نـازم به دهانم که به شادی و به غصـه ،
یك عُمر علـی گفت و مرا مست نگه داشـت / ۱۱۰
[ آمارچنلخداست | دستهجمعنجفانشاءالله 💓 ]
همیشه بابتِ یهویژگیم خداروشکر میکنم ، اینکه میتونم راحت ببخشم ؛ شاید هیچوقت فراموش نکنم ولی حداقلش احساساتم به تنفر تبدیل نمیشه : ))))))))
محمد بود! به واقع محمد بود! هیچکس محمد
را در آن سن و سال که من دیده بودم ندیده بود .
پنج سالگی پیامبر را کدامیک از اهل ِخانه دیده بودند ؟
و این کودک پری چهره مو نمیزد با آن محمدِ ماه رو .
من با او بودم در کوچه و خیابانهای مدینه که وقتی میگذشت همه انگشت حیرت به دندان میگزیدند
و ظهور ِ دوبارهٔ پیامبر را به حیرت مینگریستند ..
؛ پدر،عشقوپسر - نوشتهٔسیدمهدیشجاعی 🌿 .
. حسینستوده .enc_1756545800704023180515.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
گوهر ِنایاب ، ابروهات محراب !
به نگاهت بنده بند ِ دل ِ ارباب / 𝟑𝟑𝟑 .
نـازه .
گوهر ِنایاب ، ابروهات محراب ! به نگاهت بنده بند ِ دل ِ ارباب / 𝟑𝟑𝟑 .
" 2:04 "
صدا صدای ِ نبیـه ، خب ؟ محمد عربیه !
مخاطب هر سلام زیارتِ رجبیه ..
یکی از آرزوهای دیرینهـم که امیدوارم به گور نبرم اینه که صورتمو به خاکِ مقام آقام علیاکبر -ع متبرک کنم : )