یه نوکرِساده🪴
خودتم میدونی که چقد از قبرستون بیزارم
از جایی که تورو گرفت دقیقا اون روز بارونی که جلوی چشمام برای همیشه نگاهت و ازمون دریغ کردی .
بگذریم،امروز و باید میومدم باهات حرف میزدم از این روزا واست میگفتم از باری که رو دوشم سنگینی میکنه از غمی که رو دلمه، آخه جز تو میتونم حرفامو کجا ببرم رفیق به کی بگم؟
ای کاش بودی بهم میگفتی چیکار کنم
ای کاش آدما نمیومدین که برین ...
.
«ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مالِهِ الرَّجاءُ، وَسِلاحُهُ الْبُكَاءُ.»
که من ازین دنیا یه امید به شما رو دارم، یکیم اشکبه خودت؛ حضرت اباعبدالله.