از چرخش روزگار دگر سیر شدم
از روز و شبم خسته و دلگیر شدم
مرگم نمی گیرد سراغی از من
به گمانش که جوانم ، بخدا پیر شدم…
میگه که :
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست ..
بی تو هرلحظه مرا بیم فروریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست :))))
یادم نمیره هیچ وقت
ع پیشش نرفته انقد دل تنگ بودم
چشام تار بود نتونستم قشنگ ببینمش:)))))
1404/11/13
𝓃𝒾𝓁𝒶𝓂