افکار در هم ریخته یک موجود؛
ارغواننن یاد یه چیزی افتادممم
یه جا بود،داشتم شخصیت های داستانم رو معرفی میکردم(به صورت ویس)،بعد رسیدم به یه خواهر برادر دوقلو به اسم های توماس ؤ آنجلینا.
افکار در هم ریخته یک موجود؛
یه جا بود،داشتم شخصیت های داستانم رو معرفی میکردم(به صورت ویس)،بعد رسیدم به یه خواهر برادر دوقلو به
این طوری گفتم که:
آنحلیناخیلی رئیس بازی در میاره و ....... و... و..... و توماس.... خب،توماس توماسه دیگه.
افکار در هم ریخته یک موجود؛
🤣🤣🤣🤣🤣
«توماس،توماسه دیگه»
این جمله رو باید قاب گرفت بس که پر موحطوا ست