eitaa logo
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
2.1هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
447 ویدیو
1 فایل
- پناهنده به دنیایِ خیالی . . . ! حوالی ساعت ¹⁹ ¹⁴⁰¹,¹⁰,²⁴ #تابع‌قوانین‌ایتا #تابع‌قوانین‌جمهوری‌اسلامی https://6w9.ir/Harf_9390107
مشاهده در ایتا
دانلود
‏آدم معمولا در لحظه سرش گرمه نمیفهمه... وقتی رفت و گذشت و تموم شد ، به عقب نگاه میکنی میبینی فلانی چقدر صبور بود ، چقدر دوست داشت ، چقدر چیز یادت داد ، یا نه برعکس ، چقدر ازت سوء استفاده کرد ، چقدر بد باهات تا کرد ، چقدر بهت دروغ گفت... بنظرم آدمی در روابطش موفقه که اینا رو در لحظه ، قبل از این که دیر بشه بفهمه!
بعد از مدت‌ها عکسشو دیدم، فهمیدم اصلاً جذاب نیست. رفتاراش هم اصلاً دلنشین نیست. شوخی‌هاش هم اصلاً خنده‌دار نیست. و آدم‌هایی که کنارش هستن اصلاً آدم‌های خوشبختی نیستن. فاصله اون از یه آدم «خاص» با یه آدم «معمولی» فقط دوست داشتن من بود. اون معمولی شده بود چون من دیگه دوسش نداشتم.
این روزا خیلی دارن عجیب میگذرن؛ نمیدونم کجا برم که بهم خوش بگذره، نمیدونم چی گوش بدم که آرومم کنه، نمیدونم با کی حرف بزنم که درکم کنه، نمیدونم چی بنویسم که حالم رو توصیف کنه .
حالا تموم سوالایی که از خودت میپرسی و تموم فحشایی که به دنیا میدی به کنار . اون لحظه که زل میزنی به یه نقطه و میگی : یعنی حتی دلش هم تنگ نمیشه ؟! همونجا خودِ مرگه .
هیچوقت دوست داشتنمو به کسی نشون ندادم چون میدونستم وقتی بفهمن چقدر برام مهمن زودتر از پیشم میرن و قبل ازینکه همه چی رو بفهمن«تمام دوست داشتنمو تو قلبم دفن کردم:)...»
-قلب تو دور از منه(:
کم غم و غصه دارم هنذفریمم گم شده.
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
سلام عزیزک دورم؛ راستش رو بخوای امروز انقدر حملات عصبی توسط خاطرات بهم دست داده که دیگه نایی ندارم ت
سلام امشب میخوام چند کلمه ای باهات حرف بزنم امروز زود بیدار شدم رفتم کوه رسیدم ک بالا، نشستم رو همون صخره آخر آخریه همونجا ک همیشه دوتایی مینشستیم شروع کردم سیگار کشیدم ببخشید سر قولم نموندم ولی خب قولم واسه وقتی بود ک توهم بودی دیگه نه؟! الان کوشی تو؟! نخ اول نخ دوم پاک اول پاکت دوم سه باکس سیگار کشیدم تا غروب داشتم ادامه میدادم بازماا ولی نزاشتن آدمایی که اونجا بودن وقتی دیدن دارم از شدت سرفه خون بالا میارم دیگه نزاشتن سیگار بکشم. نمیدونم د آخه ب اونا چ ربطی داشت وقتی سرم گیج میرفت و داشت خون میریخت از دهنم بیرون یکی بود شبیه تو از دور با بهت و غم نگام میکرد همونطور مونده بود چشمای اونم سبز بود. انگار داشتن زار میزدن چشماش ولی نه اون گریه نمیکرد یاد اونروز افتادم همون روز ک تنگی نفسم اوت کرد و افتادم ب سرفه همون روز ک وسط خیابون پخش زمین شده بودم و خون بالا میوردم شانس اوردم نیروهای هلال احمر نزدیک بودنا نه؟ وگرنه میمردم... من خوب یادمه تورو من ولو شده بودم رو زمین و بهم نفس مصنوعی میدادن بزور از لای چشمای سنگینم دیدم ک تو تو روی زانوهات افتاده بودی و با ترس بهم نگاه میکردی بغض داشت چشمای سبزت. از حال رفتم اون روز تموم شد بگذریم ک چطور تموم شد ولی وقتی چند وقت ازون ماجرا گذشت یکی بهم گفت راستی فلانی اون روز ک تو حالت بد شد از حال رفته بودا، بهتر شد؟ توهم از حال رفته بودی. حالا من موندم مایی ک وقتی حال یکیمون بد میشد دووم نمیوردیم الان چطوره که این همه مدت دستامون دور از همدیگه ست و زنده ایم؟ چطور واقعا..؟! اشکالی نداره ها ولی خب تویی که قول داده بودی هستی همیشه نیستی و من میون همه غما و دلتنگیا و خاطراتم باتو، تنها موندم و این بدجنسیه ک ازت دورم:')