حالم یهطوریه که انگار ۹۹٪ فیلم آپلود شده دستم خورده رو کلیدِ cancel ، از خونه اومدم بیرون اما کلیدم رو پشتِ درجا گذاشتم ، بعدِ پایان امتحان فهمیدم که سوال آخر برگه رو ندیدم ، دستم خورده پلیلیستم پاک شده ، گوشیم رو زدم به شارژ ولی شارژر به برق وصل نبوده ، رازی که فقط به یکی گفتهبودم رو همه فهمیدن ، قاشقم توی ظرف سوپ غرق شده ، کفشی که منتظر بودم عید بپوشمش دیگه اندازهم نیست ، تنها دوستم تو مدرسه رفته یه شهر دیگه ، پسورد اکانتی که دستم خورده ازش خارج شدم رو یادم رفته ، روز تولدمو همه فراموش کردن .
در همین حد بگم که حال این روزام تموم ِاتفاقات غیرقابل تحمل و غیرقابل باور ِدنیارو تو خودش خلاصه میکنه ..
مامانم بهطور خودکار داره همسایههای عزیزجونمُ دعوت میکنه به عروسی من و اونام یکصدا دارن دارم میگن که میان [ من قصد ندارم عروسی بگیرم کلاً 🤣🤣🤣 ]
آقـای ابـاعبداللّٰـٰه ،
قسم به زائری نای دویدن نداشت
و نشسته برای تو روضه خواند و گریه کرد ؛
نای زندگی کردن ندارم ، کمکم کن :)
[ غمِمقدس ؛ ۱۲۸ ]
. احسانلطفی .Final - Lotfi 13.mp3
زمان:
حجم:
4.2M
- ای شاه حزین ، ای بالا نشین
از بلندای نیزه مارو ببین 𝟏𝟐𝟖 ..
چجوری ببخشمت ؟ من از ترس ِهمهی دنیا به تو پناه آوردم ، توهم منو ناامید کردی : )))))))))))))
میبینمت ؛ هرروز شکسته و شکستهتر میشوی .
میل به تنهایی در وجودت بیشتر و بیشتر میشود .
نگاه غمگینت ، نمایان درد درونی توست .
آدمهای زیادی دوستت دارند اما با اینحال ،
احساس تنهایی در تو رخنه میکند .
زخمهایی بر تن داری که جز من کسی آنهارا نمیبیند .
سعی در پنهانکردن اشکهایی داشتی که هرکسی متوجه وجود آن نمیشد اما من دیدمشان. من فهمیدمت!
[ واگویههایانتهایشب / هجدهمشهریور 🌜]