eitaa logo
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
2.1هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
447 ویدیو
1 فایل
- پناهنده به دنیایِ خیالی . . . ! حوالی ساعت ¹⁹ ¹⁴⁰¹,¹⁰,²⁴ #تابع‌قوانین‌ایتا #تابع‌قوانین‌جمهوری‌اسلامی https://6w9.ir/Harf_9390107
مشاهده در ایتا
دانلود
اگه کسی بخواد باهاتون حرف بزنه، میزنه اگه دلش براتون تنگ شه، به دیدنتون میاد اگه شمارو بخواد، بدستتون میاره همه ی ما آدمیم و میدونیم وقتی چیزی رو بخوایم چقدر براش تلاش میکنیم اینها چیزایی نیستن که شرایط مانعشون بشه بلکه بحث اراده و خواستن خودِ طرفه !
هیچ رابطه‌ای یهویی سرد نمیشه! هر رابطه‌ای(دوستانه، عاشقانه، ...) که سرد شد، تموم شد، حتما یه دلخوری‌هایی بوده که رفع نشده؛ ناراحتی‌هایی که گفته نشده؛ سردی‌هایی که گرم نشده؛ دورویی‌هایی که یه طرف داشته و طرف مقابل متوجه شده؛ و در انتها، رابطه‌ای که سرد شده..
ولی من هنوز نمیدونم با اونی که از چشمم افتاده و از دلم نرفته باید چیکار کنم.
دلم میخوام یکیو پیدا کنم همونطوری که ساعت های طولانی توی سرم با خودم حرف میزنم با اونم بتونم.
یه جا خوندم بعد از رفتنِ عشقش نوشته بود : سعی کردی در آغوش دیگران فراموشم کنی و نتوانستی؛ برگشتی با لبخندی، اما دیر رسیدی حتی برای تدفینم !
حسین_پناهی میگه: سرخ میشوی وقتی میشنوی دوستت دارم زرد میشوم وقتی میشنوم دوستش داری:) چهارشنبه سوری راه انداخته ایم، سرخی تو از من زردی من از تو..! همیشه من می سوزم و همیشه تو می پری ...
تمام ثانیه‌ها شاهدان این درد‌ند که من بدون تو می‌میرم و نمی‌میرم . حسین_دهلوی
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
سلام امشب میخوام یکم باهات حرف بزنم مث قبلنا مث همون شبا ک سرم میزاشتم رو پات ستاره هارو میشماردیم ت
سلام امشب میخوام یکم باهات حرف بزنم امروز یکی از همون روزایی بود ک از شدت دلتنگی ضعف جسمی کرده بودم و تموم وجودم میلرزید حتی جون نداشتم حرف بزنم خیلی سعی کردم پاشم سرپا ولی همش بدتر از سری قبلی خوردم زمین همیشه وقتی دست پا چلفتی گری در میوردم و سر شیطنتام میخوردم زمین از دستم حرص میخوردی ولی خودت از من بدتر بودی یادته؟ به رسم همیشه ک دلم برات تنگ میشد امروز زنگ زدم بهت بوق اول هنوز نخورده بود ک صدای پر هیجانت پیچید تو گوشم اخ اون صدای مخملیت برای هزارمین بار دلم و برد -سلام عشق زندگیم و بعد دوتاییمون زدیم زیر خنده گفتی عشق اول و اخر من کیه؟؟؟ دوباره بلند تر از قبل زدیم زیر خنده هیچکس نمیدونست چه رازی هست پشت این دوتا جمله که انقدر مارو میخندونه هنوزم هیچکس نمیدونه! به خودم اومدم دیدم اصلا جوابی ندادی و همه‌ ی اینا توهم بود صدای بوق های مکرر بود ک میومد بوق اول روز اولی ک دیدمت چند روزی بود ک ازت خوشم میومد و از دور چشمات و دید میزدم بوق دوم صحنه ای ک باهم رو به رو شدیم تو حیاط وایساده بودم آبمیوه میخوردم داشتی نگام میکردی خندیدم گفتم چیه میخوری؟ توم گفتی اره و ابمیومو گرفتی و بقیه شو خوردی اونجا بود ک شروع شد همه چی بوق سوم اومدی از پشت میزکارم صدام کردی گفتی بیا عصبی بودی وقتی اومدم داد زدی مگه بهت نگفته بودم فلان کارو نکن؟؟ هرچی میتونستی بارم کردی و رفتی همونجا وایسادم و خشک شدم سرجام بوق چهارم چند روز بعد از دعوامون اومدم دنبالت سر کارت بردمت بیرون نشوندمت رو یه نیمکت نه تو حرفی زدی نه من سرمو گذاشتم رو پات و گریه کردم سرمو بلند کردی و اشکامو پاک کردی و جاشون بوسه زدی بوق پنجم روزای آخر باهم بودنمون بود یادته روز اخرو ادکلنتو از جیبت دروردی و زدی به پیرهنم من هنوزم اون لباسمو نشستم و نپوشیدم تا وقتی دلتنگت شدم به آغوش بکشمش بوق ششم کم میتونستیم همدیگه رو ببینیم و به سختی بالاخره تونستی بیای شهرمون سرم تو گوشی بود و در حالی ک منتظرت بودم از پله ها میومدم پایین دیدم تویی ک داری از پله ها میای بالا سرتو اوردی بالا دیدی منو انقد محکم بغل کردیم همو ک از پله ها افتادیم بوق هفتم بی اعصاب سر یه مناظره مهم بودم یهو در باز شد اومدم بهش بتوپم ک گفت تو اینجایی از اتاق بیرون اومدم وایساده بودی وسط سالن چقد لاغر شده بودیا دویدم دویدم و نفهمیدم اشکایی ک هیچکس ندیده بودتشون کی جلوی همه جاری شدن بوق هشتم پیام دادی نمیخواستم ولت کنم مجبورم کردن زنگ زدم دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد پیام دادم عشق زندگی؟ کجایی؟ بی جواب موند هنوزم بی جوابه و بوق آزادی که در آخر از گوشی در میاد و تماسی که باز هم بی پاسخ موند تلفنو ک میزارم زمین میبینم همه ی جونم خیس از اشکه اشکایی که گفته بودی هروقت ی قطره اشک از این چشمات بیفته یه روز از عمر من کم میشه الکی بود دیگه نه؟! وگرنه تو که میدونستی رفتنت چه مصیبتیه برام، نمیزاشتی بری که من مثل ابر بهار ببارم