخورم؟
یاسهاسبزخواهندشد ؛
برای یکی دو ساعت حداقل نجات پیدا کردم واقعا، از همه فکرهای منفی، اتفاقاتِ نا جالب، آدمهای دوستندا
ولی فهمیدم دانشگاه اومدن به هدفی جز سر کلاس نشستن و مفید بودن چقدر بیشتر از دانشگاه اومدن و سر کلاس رفتن و احساس نامفیدی کردن حال میده.