یه بخشی از وجودم می خواد زندگی کنه، می خواد تلاش کنه، می خواد کم نیاره، می خواد خوش بین باشه، انرژی مثبت بده، قشنگیارو ببینه. ولی یه بخشی از وجودمم می خواد نباشه، می خواد بهم ثابت کنه همه تلاشام بیهودست، تهش هیچی نیست، تهش پوچه، تهش خالیه، همه چی تاریکه. تهش مرگه. بعضی وقتا زور یکی به اون یکی می رسه بعضی وقتام زور اون یکی، منم گیر کردم این وسط، نمی دونم واقعا حالم خوبه یا تو افسرده ترین حالت ممکنمم.
فکت محض فقط اونجایی که کارلوس میگه: "زندگی به من آموخت آدمها نه دروغ میگویند، نه زیر حرفشان میزنند، اگر چیزی میگویند؛ صرفا احساسشان در همان لحظه است نباید رویش حساب کرد."
هدایت شده از -اسکیزۅئید !
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مهسا اگه پرستار شه :
همینقدر مهربون .
"𝘔𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘺 𝘭𝘪𝘴𝘵"
مهسا اگه پرستار شه : همینقدر مهربون .
خندم میاد خوب ، انگاری اینده خودمو دیدم