خیلی وقته دلم میخواد حرفای مغزمو بالا بیارم، ریز به ریز غمام، تک تک دردایی که با سختی هضمشون کردم و تفاله هایی که تو گلوم جا مونده و راه نفسمو بستن و نمیزارن نفس بکشم، تمام فکر و خیالای تاریکم که روز و شب ازم آویزونن. اما نمیشه، نشد، نتونستم؛ نمیتونم.
دوست داشتن به هر روز پیام دادن، کادوخریدن و هر روز بیرون رفتن نیست، دوست داشتن حتی به گفتن دوست دارم هم نیست.
هر وقت تونستی به یکی اعتماد داشته باشی و به حرف و عقایدش احترام بذاری و درکش کنی و مخصوصا در سختی ها و غم ها کنارش باشی و تنهاش نذاری، وقتی همه بهش پشت کردن شونه ی تو امن ترین تکیه گاهش باشه و وقتی یه اشتباهی رو انجام داد اولین نفر بتونه اون موضوع رو به تو بگه؛ اون وقت میتونی ادعا کنی دوستش داری!
اگه روزی دیدین فردی بخاطر شما داره گریه میکنه جای اینکه ترکش کنین و بگین احساسیه پس واسه هرکی همینطوری گریه میکنه به این فکر کنین از اینکه از دستتون بده انقدری میترسه که راهی جز گریه و خواهش برای موندن توی ذهنش نبوده،حواستون به اینجور ادمای زندگیتون باشه .
تو تنها آدمی هستی که اگر اشتباه کنی بازم من پشتت در میام اگر خطا کنی من کنارتم اگر مشکلی پیش بیاد من پیشتم تو تنها آدمی هستی که حتی اگر حق با تو نباشه من خودخواهانه حقو به تو میدم من هواتو دارم و بقیه غلط میکنن بخوان حتی کاری کنن که خم به ابروت بیاد .
بنظر من که اشکالی نداره اگه یه وقتایی توام بد باشی ، دور شی، گریه کنی ، بخندی ، فاصله بگیری
واقعا اشکالی نداره .
این چیزیه که بهش احتیاج داری .
- درونخودرامانندزخمیبازکرد
تماموجودخودرادید:
افکار،افکاردربارهافکار،
افکاردربارهافکارِناشیازافکار .
- یهجانوشتهبود :
کاشناشناختهمیماندند؛
آدمهاییکهفکرمیکردیمبهتریناند . .
آنهاییکهرویِمعرفتشانحساب کردهبودیم،
کاشسرازکارشاندرنمیآوردیم
آنرویِسکهشانرانمیدیدیم،
نقابشانراکنارنمیزدیم،
کاشتصوراتمانرا،اعتمادمانرا،آرامشمانرا،
خرابنمیکردیم .
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
به مرزهای تنت منم آن پناهنده ی بی رمق.
و آغوشت . . .
اندک جائی برای زیستن
اندک جائی برای مردن و گریز از شهر
که با هزار انگشت به وقاحت
پاکی آسمان را متهم میکند .