حالا درسته سعی میکنم نشونبدم ازش خوشم نمیاد ولی درحقیقت برام حکم انسانی ناجالب اما جالب ، معمولی ولی پرحاشیه ، رو ولی گُنگ و نامشخص رو داره ..
هیئتثارالله از اون جاهاست که وقتی میرفتم انرژی یه هفتهام برای جانزدن و زنده موندن تامین میشد ..
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی هنوزم رو دستِ عشق شیرزاد به خاتون نیومده : )
نـازه .
. #چالش_سی_روزه 🔥🖊️ یه قراره: ۳۰ روز با دفتر و قلم رفیق شیم، اما این بار بدون حوصلهسُر بریدن! 🦦 رو
روز دوم از سیام : حالا نه که بترکم از خنده ولی همین دوسه روز پیش اومدم از خونهی معلم زبانم آژانس بگیرم برم خونهمون چون اولین جلسهم بود و بلد نبودم معلمم گفت بهطرف بگو اینجا سرچاه ِمن اشتباهی گفتم سرچهارراه بعد طرف پشتِ موبایل یه پوزخند بدی بهم زد بعدشم گفت خانوم الان من دقیقا کجا بیام چهارراه کجاست منم نتونستم خندمو کنترل کنم گوشیو دادم به معلمم 😂 .
بهراستی که دراین قرآن چراغهای روشناییبخش و شفای قلبهاست . پس هرکس در پی جَلاء بخشیدن است [ دیدهی دل خویش را ] با نور ِآن ، جلاء دهد و دل خویش را با آن تربیت کند ؛ چرا که اندیشیدن در قرآن ، مایهی حیاتِ دل ِشخص ِبابصیرت است ، همچنان که آدمی در تاریکیها ، با کمکِ نور ، راه خود را میپیماید .
- آقاامامحسنمجتبی علیهالسلام/*
نـازه .
. #چالش_سی_روزه 🔥🖊️ یه قراره: ۳۰ روز با دفتر و قلم رفیق شیم، اما این بار بدون حوصلهسُر بریدن! 🦦 رو
روز سوم از سیام : تو زندگیم بارها و بارها عزتنفسم از بین رفت بهخاطر چیزایی که اصلا دستِ من نبود! اونم نه از سمتِ غریبه بلکه خودی بهم میزد و این نازنین مستاصل دریغ از یک آغوش بیمنت چقدر گوشهی اتاقش اشک میریخت و بازهم با یه لبخند الکی مجبوراً باید به قتلگاه احساسات برمیگشت ؛ یهوقتایی انقدر این بغضها و گریههای بیصدا روی هم تلنبار میشد که وقتی میترکید دیگه کنترلش دستِ من نبود و تمومشدنش با خدا بود .
آدمهایی که بهشون پناه میبردم هم نهتنها پناهگاه نبودن که هرلحظه بیشتر ناامیدم میکردن و هرروز بیشتر حس میکردم که شاید مشکل از منه :)))))))))))
ولی آدمیزاد یهجایی به خودش میاد و میبینه اون گریههای بیصدا ، لرزشهای دست ، تیکهای عصبی ، فکر نبودن و کلی چیزای دیگه فقط شده یه تجربه تو زندگی که قویترش کرده ؛ انقدر قوی که اگه کسی از زندگیش چیزی بفهمه از صبر و تحملش تعجب میکنه و غبطه میخوره .
این دقیقا همونجایی ِکه آدم میفهمه همیشه قرار نیست غصهی اشتباهاتشو بخوره ، شاید روزی هم بیاد که اونارو تجربه محسوب کنه و بخاطر از سرگذروندن اونا به خودش افتخار کنه :))) " اگه میخونیش ببخشید که طولانی شد "
منم به نوبهی خودم خواهش میکنم برای کاروان صُمود دعاکنید ، مخصوصا آیهی وجعلنا رو زیاد بخونید : )))))))