وسط غذا یادت میفتم،اشتهام میره.'
وسط حرف زدن یادت میفتم،سکوت میکنم.'
وسط کار یادت میفتم،انگیزهم میپره.'
وسط راه رفتن یادت میفتم،پاهام یاری نمی کنه.'
وسط تفریح یادت میفتم،بی حال میشم.'
وسط خنده یادت میفتم،لبم جمع میشه.'
وسط کتاب خوندن یادت میفتم،تمرکزم قطع میشه.'
وسط رانندگی یادت میفتم،مسیر رو گم می کنم.'
وسط آهنگ یادت میفتم،ادامه شعر از یادم میره.'
وسط زندگیم بودی تو...
حول محور تو میچرخید همه چی...
حالا همه چی نصفه و نیمه رها میشه..! :)
- علی سلطانی
"جرعت میخواهد به تو نگاه کرد،
فقط همان نگاه کردن که نیست،
نگاه کردن به تو؛
«بی خوابی» دارد
«دیوانگی» دارد
«شب بیداری» دارد
«شاعری» دارد
«تشویش» دارد
خلاصه کنم «دارد» ها را؛
«عاشقی» دارد...! :>
- سید سجاد ابطحی
رابطه اش داشت با مهم ترین آدم زندگیش بد میشد
بهش گفتن چه حسی داری؟
گفت حس نترسیدن؛
دیگه هرکسی رو بخوام میتونم ترک کنم
یکی باید باشه که وقتی نگاش میکنی نه اینکه غصه هات یادت بره نه !
فقط یادت بیاره که دلیل بزرگتری برای خوشحالی داری♡:)
«تو بزرگترین دلیلِ خوشحالیِ منی»
اولین باری که دیدمت فکر نمیکردم بخوای انقدر برام مهم بشی چون ما دوتا غریبه بودیم ولی الان تو آدمی هستی که نمیتونم حتی یک روزم باهاش حرف نزنم
«مرسی که وسطِ سختی های زندگیم اومدی♡:)»
23.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زخماتو شستم ، بالتو بستم :)
حالا میبینم تویِ دیوونه
فکر پروازی ، دور از این خونه ....!