یاسهاسبزخواهندشد ؛
شاید وقتی هنرستانی بودیم هنوز، فکر نمیکردم چیزی بیشتر از زنزندگی اتفاق بیفته که بتونه بینمون جدایی
حالا من بابتش ناراحتم؟ بله ناراحتم چون من آدمیزادم. چون همیشه شنیده بودم دوستانِ دبیرستان میمونن، چون میدونم که همشون باهم مدتهاست که خوبن و من از روز اول رفتم که هم اعصابِ من در آرامش باشه هم اونا فکر نکنن یکی از بچههای بالا بینشونه و نیاز به گروههای جداگونه نداشته باشن : ) گاهی فکر میکنم تجربه بودن بینِ اقشار مختلف جامعه در هنرستان و زودتر وارد این فضا شدن چقدر معایب داشت، من هیچ دوست قدیمیای ندارم. هرچند یه عزیزی چند وقت پیش بهم گفت، مگه قدیمی بودن آدمها مهمه؟ نمیدونم ولی فعلا بابتش غمگینم.
ولی خب، فکر میکنم وارد مرحلهای شدم که دیگه آدمها انگشت شمار میمونن و هموناهم کم و کم میشن : )