میخوام برگردم بهروزایی که سیدابراهیم رئیس جمهور بود و امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه ، سردار سلامی و حاجیزاده تو گوش هم حرف زدن و وایرال شد ، سردار موسوی واسه دشمن رجز میخوند ، سید حسن نصرالله بیانیه میداد و با نگاه نافذش دل مارو آب میکرد ، حضرتآقا با مردم فلان استان دیدار میکرد و چفیه و انگشتر هدیه میداد و ما مدام حسرت میخوردیم که پس کِی ماهم میریم بیت ؟
این دل دیگه تنگ نیست ، پاره پارهست : )))))))))))))
راستی آقا یهحرفِ دلی ، روم سیاه که تو خونه نشستم و نصفه نیمه به سخنرانیات گوش دادم و سال به سال ۲۲ بهمن اومدم گفتم " وای اگر خامنهای حکم ِ جهادم دهد! "
جز شرمندگی چیزی ندارم آقا ، شرمنده پسر ِ فاطمه ..
تنگسیری ِ نقطهزن ، حالا که مأموریتای F18 زدنت با عاقبتبخیری تموم شد دکمهی شفاعتُ زود بزن خب ؟ : )
برای اینکه خیالتون راحت بشه میتونید سرمو بذارید لب جوب و ببُرید به همینراحتی و خوشمزگی 💁♀ .
متاسفانه من دیگه بچه نیستم ؛ الان مامان درموردِ مشکلاتش باهام صحبت میکنه و من مشکلاتمو ازش پنهون میکنم تا مبادا نگران بشه 🚶🏽♀🚶🏽♀..
نمیشود ، میدانم نمیشود آوازی که مردی
روستایی و عاشق با صدایی صاف در اعماق ِدرّه
میخواند در شمال ِ شمال رنگینتر از صدای تو باشد .
میدانم که نمیشود که بهار از تو سبزتر باشد ..
؛ علی حیدر ِ کرار ، خامنـهای نگه دار 🌿 .
* از زیباییهای قرار هرشبمون کفِ میدون ..