یک ساعت دیگه باید پاشم جمع کنم برم دانشگاه، و چقدر دلم نمیخواد. چقدر دانشگاه رفتن در ماهرمضون ظلمه واقعا.
- خب استاد شما گفتین ده نمره، نمره عملی، ده نمره، نمره تئوری، نمره کلاسی با عملی حساب میشه؟ یا فاینال کجا حساب میشه؟..
+ نه دیگه ببین این ده نمر..-
× میشه سی نمره.
دلم میخواهد استاد اجازه دهد من همینجا بمیرم. نمیتوانم چشمانم را باز نگاه دارم حتی. مرگ بر دانشگاهِ هشت صبح.
هدایت شده از اینجاتنهایکمننشستهاست.
[ یکسال یک احساس در قلب من ریشه کرد و من با خواستِ عاقلانه خودم، ساقهش رو پیچیدم دور دستم و کشیدم تا از ریشه بِکنمش. و کندمش.. ولی اینقدر عمیق بود که بخش هایی از قلبهم باهاش کنده شد، و هرگز بازنخواهد گشت.. ]
دارم فکر میکنم که آیا واقعا این یکسال، این اتفاقات، این امتحانات، من رو رشد داد؟ یا فقط یه زخم بزرگ رو دلم جا گذاشت که من حتی بلد نیستم پانسمانش کنم؟ ااره خونریزی میکنه ولی همین من نمیتونم پانسمانش کنم. خدای بزرگ تو نشستی و میبینی که من بلد نیستم و اصلا نمیتونم زخمم رو پانسمان کنم؟ رهاش کردم دیگه ولی دارم تلاشم رو میکنم، میبینی که میکنم، ولی بهت نیاز دارم. بیا منو بغل کن لطفا خدای مهربون ::)))
خدای مهربون اگر تو مرهم فرستادی، حداقل بهم بگو چقدر طول میکشه تا عمل کنه و این دردا تموم بشن، حداقل بگو چقدر باید صبر کنم:::))))))
یاسهاسبزخواهندشد ؛
جناب چاوشیMohsen-Chavoshi-Rahayam-Kon-128 (1).mp3
زمان:
حجم:
4.5M
که عشق، عمرِ منو، حروم کرد حروم : )