𝐩𝐮𝐥𝐬𝐞 𝐨𝐟 𝐟𝐞𝐞𝐥𝐢𝐧𝐠★:)!
و چرا شرطش اینه که تکالیف ریاضی ِزیبام رو بنویسم🙏🏻
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دلم خواب آسوده میخواد .
خوابی که دور باشه از همه و در اوج آسایش !
که یه هو یادم میاد .. !
یادم میاد من باید وایسم و برای آبادی ِایرانم تلاش کنم ،
باید وایسم و گناهامو پاک کنم که کوله بار سنگینی از گناه برای اون دنیام نداشته باشم ؛
بازم یادم میاد "
یاد رفیقام میوفتم .
میگم به خودم که شاید برای هیچکدوم از رفیقام مهم نباشم .
ولی باید وایسمو و تلاش کنم که حالشونو خوب کنم ؛
یاد خندیدنامون تو مشهد میوفتم ! "
یاد حرص دادنای خانم کمال ؛
شعر ساختنامون با کریمی ،
ناراحت شدن و قهر کردنامون با فاطمه زهرا ،
مسخره بازیامون با فاطمه ،
کارای مسخره غزل ،
گریه کردنای بنی صادقی ،
مو بافتای حاجی ،
و دست زدنامون و حرص دادنامون به کل مجموعه تو مشهد ؛
تذکرای ریحانه و زهرا تو آشپزخونه به اسکل بازی های ما و از شدت مسخره بازی های ما خودشون نمیتونستن جدی باشن ،
بازم یادم میاد ،
دارشفا رفتنمون با خانم جهانگیری و امامی و خوردن یه سینی غذا ،
ناراحتی های من و ثنا تو مشهد ،
قوت قلب دادنای فاطمه ،
گریه کردنای سحر و زینب تو محرم ،
اومدن فاطمه آخرین شب مراسمای مجموعه ،
بازم هست !
مسخره بازیای وقت و بی وقت ریحانه و پرنا و بشرا و عاطفه ،
بغلای پرنا ،
بازی های گوشی بشرا ،
استراسای عاطفه ،
جدی نبودنای ریحانه ،
حتی مدرسه انقلاب سال پیش کنار حدیث و کوچک ،
خندیدند مرضیه ،
اسکل بازی های کمالی و ابرایم ،
نگاه های حانیه ،
خانم گفتنای یسنا ،
حرفای مهلا ،
نظر های آلا ،
سرپرستی گروه سرود توسط عارفه ،
تقلب کردنامون با سه تا حانیه هایی که کنارمن ،
مسخره بازی های بچه ها عقب کلاس ،
روز خداحافظی با نهمی هامون یعنی مونا و حدیث و کوچک ،
کلاس تقویتی های ِپارسال ،
مسجد رفتنمون بعد کلاسها ،
و...
و اما مهمترین چیز
کربلا و مشهد بودن که باعث شدن یادم بیاد زندگی هنوز قشنگیاشو داره:)"
حتی پینگ پنگ ، کتاب هام ، سریالای ایرانی و خارجی ، هری پاتر، آهنگام ، و کلی چزای دیگه ؛
یادم آوردن فعلا نباید بخوابم!:)"
دلنوشته ؛
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اِنگار آبی با همه رنگا جوره 🥲💘
─ׁ ⭒ ִ─ׁ ⭒ ִ ─ׁ ⭒ ִ ─ׁ ⭒ ִ ─ׁ ⭒ ִ
Join⋆@butterfly45⋆🦋