eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
938 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
887 ویدیو
23 فایل
ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دقیقا درست گفتی؛ قرآن اجازه فساد به اسم دین نمی‌دهد ـ و هیچ‌کس هم نگفته داده. اما یک سؤال روشن : فسادِ برخی افراد، ابطالِ یک گفتمان است یا دلیلِ لزومِ اصلاح همان گفتمان؟ اگر دزدی و خیانت دلیل بطلان است، پس آمریکا با آن حجم جنایت، غرب با آن همه فساد سیستماتیک، و دولت‌های دست‌نشانده با آن فرارهای مفتضحانه باید اول از همه کنار گذاشته شوند. نقد فساد واجب است؛ اما جا‌به‌جا کردن اصلِ مقاومت با خطای افراد مغالطه است. اگر معیار، حق است . پس بیایید همه را با یک متر بسنجیم؛ نه اینکه فسادِ این‌جا را ببینیم و جنایتِ آن‌جا را نادیده بگیریم. دلیل داری؟ بسم‌الله. برچسب و هیجان، جای تحلیل را نمی‌گیرد. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/7308
🔴 من از طرف مردم حرف نزدم؛ از منطق حرف زدم. اگر حرفم اشتباه است، نقضش کن : بگو چرا تجاوز آمریکا به ونزوئلا سکوت دارد و جنگ اوکراین فریاد؟ فحش و عصبانیت، نه تبر می‌زند نه استدلال می‌سازد؛ فقط نشان می‌دهد پاسخی در کار نیست. اگر معیار شما ملت است، پس با یک متر بسنج؛ نه آن‌جا که آمریکا هست، سکوت و آن‌جا که مقاومت هست، هیاهو. دلیل داری؟ بسم‌الله. توهین، اعلامِ ناتوانی است. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/7310
🔴 اگر بحث واقعیت است، با عدد و مقایسه حرف بزنیم نه خشم. ایرانِ بعد از انقلاب : از بی‌سوادیِ بالای ۵۰٪ به بالای ۹۰٪ سواد رسید از صفرِ صنایع دفاعی به خودکفایی موشکی و پهپادی رسید از وابستگی کامل نفتی به ده‌ها صنعت مادر و فناوری هسته‌ای و پزشکی رسید از ارتشِ وابسته به مستشار، به کشوری رسید که اشغال نشد و تجزیه نشد اقتصاد مشکل دارد؟ بله. تورم هست؟ بله. فساد هست؟ بله. اما سؤال اصلی این است: کدام کشور مستقل، بدون جنگ، بدون تحریم، بدون فشار جهانی چنین هزینه‌ای داده؟ اگر ایستادگی فقط شعار بود، ایران باید مثل لیبی، عراق، افغانستان یا فرو می‌پاشید یا اشغال می‌شد. فقر درد است؛ اما وابستگی، مرگ است. نقد کن؛ حق داری. اما حذف همه واقعیت‌ها و دیدن فقط زخم‌ها، اسمش تحلیل نیست؛ یک‌طرفه‌دیدن است. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/7311
طلوع فکر و اندیشه
🔴 بحث را از توهین جدا کنیم؛ توهین، وقتی استدلال کم می‌آورد، وارد می‌شود. گفتی مقایسه امروز با ۵۰ سال پیش سفسطه است. اتفاقا اگر مقایسه نکنیم، هیچ تحلیلی ممکن نیست. تمام علوم اجتماعی، توسعه، اقتصاد و حتی تاریخ، بر مقایسه‌ی قبل و بعد بنا شده‌اند. اگر مقایسه بی‌معناست، پس اساسا پیشرفت و پسرفت هم مفهومی ندارد. اما نکته‌ی مهم‌تر ، بنده نگفتم اگر انقلاب نمی‌شد، پیشرفت صفر بود. من گفتم در شرایط واقعیِ ایرانِ بعد از انقلاب —با جنگ، تحریم، فشار امنیتی و سیاسی —چه دستاوردهایی حاصل شده. این اسمش مقایسه‌ی شرایط واقعی است، نه خیال‌پردازی تاریخی. این‌که بگوییم اگر پهلوی می‌ماند، قطعا بهتر می‌شد. تحلیل نیست؛ فرض غیرقابل آزمون است. علم با 《 اگرِ بدون شاهد 》 جلو نمی‌رود. حالا بیایید منصفانه نگاه کنیم: کشورهایی که هم‌زمان با ایران، نفت، جمعیت و رابطه‌ی کامل با غرب داشتند — مثل مصر، پاکستان، مراکش، فیلیپین و... — نه تحریم شدند، نه جنگ ۸ ساله داشتند، نه شعار استقلال دادند. سؤال ساده است: کدام‌یک امروز هم از نظر استقلال سیاسی، هم توان دفاعی، هم نفوذ منطقه‌ای، جلوتر از ایران‌اند؟ مثال هواپیما و پیامبر هم قیاس مع‌الفارق است. بحث بر سر تکنولوژی مطلق نیست؛ بحث بر سر نسبت پیشرفت با موانع است. هیچ‌کس از قرن هفتم انتظار هواپیما ندارد، اما از یک حکومت مدرن انتظار می‌رود بدون جنگ و تحریم، حداقل نتایج قابل دفاعی داشته باشد —که بسیاری از دولت‌های وابسته حتی به آن هم نرسیده‌اند. اقتصاد مشکل دارد؟ بله. مدیریت‌ها خطا داشته‌اند؟ قطعاً. فساد؟ واقعیت تلخ است. اما حذف همه‌ی واقعیت‌ها و تقلیل کل یک تجربه‌ی تاریخی به هیچ نقد نیست؛ خشم ایدئولوژیک است. و آخرش ، اگر 《 آخوند 》 گفتن قرار است جای استدلال را بگیرد، یعنی بحث تمام شده—نه به نفع من، بلکه به ضرر گفت‌وگو. بنده از واقعیت دفاع می‌کنم، نه از قدیس‌سازی. اگر نقد داری، با عدد، مقایسه و عقل بیا؛ نه با تحقیر و بستن باب گفتگو. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/7312
🔴 انتظارات ما از شورای آینده : با نزدیک شدن به انتخابات شورای اسلامی شهر، بار دیگر نگاه‌ها متوجه نهادی می‌شود که باید صدای مردم و چشم ناظر بر عملکرد مدیران شهری باشد. شورای اسلامی، اگر در جایگاه واقعی خود قرار گیرد، می‌تواند موتور محرک توسعه، عدالت و آرامش اجتماعی باشد؛ و اگر از این جایگاه فاصله بگیرد، به نهادی کم‌اثر و گاه مسئله‌ساز تبدیل خواهد شد. از این‌رو، انتظارات مردم از شورای آینده، انتظاراتی حداقلی نیست، بلکه برخاسته از تجربه‌ها، رنج‌ها و امیدهاست. ۱_ شورا؛ نه سکوی پرتاب، نه محل معامله مهم‌ترین انتظار از اعضای شورای آینده آن است که شورا را نه پله‌ای برای منافع شخصی، سیاسی یا اقتصادی، بلکه امانتی مردمی بدانند. شورا جای بده‌بستان‌های پشت‌پرده، سهم‌خواهی و رفاقت‌بازی نیست؛ بلکه محل تصمیم‌های شفاف و پاسخگوست. ۲_ اولویت با درد مردم، نه سلیقه اعضا شورای کارآمد شورایی است که مسائل شهر را از زبان مردم بشنود، نه از پشت میزها. مشکلات معیشتی، عمرانی، فرهنگی و اجتماعی باید بر اساس ضرورت و اولویت واقعی حل شوند، نه بر اساس ذوق، سلیقه یا فشار افراد خاص. ۳_ شفافیت؛ حق مردم، نه لطف شورا انتظار می‌رود شورای آینده، شفافیت را به یک اصل غیرقابل‌چشم‌پوشی تبدیل کند؛ شفافیت در تصمیم‌ها، مصوبات، قراردادها و تعامل با شهرداری. مردم حق دارند بدانند چه تصمیمی، چرا و با چه هزینه‌ای گرفته شده است. ۴_ نظارت واقعی، نه تعارف مدیریتی شورا باید ناظر قاطع و منصف بر عملکرد شهرداری باشد؛ نه شریک بی‌چون‌وچرا و نه منتقد نمایشی. نظارتی که از سر دلسوزی باشد، حتی اگر تلخ، به نفع شهر است؛ و مماشات‌های بی‌جا، خیانت به اعتماد عمومی است. ۵_ پرهیز از اختلافات فرسایشی و حاشیه‌سازی شورای آینده باید بداند که مردم از دعواهای درون‌شورایی، اختلافات شخصی و جنجال‌های رسانه‌ای خسته‌اند. اختلاف نظر طبیعی است، اما کشاندن آن به نزاع و توقف کار مردم، قابل توجیه نیست. ۶_ توجه به فرهنگ، هویت و سرمایه اجتماعی شهر شورا تنها نهاد عمرانی نیست. بی‌توجهی به فرهنگ، اخلاق عمومی، هویت بومی و انسجام اجتماعی، خسارتی است که با هیچ پروژه عمرانی جبران نمی‌شود. شورای آینده باید برای فرهنگ، همان‌قدر برنامه داشته باشد که برای آسفالت و جدول. ۷_ ارتباط مستمر با مردم؛ نه فقط ایام انتخابات منتخب مردم باید در دسترس مردم باشد؛ شنوا، پاسخگو و حاضر در میدان. شورا اگر از مردم فاصله بگیرد، به‌تدریج مشروعیت اجتماعی خود را از دست خواهد داد. ۸_ شجاعت در تصمیم و صداقت در بیان مردم از شورای آینده معجزه نمی‌خواهند؛ صداقت می‌خواهند. اگر کاری ممکن نیست، صادقانه گفته شود؛ و اگر تصمیمی سخت اما ضروری است، با شجاعت و توضیح روشن اتخاذ گردد. ✅ در پایان باید گفت، شورای آینده اگر خود را خادم بداند نه صاحب ، اگر مردم را ولی‌نعمت بداند نه تماشاگر ، و اگر منافع شهر را بر منافع فردی ترجیح دهد، بی‌تردید می‌تواند نقطه امیدی برای فردای بهتر شهر باشد. انتظار مردم زیاد نیست؛ فقط شورا در جای درست خود بایستد. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/7314
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای صفوی ، آنچه شما تحلیل می‌نامید، در واقع جابه‌جایی ماهرانه‌ی علت و معلول و تکرار ادبیات کهنه‌ی لیبرالیسمِ شکست‌خورده در قالبی بومی‌نماست. مسئله دقیقاً از همین‌ جا آغاز می‌شود: شما به‌جای تحلیل نظام‌ مند، به قضاوت احساسی و تک‌علتی پناه برده‌اید و گمان کرده‌اید هر مشکلی که دیده می‌شود، لزوما نشانه‌ی ناکامی نظام است ؛ حال آنکه این، نه تحلیل علمی است و نه حتی منصفانه. اولا : تفکیک نظام از کارگزار یک اصل بدیهی در علوم سیاسی است. اینکه بخشی از مشکلات کشور ناشی از فساد، سوءمدیریت یا ناکارآمدی برخی مدیران است، نه‌تنها انکار نشده، بلکه بارها از بالاترین سطوح نظام فریاد زده شده است. اما شما آگاهانه یا ناآگاهانه، این خطای تحلیلی را مرتکب می‌شوید که فسادِ برخی مدیران را به ماهیت نظام تعمیم می‌دهید. این دقیقاً همان مغالطه‌ای است که لیبرالیسم جهانی برای فروپاشی نظام‌های مستقل به کار می‌گیرد: شخص را جای ساختار، و خطا را جای هویت می‌نشاند. ثانیا : مسئولیت‌پذیری نظام، دلیل بر مجرم‌بودن آن نیست. بله، جمهوری اسلامی مسئول است؛ اما مسئول‌بودن به معنای مقصر مطلق‌بودن نیست. در منطق عقلانی، نظامی که آگاهانه مسیر استقلال، عدالت‌خواهی و مقابله با سلطه را انتخاب می‌کند، هزینه می‌دهد؛ اما این هزینه، نشانه‌ی خطا نیست، نشانه‌ی انتخاب آگاهانه‌ی یک راه دشوار است. اگر قرار بود هر نظامی برای فرار از تحریم و فشار، از اصول خود دست بکشد، اساساً مفهومی به نام استقلال سیاسی بی‌معنا می‌شد. ثالثاً: تحریم‌ها پیامدِ ناکارآمدی نیستند، ابزارِ مهارِ کارآمدیِ مستقل‌اند. تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی، نه به‌خاطر ضعف آن، بلکه به‌دلیل ظرفیتِ مزاحم آن برای نظم سلطه اعمال شده‌اند. تاریخ گواهی می‌دهد هر کشوری که خواسته خارج از مدار قدرت‌های بزرگ تصمیم بگیرد، ولو با بهترین مدیریت‌ها، هدف فشار قرار گرفته است. ساده‌سازی این واقعیت و فروکاستن آن به نتیجه سیاست‌های غلط ، تحریف آشکار تاریخ سیاسی جهان است. رابعاً: نظریه نظامِ همیشه در حال انقلاب را یا نفهمیده‌اید یا عامدانه تحریف کرده‌اید. انقلاب‌بودگیِ نظام، به معنای بی‌ثباتی یا ماجراجویی نیست؛ بلکه به معنای پویایی در ارزش‌ها و ایستایی در اصول است. این همان چیزی است که بسیاری از نظام‌های لیبرال، سال‌هاست فاقد آن‌اند و به همین دلیل در باتلاق بحران‌های هویتی، اخلاقی و اجتماعی دست‌وپا می‌زنند. شما اما، با نگاهی سطحی، این پویایی را منشأ بحران معرفی می‌کنید؛ چون اساساً با منطق انقلاب بیگانه‌اید. خامساً : نقدِ درون‌گفتمانی با تخریب برون‌گفتمانی فرق دارد. نظام جمهوری اسلامی، بیش از هر نظام دیگری، ظرفیت نقد درونی دارد؛ اما آنچه شما انجام می‌دهید، نقد نیست، بلکه بازنشر ادبیات اتاق‌های فکر لیبرالی در لباس دلسوزی است. تفاوت منتقد انقلابی با روشنفکرِ مستحیل، دقیقاً همین‌جاست: اولی برای اصلاح نقد می‌کند، دومی برای انحلال. پس مشکل اصلی تحلیل شما نه شجاعت در گفتن واقعیت ، بلکه ناتوانی در دیدن کلان‌تصویر است. شما جزء را دیده‌اید و کل را محکوم کرده‌اید؛ هزینه را دیده‌اید و انتخاب را انکار کرده‌اید؛ فشار دشمن را دیده‌اید و دشمنی دشمن را طبیعی جلوه داده‌اید. این نه تحلیل علمی است، نه عقلانی، و نه شایسته‌ی کسی که داعیه‌ی استادی دانشگاه دارد. این نگاه، بیش از آنکه جمهوری اسلامی را نقد کند، عقلانیت تحلیلیِ گوینده‌اش را زیر سؤال می‌برد. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/7316
🔴 در پاسخ به این اشکال که چرا حقیر در پاسخ به شبهات، ذیل هر مطلب الزاما منبع ذکر نمی‌کنم، چند نکته را به اختصار و صراحت عرض می‌کنم : اولا ، باید میان نقلِ مطلب و تحلیلِ مسئله ، تفکیک قائل شد. آنچه غالبا در پاسخ‌های بنده ارائه می‌شود، نقلِ مستقیم از کتاب یا گزارش تاریخی نیست که نیازمند ارجاع کتاب‌ شناختی باشد؛ بلکه تحلیل عقلانی، جمع‌ بندی استدلالی و پردازش فکریِ شخصی بر پایه مبانی روشن و شناخته‌شده است. تحلیل، ماهیتا مولّد است نه ناقل ، و از این جهت الزام به منبع‌ نویسی در همه موارد، مطالبه‌ای غیر دقیق است. ثانیا ، معیار سنجش صحت یک پاسخ، صرفا وجود منبع در پاورقی نیست، بلکه استحکام منطقی، عقل‌پذیری و قدرت اقناع آن است. قرآن کریم نیز مخاطب را به سنجش قولِ احسن دعوت می‌کند، نه به شمارش منابع : فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ. اگر پاسخی معقول، منسجم و قابل دفاع بود، اخذ می‌شود؛ و اگر نبود، صرفِ الصاق منبع، آن را نجات نخواهد داد. ثالثا ، بسیاری از این پاسخ‌ها متکی بر بدیهیات عقلانی، اصول مسلّم کلامی و چارچوب‌های پذیرفته‌شده فکری است و اساساً نیازمند دیتای خاص یا نقل جزئی نیست. مطالبه منبع در چنین مواردی، در واقع مطالبه منبع برای بدیهیات است. و خلاصه عرض می کنم ، اگر نسبت به پاسخی اشکال علمی وجود دارد یا نیاز به توضیح تفصیلی‌تر احساس می‌شود، حقیر با هویت مشخص و روشن حضور دارم و گفت‌وگوی علمی، مستدل و محترمانه همواره ممکن است. نقد علمی با گفت‌وگو پیش می‌رود، نه با ایرادهای شکلی و حاشیه‌ای. به باور بنده، انصاف علمی اقتضا می‌کند به‌جای توقف در قالب‌ها، به محتوا پرداخته شود و به‌جای شمارش منابع، وزن استدلال سنجیده شود. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/7318
🔴 افزایش سرسام آور دلار، لگد زدن به سفره مردم است؛ نه اصلاح اقتصادی. آقای پزشکیان و مشاوران اصلاح‌طلبش، با نسخه‌های شکست‌خورده سرمایه‌داری و لیبرالیسمی که خون ملت ها را در جهان می مکند ، ارزش پول ملی کشورمان را قربانی کرده‌اند و اسمش را عقلانیت می‌گذارند. تاریخ، این بی‌عدالتی آگاهانه را فراموش نخواهد کرد ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/7319