eitaa logo
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
3.1هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
701 ویدیو
10 فایل
هوالمعشوق : ) ما به زودی سبز خواهیم شد عزیزم، زیر سایه یک چنار. آن زمان که گنجشک‌ها رسیده باشند به مقصد و نامه‌هایِ من به دست‌ِ تو. وقتی بخوانیشان، آنگاه سبزخواهیم شد. [ ده روز مانده به پایانِ تابستانِ چهارصد ]
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از "برکه"
با این‌که اون‌قدر گریه کردم که سرم درد می‌کنه ولی باز هم این هوا بغض دارم که داره بی‌وزنم می‌کنه.
هدایت شده از سبز جاندار"
هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم همچین روزی رو ببینم، فکر میکردم تو نامیرایی و همیشه دارمت...
روزهای فشرده‌ای میگذرن بر من. ولی خوشحالم میکنن، که تو خونه حداقل نمی‌شینم تا این چند روز بگذره، دارم یه کاری می‌کنم، هرچند کوچیک و ناقابل.. امیدوارم آقا ببینه : )
بیست‌‌وچند سالگی من برای رفتن‌ تو زود بود. سی‌وچند سالگی‌ دوستانم برای بی‌تو شدن زود بود. من حالا حسودی می‌کنم به آن‌ها که پنجاه و شصت‌ سال از عمرشان را در عصر تو گذارنده‌اند. برای آن‌ها که موی سپید توی سرشان دارند. ما سنی نداریم برای دیدن تابوت تو. ما سنی نداریم برای قدم زدن پشت سر تابوت سنگین تو. ما برای گریه بر پیکر چاک‌چاکت زیادی بچه‌ایم. شانه‌های ما برای حمل پیکرت هنوز نحیف است. ما آنقدر جوانیم که دنیای پیش از تو را هیچ‌گاه ندیده‌ایم. تا دنیا بوده، تو همیشه بوده‌ای. ما همانیم که ما را «بچه‌های عزیز من» خطاب می‌کردی.‌ تازه‌تازه خوب و بد را فهمیده‌ بودیم. تازه داشتیم می‌فهمیدیم که چه گران‌نعمتی بر سرمان است.‌ افتاده بودیم جلو و سنگت را پیش همه به سینه می‌زدیم. حرص می‌خوردیم از توهین‌ها به تو؛ می‌نوشتیم، بحث می‌کردیم، دعوا می‌کردیم. در دنیای عیش‌ونوش‌ها و بی‌وطنی‌ها، ما آدم تو بودیم. ناگهان صبح یک روز سیاه زمستانی تصمیم گرفتی که بروی. حالا ما یتیمانی جوانیم خیره بر تابوت تو. در فکر اینکه سال‌های بی‌تو را چگونه باید زیست. ما زندگی در دنیای بدون تو را بلد نیستیم. نباید می‌رفتی عزیزم… «مهدی مولایی» @m_molaie110