یهشبایی تو زندگی آدما هست که بعد از ساعتها فکر و خیال ، به خودش میاد و میبینه روحش ، از اعماق وجود داره گریه میکنه ، ولی از چشماش هیچ اشکی نمیاد :))
اونجایی که محمد یغمایی میگه:
"نشسته ام وسط زندگی،صبور،غمگین،امیدوار،خسته و ادامه دهنده و ادامه دهنده...!"
دقیقا همون جام.
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
نورِ خورشید نه ، ولی تو مثلِ ماه توی شبایِ تاریکی .
نورِ خورشید نه ، ولی تو مثلِ ماه توی شبایِ تاریکی .
گفت:≼ اگه نویسنده ی یه کتاب عاشقانه غم انگیز بودی آخرین جمله ای که تو کتابت مینوشتی چی بود؟≽
گفتم:≼ قسمت بود ک باهمباشن،ولی قسمت نشد که با هم بمونن≽
یه جنس خاصی از غم رو تو کولهپشتیم نگه میدارم که شونههام و خم میکنه، از آدما دورم میکنه، به سکوت مجبورم میکنه، و طولانیتر از همه احساسات دیگهم بغلم میکنه.
- آرزویِ براورده نشدهیِ من اینه که :
کاش اینجا بودی، همین کنارِ خودم و من یادم میرفت؛ که خسـتهام، خرابم، ویرانم !(:
-سیدعلیصالحی-