یاسهاسبزخواهندشد ؛
الان برای هشتمین بار در امروز، موهام رو گوجهای کردم و برای خودم چایی ریختم. نشستم اول به چاییم انعک
احساس میکنم، شیطون این چند روز همه قوایِ لشگرش رو برای نشوندن من سر جام به کار گرفته. نمیدونم در جنگ با این قوا چقدر موفق میشم ولی انشاالله که موفق میشم، میشیم هممون.
نتونستم دیگه خودمو نگه دارم، من دوره نویسندگی مولایی رو خریدم، یه عالمه آخجونم الان☝️🏻
امسال بین دوراهی رفتن پیش امامحسین و موندن در خیابان گیر کردم و نمیدونم چی میشه. اما احتمالا در خیابان میمانم و اگر اینطور بشه اونوقت احساس میکنم دیگه امامحسین دوستم نداره.
پارسال از فرصتم برای نوشتن روایت توی طریق استفاده نکردم و حالا امسال این توفیق رو دیگه ندارم..