من موقع رفتن آدمای زندگیم تا خود صبح نخابیدم نیاز داشتم کسی بغلم کنه اما کسی رو پیدا نکردم پتوم رو محکم تر دور خودم پیچوندم، من نیاز داشتم یکی باهام حرف بزنه اما کسی نبود پس صدای آهنگمو بیشتر کردم و تا خود صبح گریه کردم نه برای آدمی که رفته«من گریه کردم برای منی که دیگه زندگی نمیکرد:)!»
هر وقت احساس کردید حق دارید با کسی بد رفتار کنید چون فکر میکنید ازش بهترید یا موقعیت بالاتری نسبت بهش دارید، راستش پیشنهادی براتون ندارم فقط «دعا کنید زمین از آدمایی مثل شما پاک بشه♡"»
دعوت نشدی ؟ نرو
بهت نگفتن ؟ نپرس
ازت نپرسیدن ؟ نظر نده
دعوت های دیر ؟ قبول نکن
بی توجهی دیدی ؟ حذف کن
دروغ شنیدی ؟ خط بزن
و قدر خودتو بیشتر بدون ..
تو به اندازه نور ماه قشنگی ؛
تو به اندازه چارخونه های پاییز قشنگی ؛
تو به اندازه برف آذر ماه قشنگی ؛
تو به اندازه خش خش برگ ها توی خیابون قشنگی ؛
تو به اندازه کتاب نو قشنگی ؛
تو به اندازه قهوه داغ قشنگی ؛
تو انقد قشنگی که حتی دیگه نمیتونم توصیفت کنم ..(:
همه کسایی که به شما نزدیک میشن ، دوستتون ندارن .
بعضیها نمیتونن از دور شلیک کنن .
کسایی که تو سرنوشت هم باشن؛
به هم دیگه برمیگردن : )
شاید دور باشن ، شاید دور بشن ..
شاید دیر همو پیدا کنن
اما بالاخره به هم میرسن ..
آدما همیشه توسط آدمایی نادیده گرفته میشن که تو کل زندگیشون دلشون نیومد نادیدشون بگیرن.