یه نوکرِساده
.
چه میجویی عشق؟ همینجاست
چه میجویی انسان؟ اینجاست
همه تاریخ اینجا حاضرند
بدر و حنینو عاشورا اینجاست
و شاید آن یار او هم اینجا باشد
ما وارث انبیا هستیم و آیات الهی آفرینش انسان در وجود ماست که معنا میابد
ما از مرگ نمی ترسیم که مرگ ما شهادت است و شهادت حیات عند رب . . .
چه خوشه این صدای گوش نوازت سید .
سواد زیادی نداشت
ولی تو کار جهادی استادی برا خودش بود
رفت جهاد ثبت نام کرد و اونم نه از جهاد ایلام بلکه بلکه از جهاد کرمانشاه؛
اعزام شدن قم برای اموزشای جهاد و کار با لودر
برگشتن اعزام شد شلمچه چندی گذشت که زخمی شد و برگردوندش عقب مهر های کمرش آسیب دیده بودن و بدنش پر از ترکش شده بود
یکم که گذشت حالش به نسبت خوب شد و دوباره قصد برگشت کرد
هرچی خانواده گفتن بابا نرو شده همه چیمونو میدیم نرو زخمی شدی مامانم اینا میگن داییم به پاش افتاده که فلانی نرو شده وام بگیریم جریمه یا هرچی که بخوان و میدم نرو قربونت برم این خانواده کم شهید نداده بشین کنار دل پدر مادرت
گفته بود اگه هرکاریم بکنید باز من دلم اونجاس من باید برگردم ..
برگشت ۱۳ آبان سال ۶۶ پشت لودر موقع درست کردن خاکریز شربت شهادت و نوشید و به آرزوش رسید
به بچه های جهادگر لقب سنگر ساز بی سنگر و دادن عزیزِ منم از این لقب جا نموند و کنار رفیقاش رفت
کسی که از بچگی به خاطره هایی که ازش گفته میشه و به یادگاریاش عجیب دلبستم .
|شهید الله یار(یحیی)فیلی محل شهادت شلمچه .|
یه نوکرِساده
-
اونجایی که حاج حسین یکتا میگه
طلاییه عجب طلاییه وا
چی بگم از این عزیزِ صبور
از سه راهی شهادت و شیر بچه های حیدری که رو سفید به آغوش مولا رفتن
از جایی که بزرگ مردامون علی اکبر رفتن و علی اصغر برگشتن از جایی که از دو متر نور چشمی مادرا دو پاره استخون جگر سوز و یه تیکه پلاک و سربند برگشت .
آخ شهدا حقیقتا شرمنده شما و دل مادراتونیم..
یه نوکرِساده
-
سید عزیز میگه «ای شهید، ای آنکه بر کرانه های ازلی و ابدی وجود برنشسته ای، دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون بکش»
خلاصه که ما چشممون به دست شما و شما نگاهتون به دل ما ،وسط این میدونای مین گناه دست ماها ول نکنید.
.
دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتیشکستگانیم ای بادِ شُرطِه برخیز
باشد که باز بینم دیدار آشنا را
.
دل من یه گوشه حوالی هفت اسفند ۴۰۱ جاموند
یه تاریخی که اگه دوباره هم به دنیا بیام بازم با جون و دل قدمم و به اون سمت برمیدارم اون آدم و انتخاب میکنم .
خوشحالم که با همه پستی بلندیا بازم کنار هم موندگار شدیم تا روزای قشنگ و ببینیم و احوالات دنیا رو تجربه کنیم.
خداروشکر که هم خودت هستی هم ذوق وجودت، نوره دیدهی من :).