••
.
چهجای صحبتِ سالو ماهو بهارو خزان
که دلگرفتهام از روزگارِ دور ازتو🍁🍂
#حسین_منزوی
.
•••
••
.
کوهِ غم گشتم و هر لحظه کَنَم سینهٔ خویش
طُرفهحالیست که هم کوهم و هم کوه کَنَم..!
#هلالی_جغتایی
.
•••
هدایت شده از واحه|
نمیدونم شما رو ولی اطراف من اشناهای زیادی هستن که کانال دارن
-یه بار یکی گفت چون ادما نیاز دارن حرف بزنن!
راست میگفت...
••
.
قرار بود
از شنبه شروع کنه و توبه
ولی امروز از خواب پا نشُد، مُرد!
قرار بود
بعدا دلشو بدست بیاره
ازش عذر خواهی کنه که بهش بدی کرده
اما اینقد انداخت عقب...دیگه نشد و مُرد!
قرار بود
برای امام زمانش مفید باشه
اما تو گناه خودشــو غرق کرد!
بعدشم حینِ گناه مُـرد!
#وصال
.
•••
••
.
بی جان و جَهانت به جَهانی نَجَهیدم
جُز نام و نَوایَت که نَــــوایی نَشِنیدَم
اَندَر طَلَب عِشق تو صَد توبه شِکَستَم
تاب و تَب عِشقَت به تَن و روی تَنیدَم
کَه کوه شَوَد با هَمه دَردی که کِشیدَم
زینعشق، به خونین جِگَرَم دَردچِشیدم
بَر مَن قَدَحی پُر کن و دَردَم به سَر آوَر
مَن مَستی و دَردَت به چه نِرخی، بِخَریدَم
شَهد است، به شیرینی و سُرخ است، چو لعلی
آن کُهنه شَرابی که زِ زَخم تو چِشیدم
هَر چَند بگویَم ز هَمه سوز و سِزایَم
دانم که مَحال است، بِدانی چه کِشیدَم..
#صدف_حیران
.
•••
••
.
قرار جایش را میسپارد به بیقراری
که وقت و بیوقت
سایه به سایه
رگ به رگ
دنبالت کرده است تا این خواب...
#محمد_مختاری
.
•••
••
.
"إیاك أن تنسی أنك فی یوم کنت تدعی اللّٰه
بِالأشیاء التی تملکها الان
مبادا فراموش کنی روزهایی که خدا را میخواندی، برای آنچه که حالا داری🌱
#الهیوربی
.
•••
••
.
شب آمد و دلِتنگم هوای خانه گرفت
دوباره گریهی بیطاقتم بهــانه گرفت
شکیب دردِخموشانهام دوبارهشکست
دوباره خـرمن خاکســترم زبانه گرفت
نشاط زمزمه زاری شد و به شعر نشست
صدایخنده فغانگشت و در ترانه گرفت
زهـــی پسند کمــاندار فتنه کز بن تیر
نگاه کرد و دو چشم مرا نشانه گرفت
امیــد عــافیتم بـود روزگار نخـواست
قرار عیش و امان داشتم زمانهگرفت
زهی بخیل ستمگر که هرچهدادبهمن
به تیـــغ باز ستاند و به تازیانه گرفت
چو دود بی سروسامان شدم که برق بلا
به خرمنم زد و آتش در آشیانه گرفت
چهجایگل که درختکهن ز ریشهبسوخت
ازین سموم نفسکش که در جـوانه گرفت
دل گرفتــهی من همچــــو ابر بارانی
گشایشی مگر از گریهی شبانه گرفت
#هوشنگ_ابتهاج
.
•••