eitaa logo
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
3.1هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
704 ویدیو
10 فایل
هوالمعشوق : ) ما به زودی سبز خواهیم شد عزیزم، زیر سایه یک چنار. آن زمان که گنجشک‌ها رسیده باشند به مقصد و نامه‌هایِ من به دست‌ِ تو. وقتی بخوانیشان، آنگاه سبزخواهیم شد. [ ده روز مانده به پایانِ تابستانِ چهارصد ]
مشاهده در ایتا
دانلود
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
-همیار هیولا-
کارت‌های همیاری هیولاییمون، من یکی از ا ن نارنجیام : )
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
بچه‌ها اینجا دفتر تشکل جامعه رسانه اسلامیه. جایی که برای من حداقل نقطه عطف یک سال گذشته‌ام بوده و بزرگترین و مهم‌ترین اتفاقات یکسال گذشته‌ام یا حتی زندگیم اینجا رغم خورده.
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
دیدارِ دوبارش بعد از ۱۱۶ روزی که شفی حساب کرده بود، واقعا حس عجیب و غریبی داشت.. اون پنجره‌های آبی‌ای که می‌بینید، در اثر موج انفجار شیشه‌هاشون شکسته و این شکلی که الان از دفتر می‌بینید اصلا اون شکلی نبود که ما آخریم بار باهاش خداحافظی کردیم.
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
روی میزامون پر از خاک بود.. خیلی از وسایل رو فکر کنم منتقل کرده بودن جای دیگه‌ای.. گلدونا رفته بود، شیشه نداشتیم و.. خب خیلی چیز‌ها دلگیر بود : ) اما ما یک یادگاری نوشتیم رویِ تخته..
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
ما دوباره به اینجا برمی‌گردیم : ) سرشارم از جوانی، هرچند پیر دهرم چون سرو در خزان‌ نیز، رنگِ بهار دارم.. به یادآقا..
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
همینجوری که داشتیم تو دفتر می‌چرخیدیم یهویی شفی گفت: عههه این خشک شده. برگشتم نگاه کردم، این گلدونا رو روزی که آقای میرسعیدی اومد دانشگاه و نشریه خرمالوییان رو پخش کردیم، کنار نشریه‌ها دادیم به بچه‌ها. گفتم: اینم مثل ما این مدت پژمرده شده. شفی چرخوندش، چشاش برق زد و دوباره گفت: حانیه نگااااش کن جوونه جدید زدههههههه. بعد فکر کردیم که پس شاید ماهم قراره بعد از اینهمه غصه یهویی جوونه بزنیم و زندگیم هیچوقت متوقف نمیشه : )))
یه دوست تقریبا جدید هم پیدا کردم، که می‌شناختمش البته از قبل ولی یکشنبه بهم فرصت معاشرت بیشتری داد، مرضیه. دختری خوش انرژی و باحالِ بسیج که شنیدن داستانش‌هم خیلی برام جالب و اثر گذار بود : )
در کُل یکشنبه، رفتن تا دانشگاه، دیدن آدم‌های دوستداشتنی قدیمی و پیدا کردن دوست‌های جدید، دیدن جِقِله‌هایی که می‌خواستن تازه بیان دانشگاه، یه عالمه حرف زدن، و قدم زدن تو جایی که یه روزی توش زندگی می‌کردی و اون روز‌ها رنگی بودن، حس خیلی خوبی داشت، دوباره یکم رنگی شدم شاید : )