دلم میخواد مغزمو در بیارم بذارم تو یه جعبه ،
اون جعبه رو بذارم توی سطل آشغال ،
سطل آشغالو بندازم تو دریا ،
و بعد بخوابم..
ولی اونجایی از زندگیم برام غیرقابل تحمل بود
که فهمیدم توی شلوغی بین مردم حالم بد میشه.
-باهام حرف بزن.
+گاهی اوقات کلمات دربرابر بیان درد ها کم میارن.
-پس بذار با آغوش کشیدنت، این درد رو بینمون تقسیم کنم.