یه نوکرِساده🪴
یاعلی رفقا حلال کنید که آقا باز منِ سراپا تقصیرو طلبید تا به جای شما قدم بردارم .
ولی بعد این سفر من دیگه اون آدم سابق نمیشم .
تو چه کردی حسین جان،که من اینگونه مات شدم.
میدانی آقایِ عزیز کرب و بلا؟!
ما تا در بند خیمه توییم آزادگان عالمیم.
یه نوکرِساده🪴
-
راستش را بخواهی همه ما آمدیم تا شما لشگری را ببینی که چطور همراه و همقدم شما هستن.